بدهکاران طلبکار، ابوالفضل محققی

آنچه که هر فرد ،هر جریان  سیاسی  را شاداب ،سر زنده و به روز نگاه می دارد . تلاش  مستمری است که در جهت نقد خود و راه رفته خود انجام می دهد.نقد ی که خود را محور حقیقت نمی داند وبر واقعیت های اجتماعی نه از دریچه تنگ نظری های گروهی ،بل از منظر واقعیت های موجود اجتماعی و تحولاتی که روزانه در جریان است،بدون پیشداوری  برخورد می کند .از خود سوال می نماید که جای من و نقش من در این تحولات چیست؟ چگونگی  نقد و جواب دادن ما  به این مسئله است که نقش و جایگاه ما را در تحولات اجتماعی معین میکند. به ما امکان می دهد که مقراض بر داریم بر پوسته سخت  تنیده شده بدور خود  که سال ها نگاه ایدئولوژیک و نگاه گروهی آن را بدر ما تنیده است بکشیم ،طغیان کنیم وبا حجامت خود ،خون تیره و دلمه بسته را هر چند درد آور بیرون بریزیم و تن جاری شدن خونی تازه ، تغیر و زایشی سازنده بسپاریم.

باشد که از درون چنین نقدی ،زایشی بی نقص حاصل شود.زایشی که ما را از خود خواهی های فردی ،بازی های گروهی و پیشداوری ها جدا سازد و بقول نیچه ما را به طغیان و به  لحظه پر شکوه نوزائی برساند. ما چگونه می خواهیم به ای ن مهم دست یابیم؟

چگونه می خواهیم در برابر سرکوب سازمان یافته رژیم ،یک دست شدن آن و برنامه هائی که تلاش می کند بر بستر این سرکوب و پراکندگی جریان های سیاسی اپوزیسیون و حذف چهره هائی که از یک حمایت اجتماعی برخوردارند از دور خارج نماید! مقاومت و عمل نمائیم؟

عمل و سرکوبی که در این مقطع  حساس بر گزیدن جانشینی برای خامنه ای شتاب بیشتر گرفته است. مقابله با آن چالشی همگانی را طلب می کند.تلاشی که می تواند نقشی تاثیر گذار داشته و مسئله جانشینی شخص خامنه ای و دوران پس از او را به چالشی اجتماعی بدل کند.

برایم باز تیر ملامت خواهد بارید. که هدفت از طرح چنین بحثی  بار دیگر پیش کشیدن آقای رضا پهلوی و چگونگی نزدیکی وهم گامی نیرو ها ی اپوزیسیون بیک وفاق ملی است. ملامت کنندگانی که هنوز نمی توانند از بند باورهائی که بر خورد با دوران پهلوی و سلطنت را ارجح تر از برخورد با شخص خامنه ای ،حکومت استبدادی و خطر جایگزینی  مستبدی تازه نفس تر می دانند، رها سازند.

کسانی که هراس از شکل گیری مجدد سلطنت را مهم تر از تداوم  حکومت مستبدانه خامنه ای و جانشین او می دانند.

کسانی که هزار قسم و آیه می آورند که ثابت قدم در مبارزه با جمهوری اسلامی هستند. اما نتیجه خروجی عمل کرد شان چیزی جز باد دادن خرمن های پودر شده گذشته زیر عنوان گذشته چراغ راه آینده  که حاصل آن  گرد خاک ،تیره کردن فضای جامعه ،دادن  فرصت بدست کسانی که بخشی آگاهانه و برخی معذور موظف جهت فصل کردن نیرو ها از هم دیگر هستند.

