امیدفراغت٭
معنی و مفهوم ادبیات قدرت چیست؟ آیا تفاوتی بین ادبیات قدرتِ تاریخ امروز و تاریخ گذشته وجود دارد؟
در همین تصورات بودم که به جلوی داروخانه رسیدم چرا که باید برای پدر بیمارم دارویی خاص میگرفتم. از قیمت افسارگسیخته دارو و دیگر کالاها عبور کنیم، چرا که همه ملت ایران تحلیل و تفسیر دقیقی از وضعیت موجود ایران دارند.
وقتی فضای جامعه امروز ایران به شکلی شده که اکثریت ملت، متاثر از دادههای دیجیتال و به پشتوانه آن، به درک و شناخت بهتر، از ایران و جهان رسیده و ناگزیر، خواست و مطالباتی متناسب با ذائقهشان را فریاد میزنند، چرا حکمرانان واقعیتهای پیدا و پنهان زیر پوست مملکت را درک نمیکنند؟ اگر هم ادعا کنند که درک میکنند، پس بر اساس چه ذهنیت و تصوری، مسیر تکراری خود را میروند؟
وقتی جامعهای تحت تاثیر آگاهی قرار میگیرد و به تعبیری اطلاعات و آگاهی از در و دیوار، به رویشان میریزد، امثال تاجزادهها و دیگر زندانیانسیاسی و همچنین روزنامهنگاران، فعالانمدنی، اساتید و نخبگان و دانشجویان علتِ واقعیتهای امروز نیستند! بلکه همگی معلول و زائیده شرایطاند. پس چرا در قرن بیست و یکم، مانند زمانهای بسیار قدیم، اقدام و عمل میکنند؟
مسئولانجمهوریاسلامی باید بدانند اگر حبس و حصرها، نتیجهبخش بود که تاریخهای جدید تولید نشده و اکنون در مسند قدرت نبودند! دنیای امروز، دنیای اطلاعات، آگاهی، خرد و دانش است. پایه و اساس این آگاهی و خرد هم فناوری و تکنولوژی است. بنابراین وقتی نیروی جوان مملکت بدون توجه به ادبیاتهای رسمی، خود را در فضای خرد عمومی دهکده جهانی تعریف میکند، باید بدانند تمام بگیر و ببندها فقط بیگاری و به تعبیری عدم خوشنامی تاریخی ثبت میکند.
دنیای امروز، دنیای گفتوگو و مفاهمه است. با دیدگاه سلبی و پس زدنِ واقعیتها، نمیشود دیدگاه و سیاستهای غیرکاربردی را با #تبلیغات و پروپاگاندا، شایسته توجه کرد. چرا که جوان امروز در وسط صحنه بازیست و نتایج حکمرانی را به وضوح میبیند! جوان امروزی وقتی میبیند خرید خانه در مملکت برای او تبدیل به آرزو شده، به درستی تجزیه و تحلیل میکند که یک جای کار حکمرانی میلنگد! وقتی میبیند، نتیجه ۴۶ سال غربستیزی، واقعیتهای تلخ امروز را رقم زده است، ناخودآگاه نخستین اتهام را به نحوه حکمرانی و سیاستورزی میکند. جامعهای که زیر خروارها درد و غم زندگی میکند و صدای اعتراضش از این حجم درد و غم، به شکل طبیعی بلند میشود، آیا چنین اعتراضی نتیجه تحریکِ خواص واقعیتنگر مثل روزنامهنگاران، نخبگان و …است؟ اگر پاسختان به این پرسش، مثبت باشد باید بپذیرید که بزرگترین توهین را به درک و فهمِ جامعه میکنید.
بنابراین پیشنهاد این است، مسئولانعالیرتبه جمهوریاسلامی همه زندانیان سیاسی را آزاد و شعار زنده باد مخالف من را در ساختار ذهنیشان نهادسازی کنند. چرا که اکثریت جامعه امروز ایران و به ویژه جوانان متوجه شدهاند که مثل دیگر حکمرانان جهان، قدرتِ اراده، انتخاب و اختیار دارند. بنابراین تحت تاثیر و جذب مغناطیسهای ساختگی قرار نمیگیرند. آنانی هم که تحت مغناطیسهای کاذب قرار میگیرند، هنوز به قدرت اراده، تشخیص، انتخاب و اختیارشان، باور پیدا نکرده و نمیدانند که خودشان نیز مثل دیگر حکمرانان، اشرف مخلوقاتاند. بنابراین ناخودآگاه دنبالهرو افرادیاند که جایگاه بشریشان را به دلایل مختلف، تقلیل داده و قدرت تفکر را از آنان گرفتهاند!
٭ روزنامهنگار