سال ۱۴۰۲ در امتداد سال قبل خود و جنبش انقلابی مردم بود. حکومت هر چند به ظاهر توانست ملت را سرکوب کند اما عملا مردم به روشهای دیگر به مبارزه با حکومت ادامه دادند و مهم ترین آنها سلب مشروعیت از رژیم بود.
در سالی که گذشت جنگ غزه شروع شد و مردم ایران بر خلاف مردم بسیاری کشورها هیچ همدلی و همراهی با فلسطین نشان ندادند. زیرا هم بهتر از دیگران نقشه پشت این حرکت و ذات شبه نظامیان حماس را می شناختند هم می دانستند در این جنگ ما بیطرف نیستیم و طرفی که دشمن مردم و قاتل مردم ایستاده است نباید ایستاد.
جمهوری اسلامی نتوانست در هیچ واقعه ای روایت خودش را به جامعه بقبولاند از فاجعه کرمان تا حماسی توصیف کردن انتخابات یا توجیهات پیرامون اعدام هایی که انجام داد.
در رفتار حکومت تغییری حاصل نشد. آنها فقط بیشتر از گذشته هزینه کردند تا نشان دهند مشروعیت دارند از مراسم اربعین گرفته تا تمام راهپیمایی های حکومتی و سالگرد قاسم سلیمانی اما در همه آنها شکست خوردند و بیشتر از گذشته عصبانی شدند اوج عصبانیت و تحقیر رژیم و هوادارانش توسط مردم در همان قضیه جنگ غزه بود که با زشت ترین الفاظ ترسشان از مداخله در این جنگ را به رخ آنهایی کشیدند که وعده نابودی اسرائیل را می دادند.
فسادهای گسترده و ادامه دار از چای دبش تا همین آخرین آن یعنی فساد امام جمعه تهران و رییس امر به معروف و نهی از منکر، تلاش برای کنترل و سرکوب مردم مثل حادثه درمانگاه قم و بحران آفرینی برای زیست و پرت کردن حواسها همانند جنایت کرمان باعث ریزش های بیشتر در جمع هواداران و کم کردن تعداد خاکستری ها شد. فی الواقع تمام تیرهای جمهوری اسلامی به سنگ نشست و نه بزرگ در انتخابات آخرین پرتاب امتیاز آور مردم به سبد عدم مشروعیت او بود.
۱۴۰۲ از ورزشگاه آزادی و سر دادن شعار منشوری هنگام باز کردن پرچم فلسطین تا صندوق های رای و همچنین شبکه های اجتماعی مردم نشان دادند دیگر به هیچ شعبده ای فریب نمی خورند و یکصدا خواهان عبور از وضعیت موجود هستند و در پایان سال هم خوشبختانه بسیاری سلیطه های صادراتی هم خود را نشان دادند که ما را امیدوار می کند برای موفقیت حرکات جدید در سال پیش رو و یافتن نقشه راه.