حامد آئینه وند
من در یاداشت هایی که درباره انتخابات ریاست جمهوری نوشتم ( چرا نباید به پزشکیان رای داد؟ و کنش واقعی برای ایران تحریم انتخابات است) توضیح دادم چرا با شرکت در انتخابات مخالفم.
در این یاداشت که درشب انتخابات منتشر می شود بنای تکرار ادله ها برای تحریم را ندارم . آنچه لازم بوده را هم نوشته ام و هم در مصاحبه با رسانه ها بیان کرده ام . بعید است کسانی که تا کنون تصمیم به تحریم یا مشارکت دارند با آنچه در ادامه خواهم گفت نظرشان تغیر کند اما، عده ای از هم میهنان که مردد هستند و درباره تکنیک های رسانه ای و پروپاگاندا و تبلیغات اطلاعات زیادی ندارند ممکن است تحت تاثیر اطلاعات نادرست ،کنش سیاسی را انتخاب کنند که باور راسخی به آن ندارند.
به همین دلیل به عنوان یک روزنامه نگار خود را موظف می دانم فارغ از تعلقات سیاسی و حزبی نکاتی را درباره نحوه اطلاع رسانی اصلاح طلبان و ستاد آقای پزشکیان درباره گمانه زنی ها و نظر سنجی ها درباره میزان مشارکت ابراز دارم چرا که شواهد غیر قابل انکاری وجود دارد که ستاد ایشان به شکل هدفمندی در خصوص تمایل مردم برای رای به مسعود پزشکیان در شبکه های اجتماعی مشغول دروغ پردازی و در نگاهی خوش بینانه بزرگ نمایی حامیان ایشان و تعمیم آن به پایگاه رایی است که حسن روحانی را در سال های ۹۲و ۹۶ به ریاست جمهوری رساند.
بخش مهم و قابل توجهی از آنچه توسط ستاد پزشکیان ترویج می شود که رای ایشان افزایشی است دروغی بیش نیست و تاکتیکی است برای آنکه اصلاح طلبان روز شنبه شکست را به گردن مردمی بیندازند که پای صندوق ها حاضر نشدند در صورتی که مقصر اصلی کسانی هستند که در زمینی بازی کردند که نه قواعدش را آنها تعین میکنند نه داورش را و نه می توانند ناظر خوبی در این بازی باشند .
اصلاح طلبان در دو مقطع سال ۹۲ و ۹۶ به غایت از سرمایه اجتماعی هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی و خاتمی در جنبش سبز استفاده و آن را دود کرده اندو در سال ۹۶ نیز فرصت مجددی که در اختیارشان به همین واسطه قرار گرفت را تباه کردند و نتیجه آن را در دی ماه همان سال با شعار اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا دریافت کردند. از آن سال به بعد کاهش بسیار محسوس مشارکت سیاسی در دل ساختار جمهوری اسلامی را مشاهده کردند. آبان ۹۸ تیر خلاص به جریان اصلاح طلبی بود و نتیجه اش در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ دیده شد.
جنبش شبه انقلابی «زن زندگی آزادی »کنشی برای شکل دهی به ساختار سیاسی جدید در ایران یا ایجاد تغیرات ساختاری معنادار در ساختار مستقر بود که با شکلی خونین و دهشتناک سرکوب شد و مطالبات آن از جمله لغو حجاب اجباری به صورت کلی توسط حکومت نادیده گرفته شد . صادقانه این است که عمر تحریم جدی انتخابات در جمهوری اسلامی دو دوره بوده است یعنی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ و انتخابات مجلس ۱۴۰۲ و کسانی که انتظار دارند به سرعت نتایج تحریم را مشاهده کنند دید درستی به مساله ندارند. تحریم انتخابات کنش سیاسی «پیشا براندازی ونه براندازانه» است. کسی که خوب ورزش می کند و سخت تمرین می کند احتمال بیشتری دارد در مسابقات برنده شود.بدیهی است نمیشود بدون درس خواندن یا سخت تمرین کردن در تحصیلات یا ورزش قهرمانی توفیق داشت. ما در مسیر براندازی هستیم و لازمه آن عدم درگیری با کنش های سیاسی داخل ساختار رسمی است.
سیاست نیز مانند تحصیلات حرفه ای و ورزش قهرمانی است . تحریم دوی ماراتن است نه سرعت باید به عبور از جمهوری اسلامی فکر کرد و پیش درآمد این کنش تحریم انتخابات است تا پس از آن به مقدمات دیگر براندازی رسید.در فضای واقعی جامعه و نه شبکه های اجتماعی که با ارتش سایبری و اکانت های نامعلوم اداره می شود تحریم انتخابات فضای غالب است. غیر از اصلاح طلبانی که منافع مستیقم مالی و سیاسی دارند و نظر سازی می کنند اکثریت جامعه موضعش عبور از جمهوری اسلامی است و مقدمه آن نیز دست شستن از هر گونه کنش سیاسی در داخل ساختار جمهوری اسلامی است ومعنای این گزاره در فصل انتخابات تحریم آن است. فریب بازی های رسانه ای کسانی که برای نشستن بر سفره انقلاب به رای شما نیاز دارند را نخورید. فضای غالب نه مشارکت که تحریم است. اصلاح طلبان با قلب واقعیت میخواهند رخوت انتخاباتی را تحرک انتخاباتی جا بزنند تا مرددین را حاضر به مشارکت در بازی خودشان کنند. مرددین هوشیار باشند و فریب نخورند. انتخابات دیگر زمین بازی آنها نیست.