این روزها برخی افراد که به خود عنوان فعال کارگری دادهاند درصدد هستند تا بمانند سال ۱۴۰۲ اذهان کارگران را از سمت و سوی مطالبه افزایش متناسب با تورم دستمزد ها منحرف کرده و اصطلاحا برای دولت و کارفرمایان وقت بخرند. آنان اکنون بر طبق الگوی موفق سال ۱۴۰۲ خود سعی دارند توان مبارزاتی کارگران را تا حد شکایت به دیوان عدالت اداری و یا استیضاح وزیر کار محدود سازند. در حالی که طبقه کارگر باید ابتدا قدرت و توان بالای خود را در اعتراضات و اعتصابات گسترده و متحد به نمایندگان دولت و کارفرما نشان داده تا توان چانه زنی بالای خود را در هر گونه مذاکره با کارفرمایان حفظ کند. تا زمانی که چنین توانی نشان داده نشود هر گونه مذاکره با نمایندگان دولت و کارفرمایان بیفایده و یا به ضرر کارگران تمام خواهد شد و دیوان عدالت اداری و امثال آن نیز با خیالی آسوده شکایات کارگران را رد خواهد کرد.
اما استیضاح وزیر از شکایت به دیوان عدالت اداری نیز بیفایدهتر و مهمل تر است وزیر کار فعلی صرفا مهرهای در دست کارفرمایان و دولت است که منافع آنان را دنبال میکند. با تغییر وزیر مسلما دولت باز هم کسی را برای وزارت کار معرفی میکند که منافع کارفرمایان را دنبال می کند و نه منافع کارگران را.
سخن کوتاه کارگران باید ازیک سو با هشیاری صف خود را از مبلغان شکایتهای بیسرانجام و اعمال منفعلانه کاملا جدا کرده و آنان را افشا نمایند و از سوی دیگر با شکیبایی نیروهای خود را سازمان دهند تا قادر باشند در مقابل سوءاستفادههای کارفرمایان ایستادگی کرده و خواسته های بحق خود را در مذاکرات به کرسی بنشانند.
اتحاد بازنشستگان