از بین رفتن طبقه متوسط یعنی انقلاب

الف. نوشاد

آمارها و رویدادها نشان می‌دهد، طبقه متوسط ایران در حال حذف شدن است. به نظر می‌رسد که این آمار درست باشند و ایران در حال تقسیم شدن به یک اکثریت فقیر و یک اقلیت ثروتمند و بقول روس‌ها الیگارش است.

یک استدلال عجیب هم در این احوال برخی اوقات از جانب اپوزیسیون ج ا دیده می‌شود. این استدلال می‌گوید که الیگارشی رانتی به عمد می‌خواهد مردم را فقیر کند تا مطالبه گری سیاسی فراموش شود و مردم گرفتار غم نان شوند. همان سخنی که به آغامحمد خان نسبت می‌دهند. “رعیت باید هر ده خانه یک دیگ داشته باشد و … .”

این استدلال به نظر درست می‌آید، اما در بستر همان روایات سنتی و داستانی. این حرف به لحاظ علمی احمقانه است. رانتخواران نامحترم هم اگر واقعا چنین حسابی کرده‌اند، نشان می‌دهد که علاوه بر حرام‌خواری و پستی، باید آنها را احمق هم نامید.

چنین سخنی مربوط به عصر کشاورزی و جامعه روستایی با روستاهای پراکنده است. در جامعه‌ای که ۹۰ درصد آن کشاورز هستند، طبیعی است که با فقیر شدن جامعه توان عمل از دست می‌رود.
روستاهای پراکنده توان بسیج ندارند؛ علاوه برآن که کشاورزی حداقلی از قوت لایموت به آنها می دهد که زنده بمانند و به قول معروف از جان گذشته نشوند.

اما در جامعه مدرن شهری با شهرهای چند میلیون نفری، افق این وضعیت انقلاب است نه سکوت. جمعیت‌های میلیونی امکان آن را ندارند تا در خانه زنده بمانند و قوت لایموت داشته باشند؛ به ناچار آنها دیر یا زود خیابان‌ها را پر می‌کنند.

درست است که جوامع مرفه و طبقات متوسط مطالبه‌گری سیاسی دارند، اما هرگز برانداز و انقلابی نمی‌شوند. آنها اصلاح طلب هستند؛ مشابه رویدادهای سال ۷۶ تا ۸۸. اما جامعه شهری فقیر مطالبه گری سیاسی برایش بی‌معناست و مستقیم به سمت براندازی می‌رود. رویدادهای ایران از دیماه ۹۶ به بعد همین روند را نشان می‌دهد.

تحکیم ملت

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»