مرضیه محبی
زنان کارگر خانگی نماد آشکار هجوم بیرحمانهی همهی انواع محرومیتها و تبعیضها بر بدن بیدفاع بشرند. نظام تبعیض جنسیتی داغ خود را بر بدن آنها حک کرده است
سلطه مردانه آنچنان نظام دانش بشر را در هزارتوهای خود اسیر کرده که مقولهای به نام «زن» همواره در حجاب نگونبختی پیچیده شده و نیازمند آن است که نیرویی نجات بخش فرارسد و دستش را بگیرد و در مسیر توانمندسازی بدنبال خودش بکشد، و او را وارد عرصه توسعه کند.
آنچه در این سنت فکری معمولا مغفول میماند، پرداختن به میزان توان شگفتانگیز زنان در پذیرفتن مسئولیت نسبت به دیگری و اجراگریهای متنوع آنان در بستر جامعهای است، که نظام جنسیتی حاکم بر آن، تا حد ممکن دست و بالشان را بسته است.
اثر انگشتان زنان بر تولید و بازتولید اجتماعی و فرهنگ و ادب و هنر و همهی اندوختههای بشری نقش بسته، درحالیکه چرخ روزگار نیز همواره بر مدار فرودستسازی آنان میچرخیده است.
زنان کارگر خانگی در ایران
با این مقدمه طولانی یادی میکنیم از زنان کارگر خانگی در ایران؛ اما بر خلاف عادت مالوف همراه با یادآوری ستمهایی که بر آنها میرود از زور بازو و توان روحیشان نیز باید سخنگفت. آنان که در زمره محرومترین اقشار اجتماعی اند، همه امور خانه و فرزندان خود را بر عهده دارند و اوقات استراحت و فراغت معمول را باید در خانه کار کنند. در محل کار نوع و میزان کار و درجه سختی و آسانی آن، ساعتهای مقرر، مرخصی، بازنشستگی و از حقوق قانونی هیچ ندارند. نظام اقتصادی حاکم بر کار آنان را به محدوده قوانین و مقررات خود الحاق نمیکند و از این طرد و حذف آنان را دستمایه استثمار و محرومیت بیشتر قرار میدهد.
آنان کارگرانی هستند که هر روز کار میکنند اما ممکن است محل کارشان هم هر روز تغییر کند. گاه بعضی از کارفرمایان ماهی یک روز آنها را بهکار میگیرند، گاه ماهی دوبار و در بهترین حالت هفتهای یکبار. این به این معنی است که باید نظافت اساسی مورد نیاز ماهانه یا هفتگی چندین خانه را متحمل شوند، در صورتی که اگر همواره در محل واحد کار کنند، حجمکار تعدیل میشود. این شرایط بهواقع غیر انسانی و مهلک است.
هر یک از این کارفرمایان به شیوه خودش از آنها کار میکشد و به قدر وسعش به آنها حقوق میدهد و بسته به پایگاه اخلاقی که دارد، کرامت کارگرشان را پاس میدارند. بدین سان نمیتوانکارِ کارگر خانگی را حتی با سختترینکارهای کارگری قیاس کرد؛ چون در آن فقط شانس و بخت و اقبال حاکم است نه حق و قاعده و قانون.
زنان کارگر خانگی نماد آشکار هجوم بیرحمانهی همهی انواع محرومیتها و تبعیضها بر بدن بیدفاع بشرند. نظام تبعیض جنسیتی داغ خود را بر بدن آنها حک کرده است. اغلب آنها به کارگری در خانهها روی آوردهاند، چون ازدواج در کودکی حق آنان بر تحصیل را به تاراج برده و با مدرک اول و دوم راهنمایی که قبل ازدواج بدست آوردهاند، اشتغال به هیچکار دولتیای را متصور نیستند و باز از آنروی که ازدواج در کودکی فرصت هرگونه مهارتآموزی را از آنها ربوده، توان استخدام به عنوانکارگر رسمی مشمول قانون کار را هم ندارند.
کانال جامعه شناسی زن روز