کسانی که تلاش می کنند .با تفرقه اندازی در بین اپوزیسیون ، باعث دلسردی جامعه  شوند. از عمل کرد اپوزیسیون و تاریک بودن چشم انداز تحول سخن گویند.بجای جوابگوئی در برابر سخنان و مواضع روشن شخص آقای رضا پهلوی .به ذهن خوانی ایشان بنشیند .عمل کردی که حاصل آن از زیر ضرب خارج کردن خطر دشمن بالفعل که تداوم حکومتش ویرانی یک کشور ویک ملت است .عمده کردن  هراس از نیروی بالقوه سلطنت است .نیروئی که از نظر آن ها در آینده می تواند بیک دیکتاتوری دیگر منجر شود . برخوردی که عملا هیچگونه پایبندی  به سلامت صندوق رای و سکولاریسم و انتخاب مردم ندارد.  نمونه کوچک چنین بر خوردی نگاهیست که از  ماحصل سه ساعت سخنرانی آقای مهرداد درویش پور در شهر مالمو حاصل  می شود.

جلسه ای که بجای پرداختن به جنایت های جمهوری اسلامی و تلاش برای نزدیک کردن جریان های اپوزیسیون بیک دیگر ،چیزی جز نفرت و هراس از عمل کرد راست افراطی که در نهایت شامل تمامی کسانی که بنوعی از  آقای رضا پهلوی دفاع می کنند گردید.

وقتی در برابر پرسش خارج از جلسه من که این نوع بر خود شما عملا باعث تضعیف اپوزیسیون و در خدمت به تفرقه افکنی جمهوری اسلامیست. اظهار کردند برای من خطر احیای سلطنت جدی تر است.

هم از این روست که اینگونه اپوزیسیون  که حتی یک شعار،  یک خواست جدا از تفکر خود ولو این که بر خاسته از دل معترضان خیابان باشد را تحمل نمی کنند. هرگز قادر نشده و قادر نخواهد بود بیک اپوزیسیون متحد حداقل برای دوره ای بدل شود. نقطه ثقلی در معادله سیاسی تحولات اخیر و نقطه امید بخشی در قلب به میدان آمدگان معترض جمهوری اسلامی باشد .در درون بسیاری از رهبران و نظریه پردازان  این اپوزیسیون  و افرادی که درون آن سکت گردیده اند خود خواهی فردی و گروهی تلخی پنهانیست که خود را زیر شعار های دهان پر کن انقلابی پنهان می سازند و مانع از واقع بینی و نزدیکی به یکدیگر می گردد.نگاه کنیم به بر خورد .همین اپوزیسیون با مواضع آقای “مهدی نصیری” که بجای حمایت و تقویت مواضع ایشان  عملا  در جهت ایجاد شک و مراجعت به دوره تاریکی که در همکاری با جمهوری اسلامی داشتند معطوف می گردد.چرا که ما این میزان تغیر را در خود سراغ نداریم و با معیار های ما همخوان نیست.

چگونه است که هنوز وقتی پای صحبت اتحاد عمل با دیگر گروه های اپوزیسیون پیش می آید کمیت اکثر قریب به اتفاق جریان های اپوزیسیون لنگ می شود.

با ترس از این که مبادا با اتحاد عمل ما جریان سلطنت طلبی نیرو بگیرد و به آلترناتیوی جدی بدل شود.حکومت جبار ولائی از از تیررس خارج می شود و دیکتاتوری فردی با عمل کرد خامنه ای بر عمل کرد احیانا فردی با ویژگی های رضا پهلوی ترجیح داده می شود.

هیچ چیزی خطرناک تر از ذهنیتی نیست که خود را محور حقیقت می داند و نمی تواند اندکی فراتر از آن چه در ذهن خود می سازد قدم بر دارد.واقعیت را آن گونه که هست ببیند.

از این رو چنین ذهنیتی همیشه  محکوم به پراکندگی ،انزوا ، و گرفتار در خود خواهی های فردی و گروهی خواهد بود.عدم موفقیت خود در مبارزه را نه نتیجه عمل خود! بلکه در کار شکنی دیگر نیروها و افراد جستجو خواهد کرد و  طلبکار از همه خواهد بود.

ابوالفضل محققی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»