پردیس پارسا
در این گزارش ۱۰ زن از «زنانه و مردانه»انگاری مشاغل در ایران، نابرابری جنسیتی در ارتقاء شغلی و ترفیع، امنیت شغلی زنان، مجازات تأهل و مادری، شکاف دستمزد، وزن کار خانگی بر شانه زنان، آزار جنسی در محیط کار و حجاب اجباری میگویند.
کارهای«زنانه»، کارهای«مردانه»
سیاست برخاسته از تبعیض جنسیتی از طریق قوانین نوشته و نانوشته تعیین میکند که مردان برای بعضی از مشاغل مناسبتر از زنان هستند و زنان مناسب شغلیاند که بیشتر جنبه زنانه و بعد خانگی داشته باشد. در واقع ممکن است مهارت مورد نیاز برای بعضی از مشاغل زنان از مشاغل مردان که مزد بیشتری برای آن پرداخت میشود کمتر نباشد، اما این مشاغل به این دلیل که زنها بیشتر در آن مهارت کسب کردهاند دستکم گرفته میشوند.
کارکرد سیمستماتیک تبعیض جنسیتی سبب میشود تا برای زنان، استعداد، توانایی و رقابت آزاد، مبنای دستیابی به شغل قرار نگیرد، بلکه این قوانین اجتماعی باشند که تعیین کنند زنان مجاز به انجام کارهای مشخصی هستند یا خیر.
زنان صرفاً به دلیل جنسیتشان، از مشاغلی محروم میشوند که هیچ مردی از دستیابی به آنها منع نمیشود.
مردان بدون در نظر گرفتن نقش پدری و همسری و با حفظ هویت خود به فعالیت اجتماعی میپردازند، اما زنان با در نظر داشتن نقش مادری و همسری در فعالیتهای اجتماعی حضور پیدا میکنند و با نفی هویت فردی ناچار هستند به شغلهایی روی آورند که به وظایف مادری و همسرداریشان لطمهای وارد نکند.
کارکنان زن به طور سنتی در شغلهایی با دستمزد کم و کار تکراری متمرکز هستند، بسیاری از این شغلها آنچنان جنسیتی شده که کار زنانه محسوب میشوند. منشیگری، شغلهای نگهداری و مراقبی (مثل پرستاری، مددکاری و پرستار بچه) به طور وسیعی بر عهده زنان است. اگر هم زنان وارد مشاغلی شوند که پیش از آن به طور سنتی، در اختیار مردان بوده است، به دلیل مشکلاتی که سر راهشان قرار میگیرد خیلی زود مجبور به ترک آن میشوند و این امر منجر به تفکیک دوباره آن شغل به عنوان شغلی مردانه میشود.
ارتقاء شغلی و ترفیع
بسیاری از مردان اعتقاد دارند که کار برای زن کمتر از مرد اهمیت دارد و چون وظیفۀ تأمین معاش خانواده بر عهدۀ مردان است آنان باید دستمزد بیشتری دریافت کنند و از امنیت شغلی بیشتری برخوردار باشند. به عقیدۀ آنان مردان نانآور به حساب میآیند در صورتی که زنان تیمارداران خانهاند. حال آن که هیچ دلیل موجهی برای این وضع وجود ندارد و میتوان زن و مرد را به یک اندازه در تأمین معاش خانواده و انجام کارهای خانه و بچهداری مسئول دانست و از نقشهای جنسیتی فراتر رفت. بسیاری از زنان صرفاً برحسب ضرورتهای اقتصادی مجبور به کار میشوند، نه اینکه به دنبال درآمد اضافی یا به اصطلاح «پول توجیبی» باشند.
همچنین بسیاری از آنان کارکردن را عامل برآوردن نیازهای مهم هویتی، اعتمادبهنفس و حس ارزشمندی و هدفمندی خود میدانند. با این حال فرض بسیاری از مردان این است که زنان به دنبال آتیۀ حرفهای نیستند؛ چرا که در هر حال مجبور به توقف کار در مقاطعی هستند و نقش اصلیشان مادری و همسر بودن است. پیامدهای عملی این فرضیه همچنان گریبانگیر زنان است؛ بسیاری از زنان به همین دلایل از ارتقاء شغلی و ترفیعهایی که مستحقش هستند محروم میشوند.
این مسأله که از زن انتظار میرود تمایلات و تعهدات کاری را طوری تنظیم و تعدیل کند که با کاستن از تقاضاهای کاری بتواند تقاضاهای خانواده را برآورده سازد، در نگرش مدیران تأثیر منفی داشته و مانع دستیابی زنان به پستهای بالاتر میشود.
اکثر مصاحبهشوندگان اعتقاد داشتند که رئیسهای مردشان رابطه بهتری با کارکنان مرد دارد و مردان از مزایای نزدیکی به مرکز قدرت بیشتر بهرهمند میشوند.
مجازات تأهل و مادری
در ایران در بخش دولتی و خصوصی دو نگاه متفاوت نسبت به وضعیت تأهل زنان وجود دارد و بر این اساس در استخدام زنان تبعیض اعمال میشود. درحالیکه تأهل در بخش دولتی، بهویژه بعد از تصویب قانون جوانی جمعیت یک امتیاز محسوب میشود، در بخش خصوصی، تجرد به یک شرط مهم برای استخدام تبدیل شده است. در بخش دولتی زنان به فرزندآوری تشویق میشوند و در بخش خصوصی شاغلان زن در صورت بارداری و زایمان با خطر اخراج مواجهاند. بازار کار دوگانه به این شکل متناقض، زندگی شخصی و انتخابهای زنان را کنترل میکند.
بسیاری از کارفرمایان مرخصی زایمان را نوعی گریز از مسئولیت کاری یا تعطیلی میدانند و ترجیح میدهند زنانی را که قصد فرزنددار شدن دارند استخدام نکنند یا به آنها ترفیع ندهند.
#اشتغال_زنان
اتحاد بازنشستگان