سراب صندوق رأی

رضا رضائی

چرا بعد از این همه انتخابات، هنوز مردم‌سالاری و دموکراسی از صندوق رأی بیرون نیامده؟

اول: حکایت بعضی‌ها مثل حکایت کسانی است که سراب می‌بینند و می‌گویند: ان‌شاءالله که دریا است.

دوم: انتخابات یا همه‌پرسی فقط در یک‌شکل آن خوب است و آن هم زمانی است که هم فرهنگ مشارکت عمومی نهادینه شده باشد و هم ابزار و وسایل آن فراهم باشد و هم حکومت‌ها به برگزاری سالم آن تن داده و هم مرد و مردانه نتیجه‌ی بپذیرند. در غیر این صورت سراب است، سراب است، سراب.

سوم: وقتی‌ افرادی در به وجود آمدن وضعیت موجود (نابسامانی گسترده، فساد سیستماتیک، فقر کمرشکن، از بین رفتن آزادی و خاموش شدن چراغ امید مردمان است)، شریک جرم بوده و با فعل یا سکوت، در آن نقش داشته‌اند، موقع انتخابات نمی‌توانند بگویند که برای ادای تکلیف، نجات ایران، پاسخ به دعوت مردم، روزنه گشایی، رساندن صدای مردم به حاکمیت، اصلاحات و … به صحنه ی انتخابات آمده‌اند.

چهارم: طی ۴۵ سال اخیر ( به‌جز دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی) را می‌توان به حاکمیت، حامیان، مبلغان و سینه‌چاکان آن لقب << سراب بان>> داد چراکه حتی در کمترین و نازل‌ترین شکل دموکراسی (سراب دموکراسی)، مردم نتوانستند حتی یک مسئول خطاکار یا ناکارآمد را عزل کنند یا به مطالبه‌ی خود برای اصلاح و بازنگری در قانون اساسی دست یابند.

پنجم: پیوند زدن تمام انتخابات به حساس بودن وضعیت کشور یا اعتقادات دینی یا ارزش‌های فرهنگی، آن‌چنان در کشور رسوخ کرده که حتی نمی‌شود به سراب گفت سراب.

ششم: تنها درس و عبرت تاریخی از سراب شناسی آن بوده که تمام افرادی که در سراب شیرجه زده و حالا با پا و دست شکسته نظاره‌گر این انتخابات‌ هستند، به اکثریت هشتاد درصدی‌ها رسیده‌اند و  تنها به دریای پیش رو، قابل‌لمس و تجربه‌شده که همانا تحریم است شیرجه می‌زنند و به‌زودی شاهد اتحاد شناگران خواهیم بود.

به یاد داشته باشیم که مردم وقت خود را صرف اثبات یا نفی سراب نمی‌کنند و با گذر از کنار آن به اولویت‌های خود که عبور خشونت پرهیز و فراگیر از وضعیت اسفبار کنونی است می‌پردازند و بازهم آب پاکی بر دستان سراب بانان می‌ریزند.