در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، جایی که فعالیتهای تشکیلاتی و اتحادیهای کارگران ممکن است ضعیف تر باشد، اعتراضات اغلب برای دورههای طولانیتری نادیده گرفته میشوند، اما فشار مداوم– به ویژه زمانی که توجه بینالمللی را به خود جلب میکند– میتواند نتایج فوری به دنبال داشته باشد. با این حال، در اغلب موارد این پاسخگویی به تأخیر میافتد و ممکن است به طور کامل به شکایات کارگران رسیدگی نشود.
در ایران:
بررسی اعتراضات کارگران و مزدبگیران در ایران به ویژه در شش ماه گذشته نشان دهنده نارضایتیهای جدی اقتصادی و اجتماعی است. با این حال، با وجود برگزاری اعتراضات متعدد، دلایلی که این اعتراضات اغلب بیثمر میمانند یا با واکنشهای کند مواجه میشوند، پیچیده و با عوامل متعددی در هم تنیده هستند. از جمله این عوامل که برای مخاطب ایرانی چندان ناآشنا نیستند عبارتند از؛
▫️محدودیتهای دولت بر تشکیل اتحادیهها و تشکلهای کارگری:
اتحادیههای کارگری مستقل در ایران رسماً به رسمیت شناخته نمیشوند و تنها تشکلهای کارگری که از نظر قانونی به رسمیت شناخته شدهاند، سازمانهایی هستند که مانند شوراهای اسلامی کار تحت نفوذ شدید دولت هستند. این شوراها اغلب منافع کارگران را به طور مؤثر نمایندگی نمیکنند و توانایی کارگران را برای چانهزنی جمعی محدود میکنند.
▫️سرکوب سیاسی:
حکومت ایران سابقه سرکوب اعتراضات را دارد؛ به ویژه آن دسته اعتراضاتی که اقتدار دولت را به چالش میکشند. اعتصابات و اعتراضات کارگران گاهی با سرکوب پلیس و دخالت نیروهای امنیتی، دستگیری و ارعاب مواجه میشود. این جو ترس، توانایی کارگران را برای تداوم اعتراضات و پیگیری مطالبات قاطعانهتر محدود میکند.
▫️بحران اقتصادی و اولویتهای دولت: ایران با چالشهای اقتصادی گستردهای دست و پنجه نرم میکند که با تحریمهای بینالمللی، تورم، کاهش ارزش پول و بیکاری بالا تشدید شده است. دولت ممکن است با توجه به منابع محدود موجود بین افزایش دستمزدها یا بهبود شرایط کار، ثبات اقتصادی را بر رسیدگی به مطالبات کارگران اولویت دهد.
▫️گسستگی در میان کارگران: فقدان سندیکاهای مستقل قانونی و کنترل دولت بر جریانهای کارگری، به پراکندگی کارگران دامن زده است. بدون یک صدای واحد یا رهبری مؤثر، تلاشهای پایدار و سازمانیافته برای انجام تغییرات دشوار میشود.
یک راه آن تشکیل و تقویت شبکههای زیرزمینی است.
@davtalaborg