گری وینر در کتابی با عنوان “برآمدن اقتداگرایی” از مفهوم «اقتدارگرایی مدرن» صحبت میکند. او هدف عمدهٔ این نوع اقتدارگرایی را سرکوب جامعهٔ مدنی قبل از اینکه «رهبر سیاسی» را به چالش بِکشند، میداند. اقتدارگرایی مدرن روش های متنوعی برای سرکوب دارد که بیشتر آنها حالت پنهان دارند و ممکن است ما درگیر مبارزه با این نوع اقتدارگرایی باشیم اما این مبارزات، خود بخشی از بازی های اقتدارگرایی مدرن، برای ایجاد امید های کوچکِ کنترل شده، باشد.
جامعهٔ امروز ایران حالت اتمیزه (atomized) دارد و این اتمیزه شدن حاصل قتل «مفهومِ کار جمعی» در طی این ۴۶ساله بوده است. افراد با مشکلات اقتصادی و اجتماعی میکوشند، زندگیِ خود را به نحوی بگذرانند که کمترین دستاوردشان(سرپناه، شغل و…) از دست نرود. آنها همین را که دارند نگه می دارند چون برایش زحمت زیادی کشیدند و در یک گوشهٔ خلوت و بدون آشوب، زندگی کم تنشی را سپری می کنند(منافع فردی و ضرر جمعی)
با این مقدمه؛ سر اصل مطلب برویم. در باب رژیم های توتالیتاریسم؛ سخنان بسیاری در فضاهای مختلف گفته شده است. کمتر کسی از نوع مدرن و انواع این رژیم ها سخن گفته است. اما باید در نظر داشت که جمهوری اسلامی، به مثابه یک نظامِ هیبریدی(Hybrid Regime) است. رژیمی که تغییرات کنترل شده در آن اتفاق میفتد. اما مطالبه این تغییرات سرکوب و هزینه های گزاف بر مردم تحمیل میکند. این روند باعث انعطاف و همچنین تجهیز شدن برای آینده میشود. این نوع حکومت ها آنچه را که در کتاب «برآمدن اقتدارگرایی» میخوانیم علاقه سیریناپذیر به تکنولوژی مدرن برای کنترل مردم دارند. هزینه های زیادی برای صنایع نظامی و تسلیحاتی میکنند. در این نوع رژیم ها لازم نیست برای کنترل مردم اینترنت-اینستاگرام، قطع شود، میتوان از همانها به نیّت کنترل افکار عمومی یا مهندسی اجتماعی، استفاده کرد.
اصولاً؛ «اقتدارگرایی مدرن» منعطف است و ساختار خمیری دارد(هر چند در ظاهر اینگونه نباشد)این قالب خمیری بودنش باعث دوام و استحکام بیشتری میشود. داستانی برای اعتراض دارد اما داستانش محدود و تعریف شده و بیشتر وقت ها؛ قابل کنترل و قابل پیش بینی برای خودش است(حجاب اجباری، اعدام و…) گاهی به اعتراضات دامن میزند و سپس توان خودش برای سرکوب و ظرفیت جامعه برای رودرویی را ارزیابی میکند. در این شرایط اگر چیزی از کنترل خارج شود با هزینه های تحمیلی و گزاف، جمع میشود.
تاریخ؛ نشانه هایی از این روند را دارد. اگر در سال ۱۳۷۸ یا قبل از آن، دختر و پسری در یک پارک کنار هم رویت می شدند پایگاه بسیج آن منطقه با (موتور پریشی آن دوران+چند بیسیم موتورولا) برای کشف ماهیت رابطه، کنارشان ظاهر میشد. بعد از کشفیات کارآگاهان؛ اگر رابطه نامشروع بود ارجاع به پایگاه آن منطقه، کلانتری و… در دستور کار قرار میگرفت. از سال ۸۵ که اولین فعالیت رسمی گشت ارشاد محسوب میشود، تا ظهور گشت امنیت اخلاقی (سال ۸۹) یکسری تدابیری برای محدودیت ارتباط بین دختر و پسر، تعرفه های کاغذیِ جریمه آرایش و بدحجابی، ممنوعیت پوتین های ساق بلند، و…در دستور کار بود. با گذر زمان، آن دوران هم با تمام بدبختی هایش به زباله دان تاریخ پیوست. در جنبش ژینا؛ مطالبات، برای حذف حجاب اجباری و گشت امنیت اخلاقی ادامه داشت. بعبارتی همان پوششی که جمهوری اسلامی سالیان سال با آن مشکل داشت (بیرون بودن چند تار مو) تبدیل به خواسته فعلی جمهوری اسلامی شد.
این روزها هم اگر دختر و پسر جوانی باهم از کنار همین ون ها، زنان چادریِ نقاب به صورت، بگذرند و دختر یک شال سرش باشد و دست در دست هم باشند جزء روابط نامشروع حساب نمیشود و خیلی هم برای این ماموران مسأله نیست (در حالیکه پیش تراینگونه نبود) شاید اینجاست که باید فهمید آن سخنرانی رهبری در سال ۱۳۸۱ در مورد روابط دختر و پسر، موسیقی، سفر به کیش، و… چقدر برای توضیح و تبیین این فرایند انعطاف پذیری و پوست اندازی جمهوری اسلامی قابل استناد است.
کوتاه سخن اینکه جمهوری اسلامی برای موضوع «حجابِ اختیاری» زیر ساختی مثل همین موضوعات قبلی ایجاد خواهد کرد. اما نه زیر ساختی که مردم میخواهند. جمهوری اسلامی باید کنترل امور را داشته باشد و در ضمن؛ یکدفعه ای هم نمیگوید: «ما صدای شما مطالبه گران را شنیدیم، ببخشید عذرخواهی میکنیم اشتباه شد از این به بعد بی حجاب باشید» بلکه در یک روند فرسایشی مطلق و پرهزینه آنقدر کش خواهد داد تا حتی آن ذره ای لذت و خوشی برای یک دستاورد که حاصل تلاش و هزینه های مبارزه و مقاومت بود را در مردم تبدیل به زَهر کند و به قول ماکیاوللی خاطره دستاورد آزادی را پاک کند اینگونه یک روند سرکوب خاموش هم اتفاق میفتد
پ.ن: بدیهی است این نوشته بر پایه یک سری شواهد و صحبت های تاریخی، فرضیه سازی شده است و صرفاً برای ایجاد گفتمان است
@tahkimmelat