مطهر گونه ای:
اول اینکه فضایی که ترسیم و تشریح کرده، معمولا در هر زندانی قابل مشاهده است. اختلافات فکری، محتوایی و هویتی میان هر دستهای از مردم وجود دارد.اما به نظر میرسد کمی اغراقآمیز و عصبانی و حتی بعضا غلط روایت کرده است.
خاصه در مورد بخش درمانی که با اینکه وضعیت بند اوین نسبت به زندانهای سایر شهرها بهتر است اما باز هم تجهیزات و امکانات حداقلی را مطلقا ندارد و زندانیان برای درمان آن هم با هزار مکافات باید به بیرون برده شوند.غذای لاکچری و خرید مرفهانه هم در اختیار همه نیست!
دوم در مورد دیکتاتور شدن آدمها پس از پرداخت و استقبال بسیار، خصوصا زمانیکه فضا عاری از گفتمان غالب و پیش رونده و عملگراست، با هاشمی موافقم.اما بهتر است اگر خامنهای و ج.ا و آن به اصطلاح “گروه فشار زندان” را نقد میکند، پدر خود را نیز به ورطه انتقاد بکشاند.
که البته بسیار سنگین و دشوار خواهد بود.
سوم، اگر اتمسفر زندان طوری است که گروههایی که خوشایندمان نیستند و با ما اختلاف نظر دارند، میتوانند اینطور متنفذ باشند و فضاگردانی کنند، یعنی نقصانی در کنترل فضا از سوی ما بوده است.
بنابراین باید در عملکرد و رفتار و نهایتا گفتمان مدنظرمان وارسی و تجدیدنظر کنیم.در آخر باید بگویم که نامهی فائزه قابل اعتناست اما در مورد زمان انتشارش سنجیده عمل نکرده. بند زنان، اکتهای سیاسی موثر و قابل توجهی از جمله کارزار اعتصاب “سهشنبههای نه به اعدام” را در کارنامهاش دارد که اینطور افشاگریها فقط موجب بیآبرو شدن این جریان خواهد شد. اکنون زمان و زمانهی گفتگو و اتحاد است.
بله، نباید اشتباهات فاجعهبار انقلاب۵۷ تکرار شود. اما کمی سعهصدر و بازنگری روند فعالیتی خود و دیگران، به نزدیکی و اشتراک گفتمانهای موجود کمک شایانی خواهد کرد.
@tahkimmelat