ارجاعات کمپین «من سلیطهام» به نوعی از مقاومت مدنی حایز توجه است. کمپین را میتوان اینگونه خلاصه کرد: متلک انداختن به زنی که در برابر تعرض سکوت نکرد، پاسخی جمعی پیدا کرد.
او سلیطه خطاب شد و در مقابل در یک همراهی جمعی خود آن متلک معنای تازهای یافت و به نمادی از مقاومت در برابر سازوکاری مبدل شد که به شکلهای مختلف آلوده به زنستیزی است.
اما این سازوکار لیبرال و قدرتمند مواجهه با قدرت علاوه بر تمامی معناهایی که با خود حمل میکند واجد نشانهای است که به شناخت جامعه ایران (به خصوص طبقات میانی) کمک میکند.
در واقع ما میتوانیم از این کمپین به فهم هژمونی مسلط (به معنای گرامشی آن) در نزد جامعه مدنی نزدیک شویم. به جز اینکه این کمپین نشان میدهد که مکانیزمهای زبانیِ کنترل جامعه (در این مورد، زنان) تا چه حد فرسوده شده و توان خود را از دست دادهاند، نوع پاسخ به این تعرض هم مهم است.
جامعه در قبال تصویری که از یک تعرض دیده، کمپین خود را حول و حوش پاسخی زبانی، سامان میدهد و پا فراتر از آن نمیگذارد. افراد، آخوند متعرض را جستجو نمیکنند و این رویداد را میانجی یک اقدام عملی نمیکنند، بلکه خشم خود را ترجیح میدهند از طریق معنابخشی تازه به کلمات نشان دهند.
در یک وضعیت بدیل در قبال این اتفاقات، گروههایی را میتوان مفروض گرفت که سازماندهی شده، متعرض را پیدا کرده و او را تنبیه میکنند، و سپس این تنبیه را سعی میکنند به تمامی ارکان طبقهی حاکم گسترش دهند.
این وضعیت فرضی که پا فراتر از نزاع گفتمانی میگذارد، به اِعمال خشونت در قبال ستمکاران گشوده است و کنش سیاسی را نوعی مبارزه مستقیم، تنانه و سازماندهیشده ادراک میکند، وضعیت انقلابی میگویند.
سوژه سیاسی اما با کمپین من سلیطهام همزمان با اینکه مخالفت خود را با نظام موجود نشان میدهد اما آن را در سطح مبارزه هژمونیک نگه میدارد، به فراسوی آن نمیرود و به ابراز عقیده بسنده میکند. به واقع همبستگی را در همراهی نظرگاهها در مییابد.
در این جا ما شاهد برجسته شدن نوعی از انقلاب اجتماعی هستیم که عمق پیدا کرده اما از انقلاب سیاسی مدام دوری میکند. این سرشت سیاسی را در همه این سالها و در طبقات میانی دیدهایم، و کمپین حاضر هم بخشی از آن است.
در واقع، هژمونی حاکم بر کنش طبقه متوسط همچنان اصلاحی است و نه انقلابی. هرچند در ساحت نظر، افراد بیشتری به تغییر بنیادین نظام باور پیدا کردهاند اما در ساحت عمل همچنان از شیوههایی استقبال میکنند که پا فراتر از ابراز نظر نمیگذارد.