محمد مختارپور
نه. مردم ایران سالهاست دارند بهای جنگ را میپردازند، جنگی که بهقول قدیمیها نه سر آنند، نه ته آن. جنگی که ربطی به آنها ندارد و با میل و ارادهی حاکمان، اما از جیب ملت شکل گرفته است و پیش میرود.
این جنگ نیابتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و هرچه نامش میخواهد باشد، به شکلی بیسابقه ایران را ویران و ایرانی را فقیر کرده است.
تحریمهای اقتصادی نفس ایران و ایرانی را بریده است و کاسبان تحریم و نفت منافع عمومی کشور را به غارت بردهاند.
خواست عمومی و مطالبات اکثریت جامعهی ایران بیش از سه دهه، نه جنگ، بلکه توسعه، صلح، آبادانی، رونق اقتصادی و آزادیهای اجتماعی و مدنی است که هیچ تناظری با آنچه در عرصهی سیاست و حکمرانی در این سه دهه تجربه شد ندارد.
مردم در جنبش «زن، زندگی، آزادی» مختصر و مفید به اطلاع دنیا رساندند که چه میخواهند. کجای این شعار میتوان ردی از مطالبهی «جنگ» پیدا کرد؟!
این روزها یک دو قطبی افراطی برای گسترش جنگ همه جانبه بین ایران و اسرائیل شکل گرفته است: عدهای سرانجام این جنگ را نابودی صهیونیسم میدانند و عدهای نتیجهاش را نابودی اسلامگرایی سیاسی افراطی؛ اما منافع مردم ایران در گرو هیچیک از این دو قطب افراطی نیست.
مردم ایران سالهاست که بین دو ایدئولوژی صهیونیسم و اسلامگرایی گیر افتادهاند. بین دو قطب ظاهرا متضاد و مخالف، اما عملا مشابه و تقویتکننندهی یکدیگر و به شدت وابسته بههم.
آیا در این سه دهه از مردم ایران نظرسنجی شده است که میخواهید با صهیونیستها بجنگید؟!
مردمی که از یکسو تحت فشار حاکمیت و ناکارآمدیها و سیاستهایی است که نتیجهشان را امروز میبینیم، و از سوی دیگر تحت فشار نظام سیاسی و اقتصادی بینالمللی.
بزرگترین هزینهی این درگیریها را همین مردمی میدهند که به نام دموکراسی و آزادی قرار است به سرزمینشان حمله نظامی شود، مردمی که از جیبشان برای هزاران کیلومتر آنطرفتر هزینه میشود، از جان و مالشان برای امیال و اهداف ایدئولوژیکی هزینه میشود که مطلقاً نقشی در آن ندارند.
طرفداران حمله نظامی به ایران باید پاسخ دهند که در تجربهی 21 قرن، کدام حملهی نظامی دموکراسی و آزادی را برای یک ملت رقم زده است، و از طرفی طرفداران حملهی نظامی به صهیونیستها نیز باید پاسخ دهند که این سیاست در چه روز و تاریخی نزد اکثریت مردم ایران مورد تأیید قرار گرفت که بیش از سه دهه درحال پرداختن صورتحسابهای هنگفت جانی و مالی و روحی و روانی چنین جنگیاند؟!
جامعهشناسی