؟؟؟؟٭
تایید صلاحیت پزشکیان و پذیرش بیچونوچرای پیروزی نامزد اختصاصی اصلاحطلبان، گزینه مطلوب حاکمیت نبود؛ اما واقعیت وجود ابربحرانهای فزایندهای مانند شکاف عمیق مردم/حاکمیت، بهویژه در حوزههایی مانند حجاب اجباری و فیلترینگ، گرانی روزافزون تحتتاثیر از تحریمها، سوءمدیریت اثباتشدهی تندروها، اثرات مخرب «خالصسازی» گستردهی داخلی و انزوای جهانی، احتمال پیروزی ترامپ ضدایرانی و… موجب شد تا قوهی عاقله حاکمیت، اخراج تندروها را از «پاستور» و واگذاری قوهی مجریه را به سکانداری اصلاحطلب به «مصلحت» خود و کشور تشخیص دهد.
سوت پایان انتخابات ریاستجمهوری زنگ آغاز ماموریت پزشکیان برای تحقق مطالبهی مشترک مردم و حاکمیت از او در زمینهی مهار یا کاهش ابربحرانهایی است که منافع ملی و حتی امنیت ملی ایران را تهدید میکند و ناگفته پیداست که او بهتنهایی قادر به انجام این ماموریت ملی نیست و باید کابینهای توانمند را به خدمت بگیرد تا بهمدد همافزایی سایر نهادهای قدرت، سایه شوم ابربحرانها را از فراز کشور دور کند.
استقبال رسمی/کلامی کمسابقهی مقامات اغلب نهادهای اصلی حاکمیت، امیدها به همراهی سازندهی آنان را با پزشکیان برای تشکیل دولتی کارآمد افزایش داده؛ اما شواهدی از سازهای ناکوک شنیده میشود که نگرانیهایی جدی را دربارهی ترکیب نهایی کابینه برانگیخته است.
خبرهای غیررسمی و برخی شواهد و قرائن گویای آن است که احتمالا شماری از اعضای کلیدی موردنظر پزشکیان برای حضور در کابینه، پشت سد فرمانها، استعلامها، گروکشی مجلسیها برای رأی اعتماد، ارزیابی جناحی (و نه کارشناسی) نهادهای مرتبط از توانمندی آنان و… متوقف خواهند ماند.
شوربختانه بهدلیل ادامهی فشارها بر رئیسجمهوری، جایگزین آنان افرادی خواهند بود که با قول پزشکیان به مردم برای «تغییر» فرسنگها فاصله دارند. بخشی از این تحمیلیها به کابینهی پزشکان، خودْ آمر یا عامل نارضایتی مردم بودهاند و از قضا، کارنامهشان از دلایل جدیشدن ضرورت «تغییر» است.
آنان نه میتوانند و نه میخواهند مددکار «تغییر» و حتی «اصلاح» امور باشند؛ بنابراین به بخش مهمی از موانع ایجاد «تغییرِ» هدفگذاریشده از سوی رئیسجمهوری اصلاحطلب تبدیل خواهند شد و افکار عمومی هزینهزایی مقاومت آنان را نهایتا برای پزشکیان فاکتور خواهد کرد.
البته این واقعیت که چینش اعضای کابینه از سوی رؤسایجمهوری همواره در معرض محذوریتها و محدودیتهای متعددی قرار دارد، راز مگویی در سپهر سیاسی ایران نیست؛ کماینکه همین امروز دو خبر مستند با محتوای چالشهای خاتمی و روحانی برای کابینهچینی منتشر شده که بیانگر سهمدهی اجباری آنان در چند وزارت و نهاد اجرایی کلیدی است.
از این منظر فشارهای موجود بر پزشکیان برای تشکیل کابینه، بدعت و رخداد تازهای نیست و نمیتوان پزشکیان را به مقاومتنکردن و عقبنشینی متهم کرد. اما تفاوت اینجاست که در ادوار پیشین ریاستجمهوری، ایران هرگز با انباشت این حجم از ابربحرانها مواجه نبوده و طبیعی است الگوی تعریف مناسبات با رئیسجمهوری از سوی رقبا و منتقدانش، منافعملیمحور نبود و آنان میکوشیدند باوجود شکست انتخاباتی خود، با اعمال فشار سهمی قابلتوجه از کیک قدرت قوهی مجریه را بهدستآورند.
اما اکنون شرایط متفاوت از گذشته است؛ زیرا پزشکیان در اتفاقی نادر و کمسابقه به نقطهی امید مشترک مردم و حاکمیت برای مهار بحرانهای پرشمار و بنیانبرافکن تبدیل شده و باید از اختیارات کافی و همراهانی کارآمد و همسو در کابینه بهرهمند باشد تا در این ماموریت دشوار بهظاهر «ناممکن» موفقیتی نسبی کسب کند.
اینجاست که حاکمیت هم در یکی از بزنگاههای تاریخی سرنوشتساز خود قرارگرفته؛ زیرا نبرد موفقیتآمیز با چنین محدودیتها و محذوریتهای دیرپایی از سقف توان پزشکیان خارج است. نهادها و افراد ذینفوذِ خوگرفته به حذف اطرافیان کارآمد رؤسایجمهوری و گنجاندن گزینههای خود در کابینه رقیب هم، به توصیهها و نصیحتهای خیرخواهانه گوش نخواهند داد.
از شناگر پرتابشده به اقیانوس با وزنههای سنگین بستهشده به دست و پایش نمیتوان توقع موفقیت در نبرد با امواج سهمگین داشت.
بنابراین حاکمیت اگر هنوز به الزامات پذیرش پزشکیان بهعنوان راهکار مهار یا کاهش انبوه ابربحرانها پایبند است، باید تدبیری «موثر و بههنگام» علیه روند خطرناک به کژراهه بردن کابینه پزشکیان اندیشیده و اجرایی سازد تا واپسین روزنه نجات با «تغییر» در همان نخستین گام بسته نشود.
٭ شورای سردبیری جامعه نو