در دفاع از تعامل نسلی، در نفی تقابل نسلی، مجتبی نجفی

می‌گویند تصویر این دختر در بند در رخدادهای ۱۸ تیر ۷۸ از “فرشته علیزاده” دانشجوی دانشگاه الزاهرا است. نمی‌دانم واقعی است یا نه اما مهم نیست، این تصویر نسل ما دهه‌ی شصتی‌هاست، با همان نگاه پر از خوف و خشم و امید و سرکوب آرزوی دموکراسی در هجوم شعبان بی‌مخ‌های نظام به کوی دانشگاه. وقتی #هیجده_تیر می‌شود یاد عزت ابراهیم نژاد می‌افتیم و اینکه چه عشق‌هایی در سینه داشتند و ۲۲ساله جوان افتادند و یاد فرشته علیزاده که حتی از مزارش نشانی نیست و سعید زینالی که هنوز نشانی از او نیست. این غایبان هر جا نشانی از خواست آزادی باشد حاضرند، در زبان آزادیخواهان.

در کوران جنبش زن، زندگی، آزادی فرصت‌طلبانی بودند برای جلب توجه به جای همگرایی نسلی، به تقابل نسلی دامن زدند و نسل‌های قبل را یکسره توسری‌خور تصویرسازی کردند. این کاسبان موقعیت‌های ویژه این‌قدر جاهل بودند که ندانند هر جنبشی و خیزشی هر چقدر هم نو و بدیع باشد، ناگسسته از گذشته نیست. همچنانکه خواست دموکراسی‌خواهان در مشروط کردن قدرت مطلقه، حاکمیت قانون و تکوین و تحکیم فرهنگ شهروندی بی‌ارتباط با انقلاب مشروطیت نیست چرا که هنوز در آن گفتمان نفس می‌کشیم و هنوز هم تلاش می‌کنیم قدرت مادام‌العمر نابود شود و حاکم، منتخب مردم و شهروند صاحب این مملکت شود. حتی کاسبانی بودند که رشادت‌های آن همه جوان در جنبش سبز را می‌خواستند زیر سوال برند غافل از اینکه نسل ما از درون به قلب حکومت دینی زد. نسل سهمیه بندی، خانواده‌های شلوغ و پرجمعیت، شهری شدن فاقد استاندارد. در دهه‌ی هفتاد که بزرگ شد آزادی و جامعه‌ی مدنی مستقل از قدرت و شهروند صاحب رای و کرامت و زندگی را خواست و در برابر ایده‌ی حاکم مطلقه ایستاد و ۱۸تیر انتقام از این ایستادگی بود.

نسل، واحد یکدست نیست، پر از تکثر است اما از اواخر دهه‌ی هفتاد این خواست دموکراسی و نوشدن ساختار قدرت و احترام به ایرانی در مقام شهروند و میل به پیشرفت و مبارزه با همان مغزهای پوسیده‌ی آهنگ شروین، یک سند افتخار این نسل است و امروز اگر سه کلمه “زن، زندگی، آزادی” بر زبان و بر جان جاری شده به خاطر تداوم خواستی تاریخی است و نتیجه‌ی بر زمین افتادن #عزت_ابراهیم نژاد در حمله اوباش به دانشجویان و فدا شدن همین چهره‌ی در قفس #فرشته_علیزاده و … است.

نسل‌هایی که آزادی می‌خواهند نه در تقابل که در تعامل با یکدیگرند و سرفصل‌های همین تاریخ چند دهه‌ی اخیر هم نشان می‌دهد “مای” ایرانی آزادی‌خواه،چقدر بی‌تاب آزادی و چه اندازه علیه تحقیر است از ۱۸ تیر ۷۸ تا خرداد ۸۸ تا شهریور ۱۴۰۱ … سرفصل‌هایی بوده‌اند که لا‌به‌لایشان انبوه اعتراض و خیزش و قیام بوده و این یعنی ما جامعه‌ای هستیم که “ساکت نشدن” و مسیر را به‌رغم هزینه‌های سنگین تداوم دادن، نه یک حادثه که یک خط است و این خط بر میراثی از قربانیان با نام و نشان و بی‌نام و نشان تکیه کرده و این میراث گرانبهاست و یادآورنده این مهم است که خون، بها دارد و بهای این خون یک قیمت مشخص دارد و آن “آزادی” هم در معنای سلبی آن، نفی هرگونه حکومت مادام‌العمر مطلقه در هر شکلی و هم در مقام ایجابی آن، تکوین و تحکیم فرهنگ شهروندمداری که علیه هرگونه قیمومیت مذهبی و غیر مذهبی است.

همین تصویرهاست که یادآوری می‌کنند که پاسداری از حرمت قربانی، دفاع از کلمه آزادی و شکستن قفسی است که استبداد ساخته است. ۱۸ تیر یادآورنده است نه برای خاطره گفتن که برای نشان دادن تاب‌آوری جامعه‌ای بعد از این همه سرکوب و این‌که از خاکستر سرکوب، هر دوره و هر دهه‌ای باز هم بذر مقاومت مدنی در شکلی جدید مثل درخت تناوری می‌شود و این را تقلیل گرایانی که از نوک دماغشان بیشتر نمی‌بینند، نمی‌فهمند اما اگر از اکنون، اندکی خارج شویم و تداوم یک خط را ببینیم، متوجه می‌شویم که مقاومت دوشادوش سطله حرکت می‌کند و این حاصل هم‌افزایی نسلی است نه تقابل نسلی.

تلگرام نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»