تشدید شکاف جنسیتی در بازار کار ایران برای کنشگران و مطالبه‌گران صنفی به چه معناست؟

هدیه بحران به تشکل‌های صنفی، این فرصت همیشگی نیست

– بر اساس گزارش مرکز آمار ایران ۸۵/۴ درصد از زنان در سن کار، معادل حدود ۲۸ میلیون نفر از زنان، نه شاغل‌اند و نه دنبال کار می‌گردند.
– نرخ اشتغال مردان معادل ۶۴/۶ درصد و زنان ۱۲/۲ درصد است. به این ترتیب، نرخ اشتغال مردان بر این اساس بیش از پنج برابر زنان است.

از جمعیت ۲/۸ میلیون نفری (افراد بدون شغل و متقاضی کار)، حدود ۹۲۸ هزار نفر از آنان را مردان تشکیل داده و یک میلیون و ۸۹۵ هزار نفر دیگر، زنان هستند. همچنین ۴/۷ درصد از زنان و ۷/۸ درصد از مردان اشتغال ناقص دارند؛ به عبارت دیگر این افراد کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار می‌کنند اما خواهان و آماده برای انجام کار بیشتر هستند.

بر اساس بخش دیگری از گزارش مرکز آمار، ۶۲/۲ درصد از زنان شاغل در بخش خدمات مشغول به کار بودند، ۲۵/۱ درصد از آنها در بخش صنعت شاغل‌ بودند و ۱۲/۷ درصد از آنها در بخش کشاورزی کار می‌کردند.

آمارهای مرکز آمار ایران ادعا دارد نرخ بیکاری در ایران کاهشی شده است در حالی که کارشناسان معتقدند فرمول محاسبه افراد شاغل و بیکار از سوی مرکز آمار ایران به شکلی است که تعداد شاغلان را به صورت کاذب بیشتر از تعداد واقعی نشان می‌دهد.

در این رابطه محمد تقی فیاضی، کارشناس اقتصاد کلان، با رد این آمار گفته که تعداد واقعی بیکاران بیش از ۲۲ میلیون نفر و نرخ بیکاری به ۴۵ درصد افزایش پیدا کرده است. او آمارهای دولت در رابطه با اشتغال و بیکاری را «گمراه‌کننده» و «عددسازی» اعلام و عامل افزایش بی‌اعتمادی در جامعه ارزیابی کرده است.

فیاضی همچنین به گسترش مشاغل غیررسمی و بی‌کیفیت اشاره کرده و گفت که «بسیاری از افراد به دلیل فقدان امید به بهبود وضعیت اقتصادی و ایجاد شغل‌های پایدار، به سمت مشاغل بی‌ثبات روی آورده‌اند که نه بیمه دارند و نه شامل قوانین حمایتی می‌شوند.»

همچنین، گزارش سالانه شاخص شکاف جنسیتی که مجمع جهانی اقتصاد در نیمه تابستان منتشر کرد نشان می‌دهد که حتی در خاورمیانه نیز، ایران در انتهای جدول رتبه‌بندی کشورهای منطقه قرار دارد؛ رتبه چهاردهم در میان پانزده کشور منطقه بحث‌های بسیاری را در جامعه و شبکه‌ها برانگیخت ولی این ناباوری نشان می‌دهد که زنان از جایگاه خود راضی نیستند.

کارشناسان، پیش‌بینی می‌کنند که پس از موج مهاجرت پساخیزش مهسا امینی، موج بزرگی از مهاجرت با انگیزه پیدا کردن فرصت‌های شغلی در راه باشد و مهاجرت شغلی به سمت زنانه‌شدن پیش می‌رود.
دشوار شدن صدور گذرنامه و مجوز خروج برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی و تخصصی پاسخ دولت به موج مهاجرت نیروهای متخصص بود که به چند تجمع دانشجویان و کادر پزشکی و بحث‌های مجازی دامن زد.

در این شرایط، تشکل‌ها و گروه‌های مختلف مطالبه‌گر حقوق صنفی، باید بتوانند جذابیت کافی برای فعالیت قشر بزرگی از نیروهای آماده کار و به ویژه زنان فراهم کنند.

هدیه بحران به تشکل‌های صنفی
این فرصت همیشگی نیست

هیچ زمانی این همه نیرو با پتانسیل کار داوطلبانه در جامعه حضور نداشته است و این بهترین فرصت برای تشکل‌هاست که بر روی بخشی از ۲۸ میلیون زن بدون شغل و تغییرطلب سرمایه‌گذاری کند که شجاعت و آمادگی خود را در برخی از مقاطع حساس نشان داده‌اند، به شرطی که به این باور برسند که این میدان ارزش مبارزه و فعالیت را دارد، در جایگاه تصمیم‌گیری نادیده گرفته نمی‌شوند، و یا مجبور نخواهند بود با قواعد از پیش‌تعیین شده فعالیت کنند.

زنان در بسیاری از جوامع شیوه‌های بسیار خلاقانه‌ای برای پیشبرد مقاصد داوطلبانه اجتماعی دارند و حتی چنین نقشی به صورت سنتی در برخی از جوامع از زنان انتظار می‌رود. زمینه‌سازی برای فعالیت کنشگرانه زنان با مطالعه خواست آنان در یک گروه صنفی شروع می‌شود و از خود زنان نیز می‌توان در فراوری داده‌ها، تامین مالی پروژه‌ها و استخراج نتایج کمک گرفت.

این فرصتی است که می‌توان به آن هدیه بحران نام داد.

@davtalaborg