ما یک ملتیم با هویتی ملی، ایستاده در برابر حکومتی غاصب و ضد ملی، ابوالفضل محققی 

نوع پاسخ گوئی ما به عناصر ونماد های اجتماعی مشترک  در یک جغرافیایی سیاسی بنام ایران است که جایگاه و هویت ملی ما را مشخص می کند. سرزمینی متشکل از اقوام مختلف  با زبان های مختلف ،با زیست بومی مختص بخود و مجموعه ای از آداب ،سنت ها ،اعیاد،مناسک ،مذهب ، در هم تنیدگی قرن های هم زیستی توام با مهر و تساهل و مدارا . مقاومت در برابر هجوم بیگانه .طی طریقی سخت،  افتادن ،دست یکدیگر گرفتن وبر خاستن .حراست کردن از مجموعه زیبائی که ایران نام دارد.

نامی که با خود حس های غریبی را حمل می کند .حس هائی که تمامی اقوام ساکن در این مجموعه  جغرافیائی را  به واکنشی مشترک وامیدارد. مجموعه ای از بازتاب های شرطی شده یک سرزمین آبائی نسبت به یک امر مشترک در طول تاریخ.

باز تاب های شرطی شده ای که محصول چگونگی بر خورد آنها با مسائلی است که طی سال ها ،قرن ها و در لحظه لحظه زندگی و پروسه تاریخی خود نا گزیر از جوابگوئی به آن بوده و به آن ها جواب داده است! سپس آنها را در حافظه جمعی و تاریخی خود ثبت کرده و به یک کاراکتر ملی و عمومی بدل ساخته است.

بازتابی حاصل از یک. پروسه طولانی و تاریخی که در هر قدم آن گاه با پهلوانان افسانه ای همسفر گردیده ایم ، گاه چون آرش جان بر تیر نهاده و گاه از خردمندی سیمرغ افسانه ای بهره گرفته است.

با شور قهرمانی آزاده ای چون رستم به شور آمده ایم! با حسی یک پارچه بر مرگ نا جوانمردانه سیاوش اشک ریخته و از تراژدی تلخ سهراب غمین گردیده ایم. قرن ها در سکوت مرگبار زیر شمشیر های آخته اعراب که پیوسته خون چکان بود طاقت آوردیم .هر چند به قیمت گران. افتادیم وبرخاستیم هر چند بقیمتی بس گران.

با شعر رودکی از در لفظ دری حراست کردیم.در جای ،جای ایران بر حکمت سعدی گوش سپرده بر محنت بنی آدم دلسوزاندیم تا نام آدمی بر خود نهیم . با مولانای شوریده و عاشق که نیمیش ز خون دل بود و نیمیش ز آب گل در جستجوی انسان بر آمدیم. با حافظ رندی کردیم دیوانش را در بالا ترین طاقچه خانه نهادیم.فرقی نمی کند در کجای ایران باشد. خرقه زاهدان در آتش افکندیم .بر جنگ هفتاد دو ملت عذر نهادیم.

با سهروردی در جستجوی عقل سرخ و غلبه نور بر تاریکی  تا میدان گاهی حلب رفتیم و بر دار شدیم.با نسیمی در جستجوی معنای خفته در حروف که چیزی جز دست یافتن به روح ودرون خود نبود پوست تن بر جلاد سپردیم.در سیمای “مجید رهنورد” این عاشق نسل مهسا! چون حلاج بر سر دار رفتیم وبرای مردممان شادی آرزو کردیم.

از فارابی تا ابوعلی سینا ،تا رازی و خیام را از دل خود بیرون دادیم.نقش خود بر هنر و ادبیات جهان زدیم .زیبا ترین فرش های جهان را با صوری از خیال از شکار گاه  فرش کاشا ن تا نقش های هندسی و رنگهای جادوئی فرش هریس و تبریز و ماهی درهم بیجار بهم گره زدیم ،بافتیم وحدت آفریدیم  و جهانی را به تحسین وا داشتیم.

در نیشاپور مغولان از کشته هایمان کوهی ساختند. تحمل کردیم و بر پا خاستیم. برای کشیدن درد هائی چنین عظیم رگ ،پی و عصب های خود را بهم پیوند زدیم تا در وجودی یگانه آن ها را تحمل کنیم.حماسه ای بزرگ وملی بنام انقلاب مشروطه را رقم زدیم .

ماباشندگان این سرزمین تاریخی محصول چنین پیوند هائی هستیم !محصول جوشش در تیزاب های جان سوزی که زندگی و سرنوشتی مشترک ما را درون آن ها قرار داد. ما بار ها در وجود هم کشته وزنده شده ایم. ماتنبده شده درهم هستیم. ملتی با باز تاب های شرطی شده یکسان . هر فریاد ،هر درد ، دردیک هم وطن خوزستانی عینا در وجود من ترک زبان همان گونه باز تاب می یابد که در وجود  مادری داغدار در کردستان .

کدام شادی ؟ کدام رسم ؟کدام آئین ؟کدام اندوه ؟کدام خواست؟ است که یک هم وطن بلوچ بخواهد و هم وطن مازندرانی با آن بیگانه باشد؟ کدام فریاد آزادی است که از حنجرهای زخمی در قربانگاه اوین برنخیزد و در گلوی میلیون ها ایرانی در اقصا تقاط این سرزمین بازتاب نیابد ؟

“مهسا “این نماد زیبائی و معصومیت  کشته شده بدست حکومتگران اسلامی نام رمز یک وحدت ملی میگردد .همبستگی ملی بوجود میآورد . قلب هر آزاده ای در هر نقطه از این سرزمین بزرگ را بدرد آورده و بر همدلی ملی می افزاید.

نسل جوان برخاسته از دل جنبش مهسا با شعار “زن،زندگی، آزادی”در سرتا سر ایران از کردستان تا آذر بایجان ،از شمال تا جنوب ،تا تهران این شهر بزرگ در بر گیرنده تمامی اقوام ایرانی حما سه می آفریدنند.

میلیون ها ایرانی مهاجر در سرتاسرجهان در یک اتحاد ملی میادین شهر ها و خیابان های کشور های مختلف جهان را با فریاد آزادی خواهی در حمایت از جنش “مهسا” پر می کنند و همایشی  عظیم از همبستگی ملی رادر برابر دیده گان جهانیان می گشایند.

آری ما یک ملتیم ! ما یک تنیم ! هیچ مبارزه و بر آمد کوچک وبزرگی نیست که ما مشترکا در آن دخیل نباشیم وسهم نگیریم !ما درد و شادی مشترکیم! یک تن واحد که برای آزادی ،عدالت و دموکراسی در یک نظام سکولار بر آمده از دل یک انتخابات آزاد مبارزه می کنیم .ما یک ملتیم با تنوع  و زیبای خلق های خود . این راز همبستگی یک پارچه سراسر ایران زمین است که پیوسته با چنگ ودندان از  هویت ملی خود دفاع کرده  وخواهد کرد.

ابوالفضل محققی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»