گروگانگیری معلمان فرانسوی به اتهام ارتباط با معلمان ایران

اکنون نزدیک به ۷۰۰ روز از بازداشت ژاک پاریس و سیسیل کوهلر دو معلم فرانسوی در ایران می گذرد.  نه خانواده و نه مقامات فرانسوی نتوانسته اند به هیچ اطلاعاتی در مورد پرونده آنها یا جزئیات بیشتری در مورد آنچه که آنه به آن متهم شده است دسترسی پیدا کنند.

نومی کوهلر خواهر سیسل کوهلر می گوید که سیسیل توانسته است از زندان با خانواده اش تماس های تلفنی پراکنده برقرار کند، اما خواهرش نمی تواند آزادانه صحبت کند . از زمان دستگیری، سیسیل فقط دو بار تحت نظر نیروهای امنیتی اجازه ملاقات کوتاه با مقامات کنسولی فرانسه داشته است.

خانواده هنوز نمی‌دانند که چرا سیسیل و ژاک برای بازداشت انتخاب شدند.  رسانه‌های دولتی ایران گفته‌اند که این زوج با کانون اصلی معلمان ایران ارتباط داشته‌اند که خانواده آن را تکذیب می‌کند.

نومی می گوید: “او به تعطیلات رفت و دستگیر شد، همین.  او کسی را در داخل ایران نمی‌شناخت”.

مادرم نوشته بود: «آنها برنگشتند. آنها در زندان هستند.» نومی می گوید. “دنیا در آن لحظه از هم پاشید.”

مادر او گفت که مقامات فرانسوی تایید کرده اند که سیسیل و ژاک هر دو دستگیر شده اند. گزارش‌های ویدئویی در خبرگزاری‌های دولتی ایران منتشر شد که نشان می‌داد این زوج در طول سفر توسط سرویس‌های امنیتی تحت نظر قرار گرفته‌اند.

به مدت دو ماه خانواده و مقامات فرانسوی به شدت به دنبال اطلاعاتی از دولت ایران در مورد اتفاقی که برای دختر و دوست پسرش افتاده بود می‌خواستند، اما چیزی دریافت نکردند. سپس در اواخر تیرماه، گروه‌های حقوق بشر ایران گزارش دادند که دو تبعه فرانسوی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» دستگیر و روانه زندان مخوف اوین شده‌اند.

در ۶ اکتبر، خبرگزاری دولتی ایرنا ویدئویی از «اعتراف» سسیل و ژاک به عوامل سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه منتشر کرد. سیسیل با حجاب بود و خواهرش می گوید لاغر و خسته به نظر می رسید.

هم خانواده و هم مقامات فرانسوی می گویند این اعترافات اجباری بوده و این زوج را #«گروگان_دولتی» می نامند. وزارت خارجه فرانسه در بیانیه‌ای اعلام کرد: صحنه‌سازی اعترافات مفروض آنها شرم‌آور، ناپسند، غیرقابل قبول و مغایر با قوانین بین‌المللی است.

نومی می‌گوید: «اولین چیزی که در ویدیو دیدم این بود که خواهرم گفت: «من یک جاسوس فرانسوی هستم.» بدترین روز زندگی‌ام بود. بعد از آن خیلی ها به من گفتند که حداقل می دانستیم او زنده است. اما برای من ویران کننده بود.

من از بودن او در سلول انفرادی و تحت فشار روانی بسیار می‌ترسیدم و وقتی ویدیو را دیدم تمام ترس‌هایم را از آنچه که او قبل از فیلم‌برداری پشت سر گذاشته بود، تأیید کرد.»

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

گزارش و تصویر از گاردین