خامنه ای و مسئله ی جانشینی،‌ رضا علیجانی

انتقال از رهبر اول به رهبر دوم نظام یک محلل بزرگ به نام هاشمی رفسنجانی داشت و یک همکار مهم به نام سید احمد خمینی. اینک اما نظام ولایی از این دو بی‌بهره است. بدین ترتیب ظاهرا خود خامنه‌ای می‌خواهد این نقشها را از هم اکنون به طور غیر مستقیم برعهده بگیرد.

مخالفت خامنه‌ای با طرح نام پسرش به عنوان نامزد رهبر بعدی، ضمن ظاهرِ انکاری که دارد اما بخشی از پروسه توجیه و بسترسازی برای همین مسئله است…

خامنه‌ای حتی در پی آن است که سیاست‌های رهبر بعدی را هم از هم اکنون علامت‌گذاری کند. تاکید او بر سیاست‌های اصولی و اساسی نظام، باز نشانگر آن است که پچ پچ و انتقاد از برخی سیاست‌های پرهزینه و خطرناک خارجی او یا بعضی سیاست‌های اجتماعی سرکوبگرانه‌اش حتی در اردوگاه ولایی نیز مطرح است و او نگران تغییر این رویکردها، در دوره بعد از خود است.

وقتی کلمه «سپاه» را بکار می‌بریم نباید یک جمع منسجم را در نظر بیاوریم که مثلا اتاق فکر واحدی دارند و همه می‌نشینند و سیاست واحدی را طراحی می‌کنند. سپاه نیز دارای باندهایی درونی است که هیئتی عمل می‌کنند.

اشاره علنی علی خامنه‌ای به مسئله انتخاب رهبر بعدی نشانگر آن است که هر چند در پشت صحنه اما مباحث مربوط به جانشینی، در سطوح بالای نظام، به طور جدی در جریان است.

این که چند روز پیش خبری منتشر شد که رهبر ولایی با طرح فرزندش به عنوان رهبر در مجلس خبرگان مخالف است؛ برخلاف ظاهر خبر، خودش بخشی از توجیه بدنه نظام و مجلس خبرگان بعدی و بسترسازی برای طرح مجتبی خامنه‌ای است. با این توجیه که خامنه‌ای پدر هم مخالف طرح خامنه ‌ی پسر و موروثی بودن مسئله بوده ولی ما اعضای خبرگان وی را به خاطر شایستگی‌های فردی اش نه انتسابش به پدر برمی‌گزینیم!

روند حذف و انحصار از ابتدای انقلاب و از نحوه شکل‌گیری شورای انقلاب آغاز شده و تا کنون ادامه داشته است؛ با حذف چپ‌ها و مجاهدین، ملی‌ها و ملی- مذهبی‌ها، آیت‌الله منتظری و …، تا هاشمی رفسنجانی و اینک دیگر به روحانی و لاریجانی و کسانی رسیده است که به سیاست خارجی یا سیاست اجتماعی نسبتا متفاوتی از سیاست‌های حاکم معتقدند.

بین الیگارش‌های اقتصادیِ پیرامونِ باندهای هیئتیِ درون نظام، نیز تعارض منافع  وجود دارد؛ برخی خواهان ادامه سیاست‌های تنش‌زای فعلی و اقتصاد پنهانِ متصل به آن‌اند، بخش دیگری اما خواهان روابط عادی تجاری با جهان برای گسترش منافع اقتصادی‌شان هستند.

سردار سعید محمد، متعلق به یکی از باندهای مخالف قالیباف، چند روز پیش گفت اگر یکی از خطاهای قالیباف را هر کس دیگری کرده بود، صد بار تا حالا حذف شده بود! این جمله خیلی معنادار است یعنی قالیباف پشتش به جناحی قوی در بیت گرم است.

از هم اکنون دعواهای باندی و هیئتی روی ریاست مجلس استصوابی شدت گرفته است. بنا به تجربه رد اعتبارنامه تاجگردون در مجلس یازدهم؛ از هم اکنون عده‌ای تبلیغات راه انداخته‌اند که می‌خواهند اعتبارنامه قالیباف را زیر سئوال ببرند و او را رد کنند و عده‌ای هم گفته‌اند همین کار را می‌خواهند در باره رسایی بکنند. قالیباف اما ضمن شدیدا فاسد بودنش ولی تاکنون در هیچ جای رسمی رد نشده است ولی رسایی در دور قبل توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد. یکی از علل حرفهای رسایی در آنتن زنده تلویزیون علیه قالیباف و تشکر از عملکرد سپاه در این دوره انتخابات این بود که رد صلاحیت قبلی‌اش را رفع و رجوع کند و بگوید در دوره قبل یک عده مخالف او در سپاه،  باعث رد صلاحیتش شدند اما این دوره دیگر آنها دخالتی نداشتند.

نزدیک‌ترین مدار از باندهای هیئتی نزدیک به بیت و اولیگارش‌های مالی پیرامون آنها سعی زیادی دارند که هم سیاست‌ها و هم ساختارهای رهبر فعلی را در دوران رهبر بعدی نیز حفظ کنند.