رطب خوردگان انتخاباتی و شکوه‌های نابهنگام اکنونی…

عزیز قاسم زاده

اساسنامه‌های تشکل‌های صنفی مسیر فعالیت روشن کنش‌گران را پیش چشم قرار داده ا‌ست. با تفاسیر مضیق یا موسع نمی‌توان کنش‌گری صنفی را به فعالیت تبلیغی سیاسی به نفع جریاناتی خاص سوق داد؛ به ویژه این‌که در انتخابات ورود کرد. در غیر مناقشه انگیزترین تفسیر از اساسنامه‌ها باید چنین گفت که انتخابات برای کنش‌گران، موضوعی علی‌السویه است یعنی نه له و نه علیه کاندیدایی ورود نباید کرد؛ اما در عین این رویکرد، از همه دولت‌ها با رویکردهای اصلاحی و اعتدالی و افراطی، مطالبه‌گری از الزامات کنش‌گری صنفی و مدنی است.

برخی از چهره‌های صنفی متاسفانه در انتخابات اخیر ورود کردند و به نفع پزشکیان موضع گرفتند. این رویکرد بر خلاف بیانیه‌های شورای هماهنگی و کانون‌های صنفی بود که مستقیم و غیر مستقیم، فعالان صنفی را از این امر بر حذر داشته بودند. البته برخی برای فرار از نقض اساسنامه می‌گویند به صفت فردی ورود کرده‌اند؛ اما این منطق، قابل دفاع نیست چرا که نمی‌توان تمام اعتبار خود را از تشکیلاتی اخذ کرد و در نهایت اساسنامه آن را به بهانه ورود فردی نقض کرد و زیر پا گذاشت. چنان‌چه در همان ایام در بیانیه مشترک اینجانب و اسماعیل عبدی به صراحت آمده بود که انتخابات زمین بازی کنش‌گران صنفی نیست.

از سوی دیگر به لحاظ جامعه‌شناسی علت شکست‌های پی در پی در حیطه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و مشخصا آموزش و پرورش در دولت‌های مختلف بعد از انقلاب، امری «نهادی» نیست، بلکه ساختاری و حقوقی است. ورود کنش‌گران صنفی در این عرصه و دفاع از اشخاص با توجه به تجارب گذشته نشان می‌دهد که جز تنور گرمابخش کاندیداها شدن و مشروعیت بخشی به آن‌ها، عایدی برای جامعه فرهنگیان به دنبال ندارد. مشخصا انتخاباتی که سپری شد، محتوا و مضمون و نتایجش، آشکارتر از آن بود که از چشم نه تنها ناظران و تحلیل‌گران که حتی عامی‌ترین مردم پنهان بماند که دولت کنونی نه توانایی و اراده‌ی کمترین تحولی در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی و آموزش و پرورش را دارد و نه اساسا کمترین نشانه‌ای از این خواسته در بینش رئیس دولت کنونی وجود داشت و مهم‌تر اینکه نظام سیاسی موجود با داشتن همه امکانات سیاسی و نظامی و رسانه‌ای و دیپلماتیک، کمترین اراده‌ای برای تغییرات روتین را هم نپذیرفته و یکی از بارزترین این نشانه‌ها این بود که حتی به افرادی چون لاریجانی با آن پیشینه امنیتی و رسانه‌ای و وفادار به مبانی ایدئولوژیک و بینشی حکومت، اعتماد نکرد که با ریسک تایید صلاحتیش، وارد عرصه انتخابات شود و با رد صلاحیت گسترده کاندیداهای مختلف دو جناح و عبور دادن نام پزشکیان از شورای نگهبان، پیام روشن خود را علنی کرد که با حضور این فرد، اطمینان کافی از برهم نخوردن وضع موجود با پیروزیش دارد. البته عرصه سیاست پیش بینی ناپذیر است و محمود احمدی نژاد تجربه عینی این ماجراست اما اتفاقا با عنایت به تجربه احمدی نژاد و بی‌اعتمادی حکومت به اکثر نیروهای وفادار خود در شرایط موجود اما اعتماد به پزشکیان، خود نکته‌ای قابل تامل است که با همه محاسبات و الزامات کلیت نظام سیاسی، پزشکیان در شرایط بحران، نیرویی مورد وثوق و همراه‌تر خواهد بود. ترکیب کابینه پیشنهادی به ویژه وزرای اطلاعات که وزیر دولت پیشین است و در کارنامه خود از نظر نظام توفیق مدیریت بحران ۱۴۰۱ را دارد، وزیر کشور که بارها از جریان فتنه و سران فتنه تبری جسته و در عرصه نظامی فعالیت گسترده داشته و وزیر آموزش و پرورش که رویکرد ایدئولوژیک و بسته او با توجه به پیشینه‌اش، نشان می‌دهد که چرا اکثریت جامعه رویکرد عدم مشارکت را برگزیده بودند و اساسا درستی نگاه تحلیل‌گرانی که دلبستن به  نتیجه  انتخابات را سراب می‌انگاشتند، تا چه اندازه واقع بینانه بود.

در ایام انتخابات دوستان فعال صنفی بدون درس گرفتن از تجارب گذشته و عهد شکنی‌های دولت اصلاحات و اعتدالی، ناگهان پزشکیان را منجی دیدند و هنوز دولت پزشکیان آغاز به کار نکرده، از رای خود پشیمان شده‌اند. البته نفس این اعتراض خوب است و باید از آن استقبال کنیم اما ابتدا ضروری است این دوستان از بابت نقض اساسنامه و محاسبه باز هم اشتباه و عبور از کنش‌گری به فعالیت انتخاباتی، از عموم فعالان صنفی و معلمان و مردم، عذرخواهی کنند تا اعتماد عمومی شکل بگیرد و الا باز هم ممکن است در انتخابات دیگری همین دوستان، داعیان شرکت در آن باشند.