زن، زندگی، آزادی در آینه آمار. گرامی‌داشت ۸ مارس “روز جهانی زن” 

ناهید مطیع

یکسال و اندی از جنبش زن، زندگی، آزادی می گذرد. بسیاری از صاحبنظران این جنبش را بررسی کرده وعمدتا به این نتیجه رسیده اند که نقطه کانونی این اعتراضات  در شعار زن، زندگی، آزادی، متبلور شده است. این شعار، خود واکنشی است برعلیه قوانین تبعیض آمیز بر زنان و خواست تحول زندگی سنتی و اجبارهای حکومتی که در طول تقریبا چهل و پنج سال گذشته به زنان تحمیل شده است.

در این یادداشت قصد دارم موقعیت زنان را با استناد به چند شاخص مهم آماری در طول این چند  دهه بررسی کنم. شاید با استناد به این آمارها بتوان  به نقش محوری زنان در این جنبش  و‌همچنین واکنش های زنان به تداوم تبعیض های نهفته  پی برد. داده های آماری همگی از گزارش ها و منابع  آماری رسمی کشور استخراج شده است. ابتدا به آمارهای مربوط به حوزه عمومی یعنی نرخ مشارکت اقتصادی و بیکاری زنان توجه شده و سپس آمارهای مربوط به حوزه خصوصی و خانواده  بررسی می شود.

۱-مشارکت اقتصادی و بیکاری

نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال ۶۵، یعنی دهه اول انقلاب ۶/۹۸ ودر سال ۹۵به ۱۴/۹۸رسیده است. این نرخ در دو دهه اول روندی افزایشی داشته و دو برابر شده است ولی در دهه بعدی روندی کاهشی پیدا کرده است. این رقم درمقایسه با کشورهای همجوار و همچنین در کل جهان رقم نازلی است. یعنی ایران از بین ۱۴۶ کشور جهان در این زمینه، رتبه ۱۴۴ را دارد. همچنین رتبه ایران در این زمینه به شکل قابل توجهی پایین‌تر از بسیاری کشورهای همسایه مانند قطر، عربستان، امارات متحده، کویت و عمان است. به طور مثال در عربستان، نرخ مشارکت زنان هم در بازار کار و هم در بخش سرمایه چیزی حدود دو برابر ایران است. این به آن معناست که بازار اشتغال ایران همچنان در قبضه مردان مانده است. /۱

از طرف دیگر با اینکه درصد زنان تحصیل‌کرده افزایش داشته است، اما همین آمارها نشان می دهد که ۷۰ درصد زنانی که تحصیلات دانشگاهی دارند بیکارند یعنی حتی تحصیلات بالا هم درهای اشتغال را به روی زنان نگشوده است. به این ترتیب آمارهای مربوط به بیکاری هم که در فاصله زمانی ۱۳۶۵-۱۳۹۵ از سوی مرکز آمار منتشر شده است نشان می دهد به رغم فراز و نشیب‌های نرخ‌ها در سال‌های مختلف، همواره شاهد نرخ‌های بالای بیکاری در بین زنان بوده‌ایم. مطالعه نرخ بیکاری در استانهای کشور درسال ۱۳۶۵ نشان می‌دهد که پایین ترین نرخ بیکاری در بین زنان مربوط به استان‌های یزد (۴/.۱۰ درصد) و خراسان رضوی (۲/۱۳ درصد) و بالاترین درصد بیکاری با بیش از ۴۰ درصد متعلق به استان‌های لرستان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان می‌باشد. هر چند تفاوت نرخ بیکاری زنان در سال‌های بعد تا حدودی تعدیل شده اما همچنان در سطح بالایی است. در ﺿﻤﻦ ﻧﺮخ ﺑﻴﻜﺎری ﻋﻤﺪﺗﺎً در اﺳﺘﺎن‌ﻫﺎی کمتر توسعه یافته و ﻣﺮزی ﻛﺸﻮر ﺑﺎﻻ اﺳﺖ./۲

به عبارت دیگر فرصت های اشتغال برای زنان در استان های توسعه نیافته مثل کردستان،  سیستان و بلوچستان، ولرستان محدودتر است.

گزارش های مختلف نشان می دهد که سهم اشتغال زنان در بخش غیر رسمی بین ۶۳/۵ تا ۸۰ درصد است.  براساس گزارش مركز پژوهش‌هاي عالي تامين اجتماعي، زنان ۸۰ درصد شاغلان بدون بيمه بخش صنعت وخدمات را به خود اختصاص داده‌اند. نداشتن بیمه، دستمزد پایین وشرایط نامساعد کار مهم‌ترین مشکلات زنان در بخش غیر رسمی است./۳

همه این شواهد یعنی سهم ناچیز زنان در مشارکت اقتصادی رسمی، افزایش فعالیت زنان در بخش غیر رسمی، نرخ بالای بیکاری زنان بخصوص در استان های محروم و بیکاری بالا در میان زنان  تحصیلکرده حاکی از آن است که درهای کسب درآمد در حوزه عمومی به روی زنان بسته و یا محدود است. این خود می تواند یکی از دلائل عمده نارضایتی زنان از وضع موجود وتغییراتی در حوزه خصوصی باشد. تغییراتی که به نفع نظام مردسالاری نیست. یعنی چنانکه یافته های حوزه خصوصی نشان می دهد، وابستگی اقتصادی زنان به مردان منجر به حفظ خانواده مردسالار نشده است.

۲-فرزندان کمتر

روند تحولات جمعیتی كشور بیانگر كاهش باروری كل (تعداد كل فرزندان یك زن در سنوات باروری) از ۷ فرزند در سال ۱۳۶۵ به حدود ۱.۶ فرزند در سال ۱۳۹۵ است. کارشناسان معتقدند در صورتی كه میانگین تعداد كل فرزندان زنان واقع درسنین باروری در یك كشوربه كمتر از ۲.۱ برسد، به مرور درصد رشد سالانه جمعیت آن جامعه به سمت صفر میل خواهد نمود./۴…..

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»