حسین جعفری
در پست”استراتژی منتقدان نظام در برابر هواداران معیشتی و هواداران عقیدتی حاکمان”عرض شد: آنچه باعث افزایش توازن قوا به نفع مقامات نظام می شود وجود طرفداران معیشتی و عقیدتی است.
در حال حاضر شرایط اقتصادی به گونه ای شده که نرم نرمک طرفداران معیشتی همانند سایر مردم فلاکت زده، دچار مشکلات معیشتی شده اند و فریاد اعتراض شان به گوش می رسد. و زمانی می توان امید به ریزش طرفداران عقیدتی داشت که نسبت به صداقتِ مقامات و تغایر رفتار حاکمیت با دستورات دینی به تردید جدی برسند.
اگر بپذیریم مطلوب ترین(کم خسارت و پر منفعت ترین) نوع تحول (ولو ساختاری)تغییری است که به سه اصل طلایی؛ درونزا بودن، دوری از خشونت و اعتقاد به یکپارچگی ایران وفادار باشد،بی تردید گروههای تحول خواه داخلی(چه در ایران فعالیت کنند یا در خارج بشرط وفاداری به آن سه اصل)، بعنوان بدیلِ اصیل حاکمان موجود مطرح بوده و از قضا گروههایی چون منافقین و سلطنت طلبان که با افتخار؛ وابستگی خود را به اجانب انکار نکرده و یا شعار برپا کردن دار می دهند و بعضاً حساسیتی به تجزیه ایران ندارند، جایگاهی در میان بدنه مردم منتقد ندارند.
اما چرا نظام اصرار دارد تا وجود تحول خواهان مصلح را انکار کرده و هر حرکت انتقادی و اعتراضی را به منافقین و سلطنت طلبان ربط می دهد؟بنظر این استراتژی نه برای اقناع مردم که فقط برای حفظ طرفداران خود انجام می گیرد!
نظام سالها تلاش کرده تا با ایجاد ترس از لیبی شدن ایران مردم را از پیگیری تغییر و تحول باز دارد و چون در این هدف موفق نبوده و از اقناع بدنه مردم ناامید شد لذا با برگزاری نمایش های انتخاباتی و تشکیل حاکمیت یکدست، سعی می کند با استراتژی ایجاد ترس و از ان مهمتر کرامت سازی لااقل آن بخش از هواداران خود را که در نمایش های حکومت شرکت می کنند حفظ کند.
نظام با انکار بدیل واقعی خود (تحول خواهان داخلی)و معرفی بدل های تقلبی و جایگزینی منافقین، به هواداران خود این پیام را القاء کند که اگر تحولی صورت گیرد، باید منتظر”چوبه دار” باشند و اگر نظام موجود؛ به لجن فساد سیستماتیک آلوده و ناکارآمد است اما هر چه باشد در مقایسه با فرقه منحوس منافقین؛قابل تحمل تر است و بهتر آنکه با پذیرش لجن؛ لجن پراکنی نکنند.
در استراتژی جدیدِ نظام؛ ایجاد رعب در عامه مردم، جای خود را به ایجاد رعب در دلِ هواداران معیشتی و عقیدتی می دهد تا از حمایت شان برخودار باشد.
حاکمان خصوصاً از سال ۹۸ همه ی روزنه های ایجاد ارتباط و توجیه مردم را بسته و می دانند در حال حاضر مشروعیت/مقبولیت مردمی و به تبع آن حتی مشروعیت دینی شان رو به زوال است و اگر همان۱۰ تا ۱۵درصد مردمی که بطور عقیدتی به نظام باور دارند را از دست دهد حتی نمی توانند نمایش های حداقلی برگزار کند.لذا نظام همزمان با آنکه نقد منتقدانِ به فساد سیستمی و… را سیاه نمایی معرفی می کنند، اما با سیه بازی تلاش دارد با کرامت تراشی و ادعای ملاقات مستقیم با امان زمان و معجزه درمان یرقان با فوت به هواداران خود اعلام کند که این نظام چنان قدسی است که می تواند زردی حال و روز مردم را نیز با فوت درمان کند! فقط کافی است به سخن خدا که از حلقوم قدرت بیرون آمده اعتماد کنید!
گرچه بازار خرافه خرافه سازی/گویی و جعل کرامات بقصد تولید مشروعیت همیشه داغ بوده اما از ۹۸ شتاب بیشتری گرفته است.داستان درمان یرقان با فوت (رحیم صفوی)، کانتینری کردن زهد مقامات(مجری سیما)، ادعای ظهور صغرای ولایت فقیه(صدیقی) و شنیدن پیام خدا از حلقوم ولی فقیه(سعیدی راوی یا علی گفتن رهبری به هنگام تولد) و ادعای ملاقات بی واسطه با امام زمان از نمونه های دست به نقد همین ایام است.
اینکه چرا این متملقین افسانه سرا بر صدر نشسته و طرد نمی شود به این نکته بر می گردد که افسانه سازی دینی نیاز ضروری امروز قدرت برای حفظ تتمه مشروعیت ته نشین شده در باورهای اندک مردمانی که نه بخاطر کارایی و آباد کردن دنیا بلکه حمایت شان از منظر عقیدتی و بخاطر ترسِ از دست دادن آخرت ندیده ای است که اینان وعده می دهند!
حاکمان می دانند کسب و حفظ مشروعیت؛ یا بدلیل مقبولیت مردمیِ متکی بر کارایی است یا همدلی ایمانی!در شرایط فعلی مورد اول منتفی است پس لازم است مشروعیت را ولو با کرامات سازی و بت تراشی حفظ کرد. اینان که بر منتقدین می تازند چرا سیاه نمایی می کنید،خود مشروعیت بنا شده بر دروغ را با سیاه بازی به خورد هواداران می دهند و یادشان می رود مشروعیت سازیِ دروغین برای بیت حکمرانی؛بسیار سست و با تعمیق آگاهی بر باد می رود:”ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت”
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ- مرگ (ولعنت) بر دروغگویان-
@TahlilZamane