پروژه شکست‌خورده ی تطهیر اسلام و روشنفکری دینی…!

علی صاحب الحواشی

ما در این ۱۵۰ سال گذشته مدام درپی “تطهیر اسلام” بودیم، از سیدجمال‌الدین اسدآبادی و شاگردان عربش گرفته تا اقبال لاهوری و سیداحمدخان هندی، تا برسیم به امثال آقاشیخ هادی نجم‌آبادی و شریعت سنگلجی‌ها تا برسیم به مهدی بازرگان‌ها و سید محمود طالقانی‌ها و نواندیشان دینی امروز.

حوادث بنیادگرایانه از القاعده و بوکوالحرام و داعش و طالبان و جمهوری‌اسلامی، تکانه‌عنیفی (تکان سختی) برای این تطهیرگران اسلام شد؛ تا برخی مثل دکتر سروش و خانم دکتر وسمقی، روش‌های تندتری را در پیش گرفتند.

تاریخ نواندیشی‌دینی در اسلام پساتجدد باید که نوشته شود تا روشن‌گردد که این کاروان درازدامن خود را در چه مشقت‌های فکری انداختند تا “اسلام” را موجه جلوه دهند، و متاخرین جسورتر، چگونه سر مَرکب را کژ کردند تا دیگر این بادیه‌پیمایی (راه بی‌حاصل) را ادامه ندهند.

محمد مجتهد‌شبستری و شاید وسمقی تا حد زیادی این جهد فرونهادند؛ دکتر سروش هم‌چنان می‌کوشد، پسرش سروش دباغ از تطهیر اسلام به راه معنویت‌گراییِ عام” رفت هرچند هیچ در نقد مسلمانی نگفت.

اما بجز شبستری هیچ‌ یک، آن جسارت استاد ملکیان را نیافت که صراحتا “اسلام” را فرونهاده و به راه فکری دیگری بروند. شبستری هم چنین کرد، الا آن‌که کم‌ سروصدا و چراغ‌خاموش است…!

الباقیِ نواندیشان دینی معاصر نه آن فرهمندی فکری را داشته و دارند و نه آن جسارت را داشته و دارند؛ از ایشان، آن‌هایی که بازیگران عرصه سیاست شدند، مفتضح گشتند. محتاط‌ترین‌های این نواندیشان، چون «احمد قابل»، هم به‌کلی، سالبه به انتفای موضوع شدند.

از بالا که به این جهد یک‌ونیم‌ قرنیِ تطهیرگران اسلام، نگاه کنیم، جز شکست و ورشکستگی نمی‌توان دید، تا بشود گفت که نواندیشی اسلامی به آخر خط تاریخی خودش رسیده است. این آخر خط را فقط شکست‌ فکری رقم نزد، افتضاحات سیاسی هم در آن نقش داشت…!

اینک تنها این نیست که بسیاری از اسلام، روی‌گردان شده‌اند، بلکه این هم هست که این دین، لااقل در ایران، به‌کلی بی‌یار و یاور گشته است.
قضیه در جهان اهل‌ تسنن قدری متفاوت است، اسلام برای اعراب مثل آئین‌یهود برای یهودیان، یک پرچم “هویت قومی” است.
برای ایرانیان چنین نبود و نیست. این‌ست که ایرانیان از این چاه تاریخی خیلی زودتر از اعراب بیرون خواهند شد، که دارند می‌‌شوند…!

ترک‌های آناتولی هم از این نظر مثل ایرانیان هستند الا این‌که آنان هیچ‌وقت “اهل‌ فکرهای” جدی نبوده و نیستند. “ایران” بود که به لحاظ تاریخی زیر بال اسلام را گرفت تا بزرگ‌ترین مفسران، متکلمان و بنیان‌گذاران مکاتب فقهی و متألهان، عمدتا ایرانی بودند، نه عرب و نه ترک…!
حالا به‌ نظر می‌رسد “ایران” زیر بال اسلام را خالی کرده و بر زمین رها نموده و به راه خود می‌رود…!

تصویر: از سایت طلیعه

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»