رانتپردازی با گرسنگی مردم؛ اقتصاد سیاسی گرسنگی در ایران

احمد علوی

حاکمیت ولایی گام به گام و البته به شکل خزنده تلاش می کند تا کسر بودجه ای که به دلیل رانتپردازی به نهادهای ولایی اعم از سپاه پاسداران، نهادهای حوزوی نظیر جامعه المصطفی، نهادهای به اصطلاح فرهنگی مانند بنیاد سعدی حداد عادل و همچنین غرب ستیزی و جنگهای نیابتی پدیده آمده است را با کاهش یارانه کالاهای اساسی خوراکی نظیر نان بپوشاند.

این در حالی است که اعتبارات بودجه اختصاص‌یافته به ۲۵ نهاد مذهبی و تبلیغاتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳،نسبت به سال پیش از آن، افزایشی بیش از ۶۰ درصدی را نشان میدهد. چنین افزایش، بسیار بیشتر از نرخ تورم رسمی اعلام شده توسط مرکز آمار ایران است.

همزمان بودجه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی همین سال، افزایشی نزدیک به ۲۴۰ درصد را تجربه کرده است. البته این تنها بخشی از اعتباراتی است که به نهادهای رانتی اختصاص داده شده است، چرا که در بخش‌های دیگر این لایحه، منابع مالی بیشتری برای این نهادها پیش‌بینی شده است.

چنین سیاست اقتصادی- یعنی گرسنگی فرودستان به سود قدرت و ثروت و منزلت فرادستان- البته امری شناخته شده است و بارها از سوی حکومت های استبدادی به کار گرفته شده است و به عنوان سیاست گرسنگی دادن ساختاری توصیف شده است.

گرسنگی دادن ساختاری
نظریه امارتیا سن (Amartya Sen): امارتیا سن، اقتصاددان برجسته امریکای-هندی و برنده جایزه نوبل اقتصاد، به طور گسترده در مورد مسئله گرسنگی و قحطی بحث کرده است.
او در کتاب «فقر و قحطی» (Poverty and Famines) به این موضوع اشاره می‌کند که قحطی و گرسنگی به دلیل کمبود غذا نیست، بلکه به دلیل نابرابری در دسترسی به منابع و حقوق اقتصادی افراد به وجود می‌آید.
سن نشان می‌دهد که گرسنگی می‌تواند نتیجه مستقیم سیاست‌های دولت و نحوه توزیع منابع باشد، نه لزوماً تولید و یا کمبود فیزیکی غذایی. بنا به نظریه «گرسنگی ساختاری» (Structural Hunger) گرسنگی محصول ساختارهای اجتماعی و اقتصادی ناعادلانه تلقی میشود.
این ساختارها ممکن است شامل نظام‌های اقتصادی نابرابر، سیاست‌های تبعیض‌آمیز، و فقدان دسترسی به منابع و فرصت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد.

این نظریه به زبان دیگر نشان می‌دهد که گرسنگی نتیجه مستقیم سیاست‌های دولت‌ها است که به سود گروه‌های خاصی طراحی شده‌اند و اکثریت جامعه را در معرض گرسنگی قرار می‌دهند.

شورش گرسنگان و گرسنگی ساختاری

در واکنش به گرسنگی ساختاری است که تاریخ جهان بارها شاهد شورش گرسنگان بوده است.
شورش گرسنگان “Hungry Revolt” یا “Food Riot” در ادبیات اقتصادی به اعتراضات یا خیزشهای اجتماعی اطلاق می‌شود که به خاطر کمبود غذا یا افزایش قیمت‌های شدید مواد غذایی، به ویژه نان، رخ می‌دهند. این شورش‌ها معمولاً به دلیل تنگناهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از کمبود غذا، نابرابری‌های اقتصادی، تبعیض، فساد مدیریت-اقتصادی یا سوءمدیریت منابع غذایی به وقوع می‌پیوند. شورش سال 1789میلادی گرسنگان در فرانسه  یکی از مشهورترین نمونه‌ها شورش گرسنان بود که به دلیل گرانی و کمبود نان رخ داد.

در دوران انقلاب سال 1917روسیه، نیز کمبود مواد غذایی و نارضایتی از وضعیت اقتصادی یکی از عوامل مهم در وقوع آن انقلاب بود. ایران نیز در موقعیت های گوناگونی شاهد شورش گرسنگان بوده است. برای مثال در جمعه، ۱۰ اسفند سال ۱۲۳۹ زمانی که ناصرالدین شاه پس از چند روز شکار در جاجرود، به تهران بازمی‌گشت هزاران زن چادری، در حالی که مانند مراسم عزا به روبندهای خود گل زده بودند، جلوی محافظان و فراشان ناصری را گرفتند. زنان فریاد می‌زدند: “ما و بچه‌هایمان گرسنه‌ایم و چند روز است که نان پیدا نکرده‌ایم و به جای آن مجبور به خوردن آشغال و کثافت شده‌ایم”. شاه از دیدن این جمعیت ترسید و دستور حرکت به سمت کاخ را داد، اما فراشان برای اجرای دستور مجبور به خشونت شدند و تلاش کردند زنان را کنار بزنند، اما قدرت زنان بیشتر بود و آنان با استفاده از سنگ و چوب توانستند بر شلاق فراشان “شاه صاحبقران!!” غلبه کنند، به طوری که کالسکه “آن قبله عالم!!” در میان انبوه زنان معترض متوقف شد. اما این تنها شورش نان نبود. چون سالها بعد در آذر ماه سال ۱۳۲۱ مردم تهران مجددا نسبت به قحطی مرگبار آن سال دست به شورش زدند.
طی این اعتراض گروهی از مردم به مجلس شورای ملی هجوم بردند چندین نفر از نمایندگان را  کتک زدند. گروهی دیگر به خانه نخست‌وزیر وقت قوام السلطنه حمله بردند و آنجا را غارت و تخریب کردند. شورش گرسنگان منحصر به مواردی که ذکر شد، نیست بلکه بسیاری از کشورها شاهد آن بوده است.