عزیز قاسم زاده
مردمی را که غره به هیجانات کاذب و وعدههای غیر عملی نشدند، غیر واقعگرا میدانند و میخوانند، اما کسی که چشم در چشم میلیونها مردم زل زد و گفت: اگر به وضع موجود راضی هستید به این آقا رأی دهید و بعد از پیروزی، اکثریت و کلیدیترین وزارتخانههای کابینه را در اختیار تفکرات همان آقا قرار داده و با تجاوز آشکار به ساحت واژهها نام کابینهاش را وفاق ملی مینهد.
از مباحث پست مدرنیسم در ایران، رهاوردی جز واژگونی فضیلتها و ارزشهای اخلاقی جهانشمول، چیزی در این سرزمین باقی نمانده است. آن کس که از پوشاندن جامه فضیلت در تن رذیلت شکوه میکند، غیر واقعگرایی خوانده میشود که فرصتهای پیش آمده را نمیشناسد و با نقد و رد انتخابات، تقویت کننده جریان افراطی میشود. این جماعت پس از پیروزی در انتخابات، در مقابل این اندازه از تعارض و عهد شکنی، دوباره با یک نسبیت گرایی پست مدرنیستی به سبک اصلاح طلبانه، باز به منتقدان حمله میبرند که از این بهتر نمیشد و در چارچوب موجود، بهترین انتخاب انجام شده است. البته عدهای از داعیان شرکت در انتخابات که در آن ایام به گونهای حرف میزدند که گویی با پزشکیان قرار است فتح الفتوحی بزرگ صورت گیرد، بعد از انتشار لیست کابینه، خود را به کوچه علی چپ زدند، انگار نه انگار که به هر آنکس قصد شرکت نداشت، چه تهمتها نبستند که هم نشان از جهل و دانش سیاسیشان داشت و هم حکایت از ابن الوقتی و موقعیت طلبیشان. عدم رای به پزشکیان را رای به جلیلی و ادامه وضع موجود میدانستند و برخی از آنها، با تعبیراتی چون همسو با خارج نشینها و یا کلمه مزدور و یا اینکه از خارج پول گرفتهاند، گویی در صدد بودند تا از این طریق هم مخالفان خود را مرعوب کنند و هم غیر مستقیم برای آنها پرونده سازی کنند. برخی از این جماعت، چند روزی در قامت اپوزسیون حتی بیشتر از مردمی که رای ندادند، علیه کابینه سخن گفتند چرا که سهمی قابل برای خویش نمییافتند. پزشکیان کابینه را با اندیشه دولت سایه چیده بود اینها اما وقتی از مستی اعتراض به هوشیاری آمدند، نیک دریافتند تا با تقویت ابتذالی به نام دولت وفاق، پشت پا به منابع و منابع رانتی خود نزنند و در کنار این دولت به حیات سیاسی خود ادامه دهند.
روزنامه نگارانی هستند که روزی چند مقاله در دفاع از محدودیتهای پزشکیان و انتخاب او قلم فرسایی میکنند اما یک بار از او نمیپرسند که قرار بود روز پیروزی انتخابات با خبرنگاران دیداری کنی چه شد که بعد از یک ماه و اندی هنوز این وعده محقق نشده است؟! برای پیروزی آن همه چنگ در روایات نهج البلاغه زدی اما در عمل خلاف آن روایتها و حدیثها عمل کردی؟ تو که در انتخابات از قول امام علی میگفتی اگر خلخال از پای زنی یهود در بیاورند جا دارد از این درد بمیریم چه شد که دختری را در جلوی چشم مردم در خیابان در دولت تو کتک میزنند و صدایت در نمیآید؟ خانم دیگری اکنون بر تخت بیمارستان حال خوشی ندارد چرا که نقل است ماموران تو برای حجاب به او شلیک کردهاند و تو صامت و ساکتی؟ کدام یک از رفتارهایت با وعدهای کذبت سر سوزنی تطابق دارد؟! اینها را اگر بگویی متهم هستی به چوپ لای چرخ دولت گذاشتن، نشناختن زمین واقعیت سیاست!
مهدی بازرگان ۲۷۵ روز در قدرت ماند و پس از یک دوره نمایندگی که صدای رسای ملت بود و چهها که در مجلس با او نکردند و بر سر او با حمایت رئیس مجلس وقت هاشمی رفسنجانی نیاوردند، تا پایان عمر در قامت یک رهبر اپوزسیون باقی ماند. او خیلی زود دریافت برای ساختن جامعه مدنی باید از بیرون نظرات اصلاحی خود را دنبال کند. امروز میراث داران او بر خلافش، دنبال جریانی هستند که در این ۲۷ سال یعنی بیش از ۱۰۱۲۵ روز نه تنها همیشه به دنبال راهی به درون قدرت برای کسب موقعیت و منفعت بودند که در بسیاری از رویداها شراکت سیاسی تمام و عیار نیز با مجموعه حاکمیت داشتهاند.
شکلگیری دولت وفاق کنونی یکی از بارزترین آنهاست. آبان ۹۸ همدستی دولت روحانی در سرکوب معترضان یکی دیگر از این سیاهیهاست. اما نگاه نقادانه و معترضانه به سلسلهای از ناهنجاریهای موجود، نه از دریچه سیاسی و نه عهد شکنی انتخاباتی و نه الزامات اخلاق برون دینی و عرفی و نه توصیههای درون دینی، برخی از اصحاب رسانه و روزنامهنگارانی را که قلمی بر شرافت، روزگاری بر دوش میکشیدند، دیگر بر نمیانگیزد. آنان خود را موظف میبینند با واقع گرایی موجود، تطبیق یابند و واقع گرایی هر تصمیمی است که دولت میگیرد نه آن واقعیتهای تلخ و ظلمهایی که بر رعیت میرود. ایستادگی در برابر آن، چیزی جز هیجان کاذب نیست. در عوض بیشترین فرصت را باید برای افشای نیت مخالفان نظام گذاشت که خوبیها را پر رنگ نمیکنند و فقط بدیهای موجود را میبینند. از راست کرداری و فضیلت مابی و سخن حق گفتن تنها همین مانده که این نوع کژتابیهای سیاسی برملا شود.