ف. م
از ویژگی های بارز جمهوری اسلامی؛حکومتی که میگوید تنها یک حقیقت وجود دارد، و آن نیز ما هستیم، تأکید بیش از اندازه بر دین و رفتارهای اخلاقی است.اما این تأکیدات هیچ گونه سنخیت و همنوایی با کردار مسئولینش ندارد!
به طور مثال، رهبر این رژیم؛ ائمه ی جمعه را از ورود به فعالیت های اقتصادی پرهیز میکند، اما امام جمعه ی همیشه گریان منتصبش که مدام به تقوا و ساده زیستی پندمان میدهد، زمین خواری کرده و ملک موقوفی منتقل میکند ، بعد قوه قضائیه ای که مثلا داعیه دار عدالت است و میبایست از نهادهای دیگر قدرت مستقل باشد،جهت همنوایی با رأس نظام، عامدانه کر و کور میشود .
در این حکومت مقصر هر مشکلی نه بی کفایتی خودش که دشمنی و کارشکنی بیگانگان است.
تشت رسوایی مسئولینش سال هاست از بام افتاده اما منبرشان همچنان پند و نصیحت مردم است و خلوتشان ، آن کار دیگر…
آرتور شوپنهاور گویا این جمله را برای ملت اسیر ایران گفته «بدترین بلایی که ممکن است گریبان یک ملت را بگیرد، این است که ؛ فاسدترین قشر و اراذل و اوباش جامعه ، به حکومت برسند»
راستی؛ هنوز عده ای منتظرند، توبه فرمایان خود توبه کنند؟!؟هنوز هم عده ای به اصلاح این امور دل بسته اند؟!؟