دکتر محمد یوسفی متخصص امور روسیه
فشار روسها به منظور اجرای محور زنگزور از جنوب ارمنستان و نادیده گرفتن و زیرپا گذاشتن خط قرمز تهران، از یک دلیل عمده نشات میگیرد؛ یعنی اتخاذ رویکرد تک بعدی گرایش ایران به شرق، بدون درنظر گرفتن و ایجاد تعادل در ارتباط با سایر قدرت های جهانی
روسها با درک همین موضوع و با مطرح کردن مباحثی نظیر ارسال پهپادهای ایرانی به جبهه اوکراین و قرار دادن جمهوری اسلامی در تقابل مستقیم با اروپا و سپس دمیدن در آتش جنگ غزه به حمایت ظاهری از جنبش های فلسطینی پرداختند، این حمایت ظاهری با هدف قرار دادن جبهه مقاومت به رهبری ایران در یک نبرد و جنگ حقیقی در برابر اسرائیل و غرب انجام شد تا تهران به یک نقطه بی بازگشت در رویارویی با غرب پیش رود
برای درک بهتر سیاست حقیقی پوتین در قبال اسرائیل، حمایت های کلامی اردوغان از غزه و تجارت ترکیه با اسرائیل را در ضمن یکسری تنش های ظاهری را باید به عنوان یک نمونه در نظر داشته باشیم، تا بتوانیم تصویر واقعی از پشت پرده انتقادات اخیر روسها از مقامات اسرائیلی و حمایت از گروه های فلسطینی را ترسیم نماییم، البته این قیاس در حالی صورت میگیرد که هیچگاه سطح همکاری ترکیه و اسرائیل از حیث نزدیکی و قرابت شبیه به همکاری مسکو و تل آویو نبوده، چه از حیث سیاسی و چه از منظر ایدئولوژی، درهم تنیدگی ارتباطات مقامات روسیه با یهودیان و جامعه اسرائیل و وجود مقامات عالی رتبه یهودی در حلقه قدرت در روسیه یک رابطه عمیق راهبردی و استراتژیک را فی مابین دو پایتخت رقم زده که روسها در عمل هیچگاه سعی در آسیب زدن به آنرا نداشتند و نخواهند داشت
همانطور که مشاور پوتین نیز در ابتدای جنگ غزه گفت: محور مقاومت به رهبری ایران در پس زمینه حملات ۷ اکتبر به جنگ با اسرائیل خواهد رفت، شاید این تعبیر دوگین مشاور پوتین کلید واژه تفسیر نیات واقعی کرملین در قبال چرایی حمایت ظاهری از گروه های فلسطینی باشد.
در شرایط حاضر و تحقق نسبی پیش بینی های مقامات روس و مشغول شدن تهران به مخاطرات فرامرزی، از جمله احتمال رویارویی با اسراییل در پس زمینه ترور هنیه در تهران، باعث شده تا روسها شرایط حاضر را برای اجرای طرح کریدور زنگزور مساعد ببینند، چرا که ایران به منظور ایجاد بازدارندگی در تقابل با صهیونیست ها یا باید دست به یک اقدام فراتر از حمله موشکی و پهپادی گذشته به اسرائیل بزند که در این صورت احتمال پاسخ اسرائیل و غربی ها و افزایش تنش وجود دارد یا اینکه دست به اقدامی مشابه حمله قبلی بزند یا عدم واکنش را انتخاب کند که در صورت اتخاذ هریک از دو گزینه آخر احتمال تکرار ترورها و اقدامات ضد امنیتی توسط اسرائیل در خاک ایران به دلیل عدم ایجاد بازدارندگی محتمل به نظر میرسد.
در هر صورت با توجه به شرایط فوق، تهران ناچار است تا حداقل بخشی از توجه خود را در شرایط فعلی به خطر خارجی احتمالی معطوف نماید.
دقیقا بر اساس همین گزاره ها بود که چندی پیش ترور هنیه در تهران را هدیه نتانیاهو به پوتین تعبیر کردیم و مطرح نمودیم که روس ها و صهیونیست ها از قرار گرفتن ایران در مقابل غرب و تنش زایی و تنش افزایی در این زمینه بهره مند میشوند، همچنین باید اضافه نمود که وقایع قفقاز نیز از این بحث مستثنی نیستند، در بحث قفقاز جنوبی با ادامه تحریم های ضد ایرانی و قرار گرفتن تهران در مخاطرات ناشی از خطر جنگ و رویارویی با غرب پتانسیل پایینتری برای اعمال قدرت لازم به جهت حفظ خطوط قرمز خود در مورد مسائل منطقه ای را خواهد داشت، روسیه و عوامل آن نیز با علم به این مسئله بیش از پیش در پی شعله ور کردن تنش بین تهران و غرب هستند که مطرح شدن ارسال موشک های ایرانی به روسیه را باید جدیدترین تلاش برای انجام این پروژه دانست.
در همین حین ترکیه با تکیه به پشتوانه ناتو و ارتباط مناسبش با غرب، علی رغم رویارویی غرب و ناتو با روسیه در جبهه اوکراین، توان چانه زنی بالاتری با روسها نسبت به ما دارد و مقبولیت بیشتری از سوی مسکو در این زمینه دارد، برخلاف تهران که روسها هیچگاه حاضر به پذیرش ایفای نقش آن در قفقاز جنوبی نیستند، روسها سالهاست که ایفای نقش و بازیگری ترکها در قفقاز را پذیرفتند.
جالب اینجاست که روسها دیگر حتی حاضر به رعایت صبر مصلحتی و استراتژیک تا پایان جنگ اوکراین نیستند تا حداقل در ظاهر خود را پایبند به همکاری به اصطلاح استراتژیک با تهران نشان دهند، به نظر میرسد که مسکو آنقدر روی مسئله نیاز تهران به روسیه و تقابلش با غرب حساب نموده و آسوده خاطر شده که دیگر ضرورتی برای رعایت خطوط قرمز تهران احساس نمی کند.