مردم ایران بیش از ۴۵ سال است که با دستانی خالی برای دستیابی به آزادی و عدالت، علیه حکومتی که بر پایهی ظلم و فساد بنا شده و تا بن دندان مسلح است، مبارزه میکنند.
در طی این سالها، جمهوری اسلامی هر نوع جنایتی از جمله اعدامهای دستهجمعیِ زندانیان سیاسی، سرکوب خونین اعتراضات، تخریب منابع طبیعی و… را علیه مردم انجام داده است. علاوه بر این، بخش عظیمی از ثروت ملی کشور به جای سرمایهگذاری برای بهبود زندگی مردم، صرف حمایت از نیروهای نیابتی و تروریستی و جنگهای بیپایان در منطقه شده؛ سیاستهایی که همواره با مخالفت و اعتراض مردم ایران همراه بوده است.
در این مسیر طولانی، هزاران نفر توسط جمهوری اسلامی کشته و بسیاری همچنان در زندانها محبوس هستند.
کاملاً قابل درک است که پس از دههها مبارزه طاقتفرسا در نبردی نابرابر با حکومت استبدادی، بسیاری از مردم احساس خستگی و استیصال دارند.
شاهدیم که فساد، فقر، تبعیض، نابرابری، سرکوب، ستم سیستماتیک و نبود عدالت و آزادیهای اجتماعی و نداشتن چشماندازی روشن از آینده؛ مردم را به ستوه آورده است. اکنون، پس از سالها تهدید جنگ نیز به این فهرست افزوده شده و سایهای سنگین بر فراز کشورمان افکنده است.
دو طرف درگیر در این جنگ سالهاست که یکدیگر را به نابودی تهدید میکنند و این جنگِ مردم ایران نیست!
باور دارم که جنگ نمیتواند راهحل این مشکلات باشد. تجربههای تلخ تاریخی نشان دادهاند که جنگ تنها ویرانی، کشتار و رنج بیشتری به دنبال دارد و قربانی اصلی آن همواره مردم غیرنظامی و بیدفاع هستند. حملات نظامی نه تنها رژیمهای سرکوبگر را سرنگون نمیکند، بلکه بر اساس تجربیات مشابه تاریخی، بحرانها و ناامنیهای طولانیمدتی را به بار میآورد یا حتی وضعیت امنیتی را وخیمتر میکند.
مردم بیدفاع و غیرنظامیان بی آنکه خود بخواهند تبدیل به سپر انسانی برای قدرتطلبیها میشوند.
هیچ نیروی خارجی، از جمله دولت اسرائیل، نمیتواند نجاتدهنده مردم ایران باشد؛ بهویژه وقتی که خود این دولت به دلیل ارتکاب به جنایات جنگی و نسلکشی مورد انتقاد و محکومیت بینالمللی قرار گرفته است.
ما فراموش نمیکنیم که بنیادگرایی اسلامی که امروز ایران، منطقه و شمال آفریقا را در آتش میسوزاند، نتیجهی همان جنگها و قدرتطلبیها است که حال گریبانگیر خودِ پدیدآورندگان آن نیز شده است.
ما باید خودمان، از درون، با سازماندهی نیروهای فعال و برقراری پیوند میان مبارزان داخل و خارج از ایران، با تقویت نهادهای مدنی و بر پایه حقوق بشر، عدالت و احترام به کرامت انسانی، مسیر انقلاب و آزادی را طی کنیم.
هدف این مبارزه نه تنها سرنگونی جمهوری اسلامی، بلکه ساختن جامعهای مبتنی بر دموکراسی، حقوق بشر و آزادی است تا از این طریق به دموکراسی پایدار، صلح و همزیستی مسالمتآمیز با جهان دست یابیم.
مردم ایران بارها اراده و توان خود را برای تغییر و سرنگونی جمهوری اسلامی نشان دادهاند و این قدرت جمعی موجب وحشت حکومت از مبارزه و اعتراضات مردم و سرمایهگذاری برای سرکوب و تقویت نیروهای نیابتی شده است.
ما خواهان آزادی هستیم، اما این آزادی تنها زمانی به دست خواهد آمد که از دل خود مردم ایران و بدون دخالت نیروهای خارجی محقق شود نه بر روی خرابههای ناشی از جنگ.