دشمن درون خانه است، شکایت کجا بریم؟

نگار ذیلابی

بسیاری از حوزه‌های کنش‌گری مدنی در ایران، از جمله مسائل زنان، به معنای دقیق کلمه “بی‌صاحب” است! وقتی قلم به دست می‌گیرید تا مطالبه‌ای را تنظیم و پی‌گیری کنید، نمی‌دانید خطاب به چه کسی بنویسید!

تمام روز به ویدئوی فرار دو دخترک ترسان از دست مأموران گشت ارشاد و هجمه‌ی وحشیانه‌ی گروهی آن‌ها نگاه می‌کنید (نگارنده حتی‌الامکان از تعابیر خشونت‌بار و ناسزاگونه پرهیز می‌کند، اما در اینجا هیچ واژه‌ی جایگزینی به جای هجمه‌ی وحشیانه برای توصیف رفتار مأموران زن نمی‌یابد)؛ دلتان ریش می‌شود از بی‌پناهی این نوجوانان و با خود فکر می‌کنید همین چند سال پیش که آن‌ها در کودکستان و دبستان گرگم به‌هوا و قایم‌باشک‌بازی می‌کردند، هیچ تصور نمی‌کردند که به‌زودی به‌محض پاگذاشتن به سن بلوغ، به جرم داشتن مو و بدن زنانه باید از دست این زنان سیاه‌پوش فرار کنند و در تعقیب و گریز، هیچ جایی امن‌تر از تأسیسات برق کنار خیابان نیابند و آخر سر هم کشان‌کشان و با بدن‌های کبود و خراشیده بازداشت شوند و در مقر پلیس مثل مجرم‌ها و تبهکاران از آنها عکس بگیرند و پیش از “ارشاد شدن”، انواع اهانت و تحقیر را تحمل کنند و با تن زخمی و روانی فرسوده تعهد دهند که زین‌پس زنانی در چارچوب قوانین درخشان حکومت اسلامی باشند!

از این ستم به کجا شکایت بریم؟

خطاب به رئيس‌جمهور بنويسيم که پیش از انتخاب وعده می‌دهد و حفظ کرامت انسانی زنان را جزو وظایف خود می‌شمرد و به گاه عمل یا دست‌کم عکس‌العمل، چونان کارگزاری مخلص و مطيع، منتظر إذن و جواز مقامات می‌ماند؟ خطاب به وزیر كشوری که معلوم نیست منصوب و مؤید از جانب کدام قدرت پنهان است و به چه کسی پاسخگوست؟ شكايت به كجا بريم؟!

ناامید از همه‌جا، این بار شکوائیه را از جانب زنان ایرانی و افغانستانی خطاب به زنان جهان به‌ویژه زنان مسلمان فلسطینی می‌نویسیم، صرفا جهت اطلاع و عرض تبریک از آن‌که در چالش‌انگیزترین و سخت‌ترین موقعیت‌های زندگی‌شان، در انسان‌بودن و زن بودن خود مردد و ترسان نبوده‌اند! به جز دو ملت ایران و افغانستان که گرفتار رادیکال‌ترین خوانش از دین و اسیر سیاست‌های ولایی و داعشی هستند، دیگر زنان در جهان گرچه گرفتار فقر، گرچه در اضطراب جنگ، گرچه اسیر مستبدان یا جنگ‌طلبان، در این حداقلی‌ترین حق و تفسیر وجودی از هستی زنانه‌ی خویش لرزان نیستند!

در حالی که یک هفته است به‌واسطه‌ی ضعف حقارت‌بار سیستم امنیتی، یک ایران در اضطراب پیامدهای ترور مبهم رهبر حماس به سر می‌برد و خواب راحت از چشمان یک ملت ربوده شده، زن فلسطینی با پوشش اختیاری در مسابقات المپیک شرکت می‌کند و مدال کسب می‌کند؛ زن ایرانی پشت پست برق کنار خیابان سنگر می‌گیرد، می‌گرید، کتک می‌خورد و تعهد می‌دهد!

حکومت ترسان و مستأصل جمهوری اسلامی به این بازی سخیف ضد انسانی پایان دهید!

زنان جهان، ما زنان ایرانی و افغانستانی را بنگرید! گواه و نظاره‌گر این خشونت قرون وسطایی در سده‌ی بیست و یکم باشید!