د شهلا اعزازی٭
زمانی که آخرین زن بیحجاب ناچار به پذیرش حجاب اجباری در خیابان شد، مقاومت زنان که از همان هفتههای نخست انقلاب در راستای دفاع از حقوق آنان آغاز شده بود، به شکل دیگری درآمد. هرچند شرایط اجتماعی، اقتصادی، جنگ و آزارهای خیابانی منجر به پذیرش عمومی حجاب شد، اما باید درنظر داشت که در آن دوران هیچ حمایتی از زنان بیحجاب صورت نمیگرفت. زنان به دلایل مختلف مجبور به رعایت حجاب بودند و نهتنها از سوی مأموران حجاب مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند، بلکه در بسیاری موارد، زنان دیگر نیز هرچند از سر دلسوزی، به افراد کمحجاب تذکر میدادند تا از درگیریهای شغلی و اجتماعی جلوگیری کنند.
برای مدتی طولانی، حتی سازمانهای مدافع حقوق زنان که در ایجاد آگاهی و برای توانمندسازی آنان تلاش میکردند، به مسئله حجاب توجهی نداشتند. حرکتها و اعتراضات جمعی در رابطه با حقوق و موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان، گروههایی از آنان را با یکدیگر همراه کرده بود، اما بحث خاصی پیرامون حجاب وجود نداشت.
اتفاقات پس از جنبش ژینا به همبستگی میان زنان و دختران جوان در عرصه عمومی انجامید و نوع جدیدی از حمایت زنان از یکدیگر را شکل داد. حجاب اختیاری به مهمترین مطالبه زنان پس از جنبش ژینا تبدیل شد، هرچند که دیگر خواستهها نیز همچنان پابرجا هستند.
این مطالبه از سوی افراد مختلف در اقشار گوناگون اجتماعی، در شهرهای کوچک و بزرگ، و بدون توجه به عواملی چون موقعیت اجتماعی، سن، قومیت و حتی تفاوت در میزان دینداری شکل گرفت؛ حرکتی که همبستگی جمعی زنان در رابطه با حق انتخاب بر زندگی و بدن خود را تقویت میکند.
برای مدتی طولانی، زنان برای کسب حقوق خود در برابر مردسالاری موجود در عرصههای مختلف حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر حوزههای زندگی مبارزه کردهاند. هرچند موفق به ایجاد تغییرات حقوقی به نفع خود نشدند، اما توانستند در عرصههای مختلف زندگی تواناییهای خود را به نمایش بگذارند.
جنبش ژینا نمایانگر مقاومت در برابر سرکوب و آزارهای تحمیلشده بر زنان در طول سالیان و حجاب اختیاری نماد مقاومت زنان برای حق انتخاب بر زندگی و بدن خویش است.
آنچه حجاب اختیاری را از حرکتهای پیشین متمایز میکند، همبستگی جمعی زنانی است که مطالبهای مشترک دارند. در جامعهای که مردان تصمیمات مهم زندگی زنان را میگیرند، زنان با انتخاب حجاب خود، اعتراض خود را به نمایش میگذارند. در میان اکثریت زنان، آگاهی جمعیای شکل گرفته که به دنبال حق انتخاب در زندگی، حق بر بدن، رفتار، پوشش و درنهایت همه آن چیزی است که به آنان و زندگیشان مربوط است.
کسب این حق با هزینههای زیادی همراه است، اما حمایت زنان از یکدیگر امکان مقاومت را برای آنان فراهم میکند.
زنانی که به انتخاب خود بدون حجاب از خانه بیرون میروند، هر روز برای کسب حق خود مبارزه میکنند. ممکن است زنی که با حجاب اختیاری از خانه خارج میشود، دچار اضطراب و نگرانی باشد، اما با دیدن نخستین زنی که پوششی مشابه دارد، دلگرم میشود؛ زیرا دیگر تنها نیست و زن دیگری نیز مانند او به دنبال کسب حقوق خود است.
وجود یک حامی، مقاومت موجود را تقویت میکند و این زن نیز به نوبه خود حامی زنان دیگر میشود. هر زنی به نیرویی برای دیگری تبدیل میشود و مقاومت ادامه مییابد.
دیدن لبخندی از سوی دیگران یا حتی عدم توجه به داشتن یا نداشتن حجاب نشان میدهد که جامعه نیز حق انتخاب زنان در مورد زندگی خود را پذیرفته است. واکنش مثبت جامعه به چنین رفتارهایی، همبستگی بیشتر را تقویت میکند.
طبیعیشدن حق انتخاب، امروزه از سوی بیشتر خانوادهها نیز پذیرفته شده است. هرچند خانوادهها از خطرات احتمالی برای فرزندان خود آگاه هستند، دیگر بهعنوان «نیروی نیابتی» گشت ارشاد بر آنان اعمال قدرت نمیکنند و به سبک زندگی فرزندان خود احترام میگذارند.
همبستگی بهوجودآمده میان زنانی که برای دستیابی به حقوق خود مبارزه میکنند، هرچند زمان زیادی به طول انجامید، اما اکنون وجود دارد و بر زندگی و جامعه تأثیر گذاشته است.
کانال علمی مطالعات زنان
https://www.instagram.com/women.studies/