از طرف زندانیان سیاسی سعید ماسوری، لقمان امینپور، سپهر امامجمعه و میثم دهبانزاده
مادرِ عزیز و داغدار
ما فرزندانِ نادیدهی شما هم بارها توسط جلادان تهدید به اعدام شدهایم و شاید سعادت و شایستگی جاودانه شدن را همچون فرزند دلبند شما نداشتیم.
آتشی که بر جان و جگر شما انداختند، قطعا برای هیچکس قابل درک نیست، هر چند داغی است که بر دل تک تک ایرانیان نهادند تا در آستانه سالگرد قیام شهریور از همه جوانان زهر چشم بگیرند. ولی هیهات اگر اعدام و کشتار عزیزانمان، ما و شما را مرعوب جنایت کند؛ عزادار میکند ولی مرعوب و تسلیم هرگز.
مادر، ما به هیچوجه توان تسلی دادن شما را نداریم و تنها به خودمان و شما یادآوری میکنیم که:
آنچه از دریا به دریا میرود
از همانجا کآمد آنجا میرود
و داستان مولانا را درباره مادری چون شما که حکومتیها فرزندش را در آتش به قتل میرسانند، بازگو میکنیم. مولانا از زبان آن شهید خطاب به مادرش میگوید: انی لَم اَمُت (من نمردهام)؛ و اساسا زندگی و حیات در این مرگ است. نترسید و خود را در آتش افکنید که این نترسیدنِ ما از آتش مرگ، تنها راه نجات مردم و جوانان دیگر است.
زمانیکه به شیوه فرزند شما (رضا) ما هم نترسیم و به استقبال آتش رویم این حربهی اعدام هم بیاثر میماند. اعدامها دیگر ترس تولید نمیکند بلکه “رضا” و خشنودی میآورد با “رساترین” پیام.
یادش گرامی و راهش پر رهرو که خون این سربداران ضامن آزادی ایران است.
مرداد ماه ۱۴۰۳
منبع صدای ماهی سیاه