من نمیدانم که چه تعداد از هموطنان را با عناوین مختلف به بند کشیدهاند، اما یقین دارم که به ازاء تکتک این افراد یک یا چند فرد خود حقپندار وجود دارد که تشخیص دادهاند، این یا آن کنشگر سیاسی کشورمان اقدام علیه امنیت ملی کرده، تبلیغ علیه نظام نموده و یا مرتکب بغی و فساد فیالارض گردیده است. شوربختانه مسئولان نظام با بکارگیری این عناوین هم راه را برای تمامیت خواهان باز کردهاند که مخالفان فکری خود را از صحنه خارج کنند و هم به خیال خود، حاکمیت را از بیآبرویی ناشی از وجود تعداد قابل توجهی زندانی سیاسی در زندانهای کشور رهانیدهاند. راهبرد متوهمانهای که نه افکار عمومی داخل را قانع میکند و نه مجامع بینالمللی را مجاب مینماید.
شوربختانه عدالتخانهٔ نظام مقدس به طور کامل تابع بیچونوچرای نهادهای امنیتی کشور میباشد و آنانند که تعیین میکنند که با فلان منتقد وضعیت جاری سرزمین مادری چه کنند و چه حکمی برای او صادر نمایند.
جای دور نمیروم، همین پروندهٔ خودمان، ما ابتدا به سقز بر سر مزار مهسا حاضر شدیم. سپس به بهشتزهرا رفته، فاتحهای نثار شهدای جنبش زن، زندگی، آزادی نمودیم و سرانجام در بابل به دلجویی از والدین میلاد زارعی از کشته شدگان آن خیزش پرداختیم. اگر این کنش از نگاه نظام جرم است، چرا ما را در همان کردستان دستگیر نکردند و یا حداقل تذکر نداند که حضرات از خط قرمز ما عبور کردهاید و اگر قانونگذار برای آن را جرمانگاری ننموده، به چه دلیل چند ماهی شمشیر داموکلس را بر گردنمان نهادهاند؟
قصه همین جاست، این کشور حسین قلی خانی اداره میشود. کافیست یک نفری در یک بخش از این دیار بلازده تشخیص دهد که کنش بنده و جنابعالی با اهداف انقلاب در تعارض است و با تشکیل یک پرونده روزگارمان را سیاه نماید.
امروز فردی سکان قوهٔ مجریه را به عهده گرفته که دقیقاً همین حرفهای قریب به اتفاق مردم ایران را بارها و بارها در مجامع رسمی و غیررسمی ابراز نموده است. در خود مجلس، چه نمایندگان این دوره و چه نمایندگان دورههای پیشین، گاه بیاناتی داشتهاند که نقدهای ما در برابر آنها نه تنها تند و تیز نیست که به مراتب روادارانهتر است. همین معجزهٔ هزارهٔ سوم، نه یکبار و نه دوبار که دهها مرتبه مطالبی را بر زبان جاری کرده که در برابر موضعگیریهای یکایک زندانیان سیاسی، به مراتب براندازانهتر است، اما بدلیل آنکه چاکران آستان ولایت حق ورود به این ساحت را ندارند، علیرغم آتش درون این خود مقدسپنداران، جنابشان راست راست این طرف و آن طرف میرود و کسی نیست که به او بگوید خرت به چند من؟
این رفتار دوگانهٔ حضرات اختصاص به ایشان ندارد و من باب مثال در بارهٔ بنده و دوستانم نیز صادق است. درست است که بنده را ممنوعالتدریس کرده، گاه و بیگاه احضار و اولتیماتوم میدهند. اما باید اذعان کنیم که در برابر برخوردی که با آقای تاجزاده، دکتر مدنی، نرگس محمدی و دیگر زندانیان سیاسی داشتهاند، با ما هیچ نکردهاند. البته تاکنون و نمیدانم تا کی که از دلایل رویکرد حضرات بیخبرم. البته عقلانی آن است که در برابر ما همین سیاست را ادامه دهند، چرا که در این فضای بیاعتمادی، عدم دستگیری، بیشتر برای ما هزینه دارد و فعلأ نزد بسیاری چوب هر دو سر نجس هستیم. به ویژه که پس از رخداد سقوط هلیکوپتر رئیسجمهور فقید، ما با توجه به شرایط وارد عرصهای شدیم که این سوءظنهای طبیعی را حادتر مینماید.
به عنوان یک جملهٔ معترضه عرض کنم که صحت و عدم راستی کلام ما را بسنجید، فرض کنید که ما دقیقاً نوکر بیجیره و مواجب نظامی هستیم که نقدمان با اوضاع جاری کشور تطابق دارد، تا شاید روزی دلشان به رحم آید و چون نوریزاد، زیباکلام و دیگر عزیزانی که مدتهای مدید با همین اتهام سیاستورزی کردند، با رفتن به پشت میلهها تبرئه گردیم.
بگذریم و برگردیم به اصل مطلب، جان کلام بنده در این نوشتار این است که عدهای از عمال رژیم با این گمان که نگاه آنان وحی منزل است، در محدودهٔ اختیاراتی که نظام ولایی برای آنان مقرر کرده، با بهرهگیری از ظرفیتهای قانونی و یا تفسیر به رأی آن، روز و شب در پی پروندهسازی برای خلایق هستند. اخراج قریب ۷۵۰۰۰ معلم در خلال جنبش مهسا به دست همین حضرات که اتفاقاً کسوت معلمی هم دارند، انجام شده، ابلاغ اخراج بنده را درست است که از بالا صادر کردند، اما شک ندارم که راپورت کارهای بنده را برخی از همکاران دگم و خودمحور به بالاییها گزارش نمودهاند.
نظامهای ایدئولوژیک در ذات خود پرورندهٔ چنین دونانی میباشد و نتیجهٔ چنین فرایندی جز زندانی شدن افراد صاحب فکر نمیباشد. به یکی از بستگان سپاهی خود در مورد نتیجهٔ پژوهشهای دینیام میگفتم، خوب گوش کرد و نهایتاً گفت: واقعاً درسته که کسانی که خیلی اهل مطالعه هستند، منحرف میشوند.
چرا چنین سخنی میگوید، چون او باورهای دینی خود را که بدون کنکاش و بررسی بدست آمده را عین حق میداند و لذا باید خیلی از او سپاسگزار باشم که بابت آن مرا به نظام مقدس نفروخت.
آقای نظام، به کائنات سوگند که تکتک زندانیان سیاسی این دیار اسیر نگاه یک فرد یا عدهای خود حقپندار میباشند، به خود بیا، با آزاد کردن تمامی دلسوزان این دیار، بساط این به ظاهر دوستان بدتر از دشمن را برچین که رضای خلق و خالق در آن است.
عزت زیاد