سعید معدنی
همیشهی تاریخ، هنر حکومتها این بوده که جنگ و صلحشان در جهت منافع سرزمینی و منافع ملی باشد. اما بسیاری از کشورها بودهاند و هستند که بدون اندیشیدن خواستهاند صرفا از طریق جنگ و ستیز به منافع جمعی خود برسند. لذا این کشورها مردم شان را در اغلب دورهی زمامداری در جنگ و یا در سایه جنگ احتمالی نگهداشتهاند که در نتیجه به تدریج کشور از درون خسته، ضعیف و ناامید شده و رو به اضمحلال رفته است. نمونه کلاسیک این نوع حکومتها سلسله ساسانیان است که اگر تاریخ را بخوانیم بخشی از جنگ ها و یورشهایشان غیر لازم و بیهوده بوده،
اصلا برخی مورخان معتقدند که یکی از دلایل مهم سقوط ساسانیان شرکت در برخی جنگها و نزاعهای غیرضرور و بیحاصل بوده است. به همین دلیل وقتی عرب تازه مسلمان بدوی به مرزهای این سرزمین رسیدند مردم از ظلم و ستم و فساد و سستی حکومتگران در ناامیدی شدید به سر میبردند. لذا با یک هجوم جدی عربان تازه مسلمان حکومت چهارصد سالهی ساسانیان را ساقط کردند. اما گاهی به شکل اتفاقی در تاریخ این سرزمین، بودهاند حاکمانی که به جای جنگ غیرضرور به آبادانی و فرهنگ پرداخته اند؛ در تاریخ آورده اند:
شاه اسماعيل سامانی در ماه مي سال ۹۰۰ ميلادی در شهر بخارا به خواست سران لشكرش كه اصرار داشتند به بغداد حمله كنند و به خلافت عباسيان پايان دهند پاسخ ردّ داد. شاه سامانی براي توجيه پاسخ خود، در يك اجتماع عمومی گفت كه بزرگترين برنامه ما بايد احياء زبان فارسي و فرهنگ نياكان باشد نه وسعت بخشيدن به قلمرو.
یکی از نمونههای متاخرتر شبیه ساسانیان کشور لیبی دوران معمر قذافی است. اگر چه لیبی کشور کم جمعیت و ثروتمندی بود و مردمانش تا حدودی در رفاه بودند. اما قذافی در داخل کشور، یک دیکتاتور تمام عیار بود ولی در عرصهی بینالملل در هر کجای خاورمیانه و جهان عرب و آفریقا جنگ بود، ردپای دولت لیبی دیده میشد! و مردم لیبی هماره منتظر بودند تا جنگی و اتفاقی دردناک برای کشورشان بیفتد. آنها بیش از ۴۰ سال در سایه بروز جنگ زندگی کردند ولی جنگی در مرزهایشان شکل نگرفت. این حکومت به ظاهر سوسیالیست! یکی از فاسدترین و خفقان آورترین حکومکتهای جهان سوم بود.
اما در ظاهر چهره مقابله با استعمار در خود گرفته و طرفدار نهضتهای آزادیبخش در جای جای دنیا بود. هر جای خاورمیانه و آفریقا گروه مبارز زیرزمینی و یا آشکار در جنگ با منافع آمریکا و حکومت های مورد حمایت آنها بود، لیبی با پول و یا سلاح هایش حضور داشت. مثل داستان فیلم “برداران لیلا” ساختهی سعید روستایی که خانواده از درون میپوکید اما پدر خانواده در جستجوی کسب اعتبار در میان آشنایان بود. مردم لیبی از درون خسته و ناامید بودند، اما قذافی سودای آقایی بر آفریقا و جهان اسلام و عرب را داشت. تا آنکه بهار عربی با طوفاناش از راه رسید و توانست این درخت به ظاهر تنومند را که از داخل موریانه خورده بود و کاملا پوک شده بود از ریشه بکند و معمر قذافی در زیر لگد مردمان خسته از کابوس جنگ و تحریم دائمی به شکل فاجعه آمیز در خیابان کشته شد.
اجازه دهید سری به یک کشور مسلمان با یک حکومت نسبتا دمکراتیک بزنیم. اخیرا رجب طیب اردوغان از خواب قیلوله ظهرگاهی سر را از زیر پتو بیرون آورده و گفته است: ترکیه به هر قیمتی در برابر دولت اسرائیل ایستادگی خواهد کرد(!)
او میداند ترکیه کشوری نیست که رهبرش اختیار تام داشته باشد. آنجا دمکراسی و حزب و مجلس و انتخابات حاکم است و خود اردوغان هم موقتی است. او نمیتواند مثل رهبرانی از جنس قذافی بدون اجازه مجلس و نهادهای مدنی، مردماش را به قتلگاه جنگ و تحریم ببرد و به راحتی با سرنوشت یک ملت بازی کند. لذا کسی حرف او را جدی نمیگیرد و میدانند که این اظهار نظرها بیشتر پُز سیاسی و در جهت تامین منافع ملی ترکیه در جهان اسلام است. ترکیه مناسبات محکم سیاسی – اقتصادی دیرین با اسرائیل دارد. به نظر میرسد اسرائیل در این مورد صادقتر از اردوغان و ترکیه است.
وزیر اطلاعات اسرائیل گفته است : اردوغان دوست ما است که در نقش دشمن ظاهر میشود، اسرائیل به کمک و لطف اردوغان به بزرگترین دستاوردها دست یافته است(!) اردوغان نمونه بارز یک سیاستمدار ریسمانباز است که هم با فلسطین همدردی میکند و هم با داشتن روابط اقتصادی محکم با اسرائیل ترکیه را آباد می کند. او به ظاهر مدافع حماس، اویغورها و…. است اما فقط در حرف است و هر اقدام عملی و مشارکت در جنگ را مفید به حال ترکیه نمیداند.
جهان سیاست جهان پیچیدهای است که خیلیها از آن سردر نمیآورند. فردا روزی اگر قرار باشد برای سرنوشت فلسطین و اسرائیل تعیین تکلیف شود. بیشک ترکیه یکی از کشورهای مدعی نماینده مسلمانان است که در ردیف اول گفتگوها خواهد نشست!