یدالله کریمی پور:
یکم: از ۱۱ دیشب تا ۳ بامداد امروز، برای هفتمین بار قانون اساسی جمهوریاسلامی را خواندم. سالها است انتقاد می شود که رئیسجمهور منتخب مردم، بر پایه این قانون، شخص دوم مملکت بیش نیست. این تلقی با روح قانون اساسی و اصل 110, سازگار است؛
دوم: رویکرد پزشکیان از کاندیداتوری، تا رئیسجمهور شدن و کسب آرای موافق همه کابینه از سوی مجلس، باعث شده که منتقدین وی را در واقع معاون رهبری بدانند. حتی برخی با فروکاست این جایگاه، اورا در واقع معاون در امور اجرایی رهبری محسوب کرده اند.
راستش، این هم درست بوده است. بکارگیری فعل ماضی نقلی در این گزاره (بوده است)، بدین معنی است که این رویه ای است که کمابیش از ۱۳۵۸ تا کنون جاری و ساری بوده است. ولاغیر؛
سوم: همان گونه که طی دو یادداشت: ایران نمی تواند جمهوری باشد (۳۱ می) و نیز، پزشکیان و هویدا (۱۴ آگست) در همین جا، به صراحت آمد، سرشت جغرافیایی ایران، به گونه ای است که نمی تواند در قالب جمهوری اداره شود. حتی به گمانم ایران از دیرباز (چند هزار سال پیش) تا امروز، حتی یک روز هم در قالب جمهوری های مرسوم و عرفی بین المللی مدیریت نشده است. دستکم در تصور و تخیل یدالله کریمی پور نمی گنجد که ایران بتواند با چنین گونه ساختاری مدیریت شود؛
چهارم: به گمانم مسعود پزشکیان نخستین رئیسجمهوری است که به درک این گزاره ها نائل آمده و استراتژی خود را بر همپوشی سیاستگذاری هایش با خواست رهبری، و بیشینه در مواقعی، چانه زنی با رهبر قرار داده است؛
نتیجه: با این گزاره های چهارگانه، به گمانم زین پس مخاطب کلیدی تحول خواهی، برای قاطبه مردم و نهادهای تقنینی و اجرایی، رهبری خواهد بود.
پیشبینی: به اغلب احتمال، طی ششماهه منتهی به ۲۲ بهمن، با فرض قوی پشتیبانی نیروهای مسلح از چنین رویکردی، گام های عقلانی مناسبی در جهت تغییر فضا و کاستن از دیوار بی اعتمادی ملت-دولت ممکن الوقوع است.
مخاطرات: به گمانم با تمرکز رهبری و دولت بر نوسازی همه جانبه کشور، احتمال سنگ اندازی نیروی واپسگرا و جنگ طلب تندرو و از آن مهمتر دستگاه های مسئول فدراتیو روسیه و طیف روسوفیل، به عنوان دو سد کلان، در مسیر ترقی خواهی مبتنی بر تغییر عمل خواهند کرد.
تلگرام نویسنده