خیز پزشکیان در سر سپردگی به رهبر

میراصغر موسوی

در انتخابات سال ۷۶ با توجه به مباحث نظری که سید محمد خاتمی  مطرح کرد، صاحب نظران زیادی هم در ایران و هم خارج از ایران، بر این اعتقاد بودند: ایران در آستانه یک تحول قرار دارد.

رئیس جمهور منتخب در دوم خرداد،  با طرح مباحث نظری مدرن در امر سیاسی، به قوت گرفتن چنین احتمالی مجال بیشتر می داد. او هر روز  بارها بر دموکراسی، حقوق شهروندی، آزادی مطبوعات و احزاب اشاره و تأکید می کرد. و  چنین وانمود  می شد که اتفاقی رخ داده و تحول آغاز شده است. اما  چنین نبود.

همه آنچه خاتمی می گفت، بر محور نظریه متناقض نمای ولایت مطلقه فقیه و مردم سالاری دینی می چرخید. اما او در بیان و توضیح این مسائل، از واژگان جدید و معادل هایی استفاده می کرد که در واقعیت امر هیچ سنخیتی با منویات خاتمی نداشت. او می دانست، دمکراسی ناظر بر آرای مردم و  قانون اساسی ای مبتنی بر ارزش های بنیادین لیبرالیسم  است. اما این نقیض را پنهان نگه می داشت. در نهایت، رهبر نظام، چنانچه خود بیان می کند، از او می خواهد تا  رفع شبه شود:
روز اول‌ دوم بعد از انتخابات، به خاتمی گفتم دارند وانمود می‌کنند دوم خرداد بر ضد انقلاب و اسلام بود. شما اولین صحبت بزنید تو دهن اینا.
بعد از چند روز به من گفت، در مصاحبه هرچه آماده کرده بودم یادم رفت به جز همان حرفتان که بزن تو دهن اینها. و ایشان زد تو دهن آنها.

تلاش مذبوحانه خاتمی در صورت بندی نظری مدعاهایش راه به جایی نمی برد. به همین دلیل روش هاشمی رفسنجانی را پیش گرفت. چنانچه آقای خامنه ای اشاره کرده است، او از همان روزهای اول، بار ولایت فقیه را بر دوش گرفت و راه افتاد. اگر هاشمی مراجع و علما را تهدید لفظی می کرد، خاتمی به قانون توجه می داد، تهدید قانونی: علما توجه کنند ولایت فقیه صرفا یک نظریه فقهی نیست، قانون است.

تا این میزان بالا بردن سطح هشدار  یک میانبر بود. وقتی علما مورد خطاب و تهدید قرار می گرفتند تکلیف بقیه نیز روشن می شد. و چنین نیز شد. خامنه ای خاتمی را از بازی کردن با چیزی که از نظر بیشتر رای دهندگان و نیز ناظران برای ایجاد یک تحول لازم و ضروری حساب و تلقی می شد، منع کرد. و اجازه نداد در موضوع ولایت فقیه ذره ای شبهه بر جای بماند.

بدین صورت دمکراسی و مردم سالاری مورد نظر خاتمی از پوسته بیرون افتاد و خسارت سنگین ناشی از این بازی را مردم کشور متحمل شدند. اما در این دوره از ریاست جمهوری، آقای خامنه ای ذره ای حتی فرصت نداد تا آنچه از نظر بیشتر مردم ایران نیاز کنونی کشور است، اگر شده حداقل به صورت شبهه خودش را نشان دهد: محور مقاومت، سید حسن نصرالله، حزب الله لبنان، حماس و فلسطین و انصار یمن امروزه در نزد خامنه ای مانند موضوع ولایت فقیه در سال ۷۶ از  اهمیت برخوردار است.

مسعود پزشکیان که جایگزین ابراهیم رئیسی شده و اکنون رئیس جمهور منتخب نامیده می شود، حمایت و ستایش از محور مقاومت را  بیش از هر چیز دیگر برجسته می کند.  رد و بدل کردن پیام با رهبر حزب الله لبنان، حماس غزه و انصار یمن و اعلام حمایت از آنان، از سوی پزشکیان هر روز تکرار می گردد. و این گام اول، در واقع همه آن راهی است که پزشکیان باید طی کند: ادامه دادن راه دولت قبلی.

گفتگوی تلفنی امروز پزشکیان با رئیس شورای عالی حوثی های یمن و حمایت از عملکرد آنان، نشان می دهد،  ایران در همان باتلاق که افتاده همچنان گیر است.

با این سیاست خارجی و اصرار بر ناامن ماندن دریای سرخ که پزشکیان به طور رسمی از آن حمایت کرد، راه توسعه و حل بحران اقتصادی، انسانی، اقلیمی، آموزشی و فرهنگی را که وعده کرده، از کدام راه به پیش می تواند ببرد.

ایران در نتیجه سیاست های ماجراجویانه برون مرزی، به خصوص منطقه ای، این چنین در تنگنای اقتصادی و زیر فشار تحریم قرار دارد. پزشکیان که اراده خود را معطوف به مبارزه با کاسبان تحریم در داخل و رفع تحریم های بین المللی در خارج اعلام کرد، چه زود خود را در دریای سرخ انداخت.

این پیروزی مضاعف مبارک رهبر ایران باد!

تلگرام میراصغر موسوی عضو شبکه همگرایی

تصویر از دویچه وله فارسی