پیرامونِ مشیِ اصلاح‌طلبی در عادی‌سازیِ سرکوب

۱) جریانِ اصلاح‌طلبی با تثبیتِ حضورِ خود صرفاً در قالبِ نیابتی، یعنی میانجی‌گریِ سیاسی بین مردم و حاکمیت، نه‌تنها افراد را به رأی‌دهندگانی منفعل فروکاست، از آن مهم‌تر، مشارکتِ سیاسی در انتخابات را به‌عنوان یگانه شکلِ ظهور و بروزِ سیاستِ مردمی جا انداخت؛ به‌طوری که هرگونه‌ چشم‌اندازِ مرتبط باِ کنش‌مندیِ سیاسیِ جامعه بیرون از چهارچوب‌های انتخاباتی و نمایندگی را به محاق بُرد.

۲) تأکیدِ این جریان بر کنش‌مندیِ سیاسیِ شهروندان و رساندنِ صدای اعتراض از طریق صندوق رأی، همواره با تکرارِ این استدلالِ توجیه‌گرانه بوده است که “راهِ” خیابان “هزینه” دارد. اما این توجیهِ خیرخواهانه! دقیقاً دست‌اندرکارِ چه چیزی بود؟ نخست، جایگزین کردنِ واژه‌ی نامشروعِ “سرکوب” با لفظِ خنثی و مشروعِ “هزینه”، دوم و مهم‌تر، مطرح کردنِ آن به عنوان امری حتمی، عادی و بدیهی.

۳) پیامِ اصلاح‌طلبان طیِّ سه دهه به جامعه این بوده است: در صورتِ مواجهه‌ی مستقیم با قدرت یا پیش گرفتنِ راه خیابان، سرکوب، حتمی، طبیعی و بدیهی است. اما آنها این پیامِ صریح و تلخ را در لفافه‌ی لفظِ “هزینه” پیچیدند تا از زیرِ بارِ شرمِ اخلاقیِ آن نزدِ وجدانِ جمعیِ جامعه شانه خالی کنند. آیا منطقِ این حرف چیزی جز عادی‌سازیِ سرکوب و شراکت در باز گذاشتنِ دست قدرت برای برخورد با اعتراضاتِ صنفی و مدنی بوده و هست؟

۴) بی‌دلیل نیست که روابطِ اصلاح‌طلبان با مردم در طول سه‌دهه‌ هیچ‌گاه به طور واقعی، شکل و منشِ اجتماعی نداشته است؛ به این معنی که مواجهه‌ی آنها با لایه‌های مختلف جامعه، نه بر پایه‌ی نهادسازی، ایجادِ شبکه‌‌های فراگیرِ اجتماعی و گسترشِ روابطِ گفتگویی و بینافردی، بلکه همواره بر اساسِ قالب‌های انعطاف‌ناپذیرِ نیابتی بوده است. قالبی که ایجاب می‌کند هر چهارسال یک‌بار و فقط در بحبوحه‌ی انتخابات سروکله‌شان پیدا شود.

۵) اصلاح‌طلبان با کوتاه آمدن از آزادی بیان در جریانِ قلع‌وقمعِ دانشگاه و مطبوعات و عقب‌نشینی از “راهِ” خیابان در سال ۸۸ که مطابق با اصل ۲۷ قانون اساسی بود؛ در به‌وجود آمدنِ انسدادِ سیاسی‌ای دخیل بودند که پیامدی جز فضیلت ساختن از ترس و اعلامِ عمومیِ برائت از “افراط” به نام “اعتدال”، نداشت. دولتِ “اعتدال” میوه‌ی ترسی بود که اصلاح‌طلبان با وعده‌ی گشایشِ روزنه‌ای در انسدادِ سیاسیِ موجود، چیدند.

۶) خودِ واژه‌ی اعتدال نامی شرم‌زده و در عین‌حال آبرومندانه برای ترس بود. اما درست در میانه‌ی “اعتدال”‌گرایی بود که رویدادِ دی‌ماه ۹۶ رقم خورد، رویدادی که از راه خیابان به چرخه‌ی نمایندگی از ترس در درون انسداد سیاسی پايان داد و جلوی چشم‌های متحیّرِ اصلاح‌طلبان “هزینه”اش را نیز پرداخت و با چنگ‌و‌دندان تا آبان ۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی پیش آمد.

۷) جریان اصلاح‌طلبی اما در همان حال که تلاش می‌کرد این اعتراضات را گذرا و کم‌اهمیت جلوه دهد، از سوار شدن روی موج آنها نیز غافل نبود تا شاید آب رفته به جوی بازگردد. اما از ۹۶ به این‌سو، دیگر هیچ‌‌‌گاه آراء به صندوقِ اصلاح‌طلبان برنگشت و طبعاً برنخواهد گشت. بیهوده نیست که بخشی از آنها از سرِ کین‌توزی و هم‌صدا با پروپاگاندای حاکمیت، معترضان را کرکس و اوباش می‌نامند، و بخشی دیگر، با چشمانی پر از اشکِ تمساح برای کُشته و شکنجه‌شدگان، شانه‌ی بی‌تفاوتی بالا می‌اندازند که گفته بودیم راه خیابان و هرگونه کنش‌مندیِ سیاسی بیرون از چهارچوبِ نمایندگی، “هزینه” دارد.

اتحاد بازنشستگان