بی خانمانی

صفدر نظری

در روزهائی که نمایندگان اینوری و آنوری مجلس بر سر دولت سهامی پزشکیان به توافق می رسند موارد نسبتاً قابل توجهی از پارک خوابی، ماشین خوابی در کلانشهرها شنیده می شود و پدیده‌ای اجتماعی به نام «بی خانمانی»خود نمائی می کند.

اگر دیدید که بعضی افراد در پارک زندگی می کنند تعجب نکنید چون توان پرداخت اجاره بهای سنگین را ندارند.
اجاره بهای سرسام آور منزل فقط مربوط به  تهران یا سایر کلانشهرها نیست چرا که شوربختانه این مشکل اساسی حتی به شهرهای متوسط و کوچک نیز سرایت کرده است.

خانواری که با دستمزد ناچیز کارگری یا کارمندی زندگی می کند و فاقد مسکن مناسب است چگونه می تواند از پس هزینه های اجاره برآید؟

خرید خانه در اغلب شهرهای ایران به رؤیائی دست نیافتنی برای بسیاری از خانواده ها تبدیل شده است و این معضل بزرگ اجتماعی حل نشده باقیمانده خواهد ماند.

داشتن یک آپارتمان حتی کوچک در مناطق پائین شهر نیز آرزوی دست نیافتنی بسیاری از افراد شده است که امروزه با توجه به شرایط اقتصادی برآورده نمی شود. خانواده های کم درآمد با کدام پس انداز می توانند برای مثال سه میلیارد تومان پس انداز کنند که در حاشیه شهر یک واحد ۵۰ متری خریداری نمایند؟

بر اثر افزایش تورم و گرانی تمامی کالاها و خدمات شاهد افزایش بی رویه و سرسام آور اجاره بهای منزل هستیم که تعداد قابل توجهی از خانواده ها امکان پرداخت این میزان اجاره بهای سنگین را ندارند. بدین ترتیب باید منتظر بی خانمانی هر چه بیشتر خانواده های شهری بود.

بی خانمانی در این نوشتار اگر چه به طور مصداقی پارک خوابی و ماشین خوابی را در بر می گیرد اما باید توجه داشت که زندگی در حاشیه شهر با امکانات بسیار ناچیز و در خانه هائی که فقط اسم خانه را یدک می کشند و در حقیقت بیغوله ای بیش نیستند را باید بی خانمانی تلقی کرد.

برای مثال زندگی در منزلی ۴۰ یا ۵۰ سال ساخت با مکانات حداقلی در حاشیه شهرها را چگونه می توان خانه به معنای واقعی کلمه تلقی کرد؟
در همین جنوب شهر تهران افراد در خانه هائی زندگی می کنند که هنوز فاقد سرویس بهداشتی مستقل هستند. این را نیز می توان از مصادیق بی خانمانی برشمرد. البته اگر با خانه های از ما بهتران که مانند کاخ در شمال شهر تهران رخ نمائی می کنند مقایسه شوند با عرض پوزش باید گفت بیغوله ای بیش نیستند.

تازه اگر چنین مقایسه ای صورت گیرد بسیاری از خانه های دیگر شهر نیز در دایره بیغوله قرار می گیرد چه رسد به خانه هائی که اسم برده شد.
در همین محله «شماره ۲»کوچه ها و خانه هائی را می ببینید و در می یابید که سخن از چه گفته می شود. فاجعه است فاجعه. این خانه ها جملگی مصداق بی خانمانی هستند.