عیسی سحرخیز
با حضور وزرای مورد اعتراض، از جمله کشور، اطلاعات و… در کمیسیون های مجلس و ارائه برنامه اکنون مشخص است که دکتر پزشکیان انتقادها و اعتراض های حامیان خود را اگرچه شنیده اما به دلایلی خاص قصد تغییر لیست ارائه شده را نداشته و ندارد.
پیام او دقیقا بیانگر این نظر قطعی و غیرقابل تغییر است و در مقابل توقع از ملت برای اتخاذ سیاست صبر و انتظار تا دست بالا دولت سوم روحانی و دست کم دولت دوم رئیس مستقر شود و شروع به کار کند.
او در پیام خود به ملت- در واقع معترضان و منتقدان- در مورد قطعی کردن لیست توافق شده با ولی مطلقه فقیه اصرار کامل داشته و به شیوه ی خاص خویش اعلام کرده است که این لیست “آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته!”
“در مرحله انتخاب و بررسی کابینه از صاحبنظران متعددی مشورت گرفتیم و تلاش کردیم با رویکرد وفاق و همدلی، بهترین وضعیت ممکن را با ظرفیتهای موجود رقم بزنیم.
صبر کنید کابینه کار کند و آنرا از روی عملکردش نقد کنید.”
اشتباه اساسی مسعود پزشکیان این است که گمان می کند در پشت پرده توافق های لازم و قطعی صورت گرفته و نمایندگان مجلس لیست وزرای معرفی شده را لیست مورد تائید رهبری تلقی می کنند و دربست به آن رای خواهند داد؛ اشتباهی فاحش و غیرقابل بخشش.
رئیس جمهور محترم یا خلقیات و عملکرد رهبری را خوب نمی شناسد و تجربه ی روند تائید وزرای دولت های گذشته را به خاطر ندارد یا توجه نکرده است که تازه اول کار است و نمایندگان جناح تندرو و محافظه کار با وجود گرفتن اعتراف و اعلام برائت از خطاهای گذشته ی جمعی از وزرای پیشنهادی ( همچون مورد احمد میدری نماینده مجلس ششم) مسلما دست به غربال کردن لیست ارائه شده خواهند زد.
آن ها در گام اول، از یک سو “اکثر” وزرای شاخص مورد تائید شخصیت های حقوقی و حقیقی حامی پزشکیان را حذف و از سوی دیگر “تمام” وزرای ادامه دهنده ی راه و روش و برنامه های رئیسی را تائید خواهند کرد.
پس از این مرحله، در شرایطی که نامزدهای وزارت مورد تائید یا حمایت تحول خواهان و اصلاح طلبان پیشاپیش حذف شده اند، هربار از نامزدهای نزدیک به جناح محافظه کار و مستقل نیز از عملکرد گذشته خود توبه کرده یا در پروسه ی تائید کم و کمتر می شوند و به وزرای مطلوب تندروها افزوده خواهد شد.
درنتیجه، دولت پزشکیان در عمل تبدیل خواهد شد به “دولت خدمت” دوم رئیسی که مطلوب ترین گزینه برای انتخابات مهندسی شده آقای خامنه ای ست.
پس از چند دور رفت و برگشت حالا چاره ای برای مسعود پزشکیان باقی نخواهد می ماند جز این که به “خیرالموجودین ” رضایت دهد و به قول معروف “خر بیاورد و باقلی بار کند”، شرایطی اسفناک و تجربه شده که در دولت های پیشین بسیار شاهدش بوده ایم.
پس از مدتی، با تحمیل برنامه ها و منویات رهیری و کنار گذارده شدن اکثر مطالبات ملت، این بار دیگر نقدها و اعتراض ها بر سر شخص وزرا نخواهد بود، بلکه عملکرد رئیس جمهور و کابینه اش زیر ذره بین خواهد رفت و دیگر حتی نمی تواند بگوید که “صبر کنید کابینه کار کند و آنرا از روی عملکردش نقد کنید.”
آن زمان است که با افزایش نارضایتی های غیرقابل اجتناب، روز به روز از تعداد حامیانش کاسته شده و بر حجم منتقدانش افزوده می شود.
با توجه به این واقعیت ها است که به ناچار بخش پایانی یادداشت پیشین را باید دوباره تکرار کنم.
“این چشم اندازی روشن است… بعید است دکتر پزشکیان در شرایط بر سر پیمان ماندن با ملت بتواند در این شرایط چهار سال کامل ریاست جمهوری را دوام بیاورد، الا این که به تابعیت مطلق ولایت فقیه تن دهد و سکان دولت را در عمل به هسته سخت قدرت بسپارد.”