فیروزه صابر
جامعه زنان در ایران با تغییرات درون جوش تدریجی و پیوسته خود طی چهار دهه اخیر ، نمادی از هستی تحول زایی است که اثرش نه فقط در بطن خود، که در مدار جامعه نقش تعیین کننده ای به خود گرفته است.
در شرایط تبعیض و تحقیر و خشم مضاعف ناشی از نگاه و کردار حکومت نسبت به زن ، تغییر خشونت پرهیز و متکی به ظرفیت های درونی و تجهیز به دانایی جامعه زنان در ایران ، مسیر پر سنگلاخی بوده است که ثبات و همت پایداری تا این نوبهار ، شایستگی تحسین را همواره به رخ می کشاند.
نافرمانی مدنی در برابر نابرابری های اجتماعی و از جمله در مقابل حجاب اجباری ، تاثیر گذاری نقش خبرنگاران زن در انعکاس وقایع اعتراض های اخیر و منجر به بازداشت بیش از ۲۲ روزنامه نگار زن ، ممنوعیت فعالیت بیش از بیست بازیگر زن سینمای ایران به همین دلیل ، همراهی با اعتراض های مدنی هم در نظر و هم در عمل اسلام پژوهی که در رهایی، نوید آزادی داد و در اسارت ، پیام طراوت بهار ملت ، تحرک اثربخش زنان در مبارزات صنفی کارگران، دانشجویان و به ویژه معلمان در مسیر آزادی خواهی و عدالت طلبی، اثرگذاری زنان فعال مدنی و محیط زیستی در روشنگری و آگاهی بخشی آسیب ها و بحران های اجتماعی و کمک به توسعه ظرفیت های محلی و اجتماعی در اقشار کم برخوردار همراه با همه حذف ها و تهدیدها و اسارت ها ، ارزش آفرینی در کسب و کارهای کارآفرینانه در متن اقتصاد پر فساد دولتی و نهاد های حکومتی از جمله نزدیک به صفر رساندن دفن پسماند در بزرگترین شهر کردنشین ایران بدست زن کرد آن دیار، جانفشانی های زنان در جنبش « زن ، زندگی، آزادی» و اعطای جایزه صلح نوبل در متن آن به بانوی در بند با ده سال محکومیت، کسب بیش از ۳۰ مدال رنگارنگ بین المللی در ورزش زنان تنها در فاصله دو بهار ، از جمله نشانه هایی از خیل اثرات کنشگری زنان در این سالیان است .
هر چند قدرت سرکوب ، ترمز بریده می تازد ، اما این روند نشان از گشودن روزنه های تغییر است . در رویکرد فرایندی تغییر است که اندیشه ها و رفتارها و روابط در جامعه به همسویی و همگرایی و فرصت ها به دستآورد می رسد.
جامعه زنان در متن حاکمیت خشونت بار این سالیان ، با توانافزایی های پیدرپی در عرصه های مختلف توانسته است در معماری هنرمندانه «هویت اجتماعی »سر بلند شود. هویتی که بی ادعا نقش میدان دار به خود می گیرد. هویتی معطوف به دستاورد و متکی بر جمع و نه در محوریت های فردی.
به این اعتبار ، میدان داری قابلیت تاثیری گذاری، تکثیر پذیری و تعیین کنندگی دارد. پایداری کنشگری ها را تضمین می کند و در مدار تغییر همه کس سهم حضور و دیده شدن خواهد داشت. این فرایند در لایه هایی از ابتکارات و دستاوردهایی که نشانه هایش اشاره شد، بس هویداست.
مهم تر آن است که این فرایند در گستره ملی تمرین مستمر شود. زین رو می طلبد که ظرفیت های اثرگذار جمعی و بخصوص فردی در جامعه زنان، با هم بودن هدفدار را در مفهوم اجتماع و نهاد برگزینند تا در فرصت های زمانه ، تغییر به بار نشیند.
ایران فردا