کارکنان معترض چگونه باید برای سناریوهای سرکوب قبل از روی دادن آن برنامه‌ریزی کنند؟ کمپین مطالبه‌گری حقوق را با کمپین اطلاع‌رسانی اشتباه نگیرید

کارفرما با وعده دروغ به تجمع کارکنان پایان داد و حالا پس از یک ماه مورد تنبیه قرار گرفته‌اند.

مطالعه موردی:
یک منبع غیر رسمی به نقل از کارمند پالایشگاه شازند و با انتشار برگی محرمانه از سند سرکوب کارمندان ناراضی نوشت:
«من کارمند پالایشگاه امام خمینی شازند هستم. یکم اسفند ماه سال قبل کارمندان پالایشگاه یک تجمع اعتراضی با حضور حدود ۴۰۰ نفر در ساختمان مرکزی شرکت داشتند به جهت اعتراض به موضوع معیشت کارکنان. که نهایتا با دادن وعده و وعید از طرف مدیریت تجمع پایان یافت.

ولی متاسفانه نه تنها هیچ کدام از وعده‌ها عملی نشد، بلکه با شناسایی نفرات، اقدام به تنبیه و جریمه مالی شدند.»

این منبع به نقل از کامندان این پالایشگاه نوشته که نارضایتی کارکنان موجب تاخیر در راه‌اندازی واحدهای از سرویس خارج شده است.

اما پرسش این است که کارکنان یک واحد صنفی معترض چگونه باید از هزینه مطالبه‌گری کم کنند؟

حقیقت این است که برای به وجود آوردن تغییر پایدار در وضعیت همکارانی که حقوق خود را نقض‌شده می‌بینند هیچ راه میانبری وجود ندارد. بسیاری از افرادی که به تازگی به جمع تجمع‌کنندگان معیشتی پیوسته‌اند از میزان تلاش مورد نیاز برای به ثمر رسیدن یک مطالبه جمعی به صورت پایدار اطلاع چندانی ندارند و احتمال دارد تنها با هدف اطلاع‌رسانی درباره حقوق نقض شده خود تجمع کنند در حالی که:

اولا: کارفرما بیش از هر فرد دیگری از نقض حقوق پرسنل خود اطلاع دارد
در ثانی: تلاش مورد نیاز برای به ثمر رساندن یک خواسته جمعی بسیار بیشتر از یک کمپین اطلاع‌رسانی درباره نقض حقوق زمان و تلاش می‌برد و در واقع کمپین اطلاع‌رسانی تنها بخشی از یک کمپین مطالبه حقوق جمعی است.

چشم‌پوشی از بدیهیات و از جمله، لحاظ نکردن فرض سرکوب به نفع ما نیست

تجمع‌کنندگان با مرور رفتارهای شایع کارفرماها در یک برهه باید از قبل انتظار داشته باشند که در یک سیستم اقتدارگرا، با کوچکترین اظهار نارضایتی ممکن است احتمال فشار بر آنان افزایش پیدا کند و با تنبیه، جریمه، توبیخ و حتی اخراج روبرو شوند. پرسنل ناراضی که شاهد بی‌عدالتی و نقض حقوق خود بوده‌اند حالا دو راه بیشتر ندارند؛ یا برای همیشه ساکت شوند و به بی‌عدالتی تن بدهند و یا با افزایش آمادگی جمعی با اتکا بر قدرت انباشته و افزایش توانایی گروه، چندین مسیر را هم‌زمان بپیمایند.

سرکوب در تاریکی اتفاق می‌افتد ولی اطلاع‌رسانی درباره آن تنها گام اول است

شاید مقاومت در برابر انتشار تک‌برگ محرمانه نشان دهنده دستور سرکوب، کار ساده‌ای نباشد ولی احتمالا نمی‌توان انتظار داشت که کارفرمای خاطی با انتشار یک برگ محرمانه نشان‌دهنده اراده سیستماتیک برای سرکوب، از این کار دست بکشد. یک شمای کلی از میزان کار مورد نیاز برای تغییر مقطعی رفتار کارفرما می‌تواند از روی همین سند بررسی شود؛ دستور سرکوب بدون همکاری کسانی که از کارفرما به صورت رسمی و غیررسمی همکاری می‌کنند خود به خود قابلیت اجرایی را از دست می‌دهد. پس اگر بخواهیم مسئله تغییر وضعیت معیشتی را برای این مثال موقتا به جلوگیری از اجرای سرکوب تغییر بدهیم، باید به شمار تک‌تک افراد مجری سرکوب، مسئله طرح کنیم. این کار شباهت زیادی به طرح معماهای کوچکی دارد که بر اساس نوع ارتباط افراد با قدرت، نقص‌های اطلاعاتی درباره ذی‌نفعان را به اعضای یک گروه مطالبه‌گر نشان می‌دهد.

پس اگر گروه شما به این نتیجه رسیده که از راه انتشار اطلاعات می‌تواند رفتار کارفرما را تغییر بدهد، باید مکانیسم آن برای گروه باشد. در این صورت، شاید نیاز باشد که به جای یک سند، مجموعه‌ای از اطلاعات به فواصل زمانی تعیین شده به گونه‌ای منتشر شود که در هر مرحله، تغییر رفتار وی قابل اندازه‌گیری، سنجش و قابل مستند کردن باشد تا در قدم بعدی از سوی گروه به کار گرفته شود.
همچنین، اگر یک برگ محرمانه تنها دارایی یک گروه است، گروه مطالبه‌گر باید بتواند برای بهره‌برداری از آن برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشد.

@davtalaborg