عدم رسیدگی و یا تأخیر در پاسخگویی به مطالبات بازنشستگان به دلیل فقدان تشکل صنفی و نمایندگی مؤثر یک نگرانی عمده مطالبهگران صنفی است.
برای حصول اطمینان از اینکه اعتراضات گسترده و پراکنده منجر به نتایج معناداری میشود، میتوان چند استراتژی را حتی در غیاب سازمانهای رسمی مانند تشکلهای صنفی پیادهسازی کرد.
از جمله این موارد:
– ایجاد شبکه های غیررسمی همبستگی: اگرچه تشکلهای صنفی ممکن است به صورت رسمی وجود نداشته باشند، بازنشستگان میتوانند شبکه های غیررسمی تشکیل دهند که به عنوان یک سیستم حمایتی عمل میکنند. این گروه ها میتوانند از طریق تقویت گفتگوهای جمعی مطالبات خود را مطرح کنند، اعتراضات را هماهنگ کنند و به طور جمعی از حقوق خود دفاع کنند.
– استفاده از همه ظرفیتهای دیجیتال برای هماهنگی اعتراضات: رسانه های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی رمزگذاری شده میتوانند در متحد کردن اعتراضات و سازماندهی آنها به شیوهای منسجم تر، قدرتمند باشند. پلتفرمهای دیجیتال امکان رهبری غیرمتمرکز را فراهم میکنند و معترضان را قادر میسازند بدون تکیه بر ساختارهای رسمی بسیج شوند و از میان خود نمایندگانی پرقدرت و توانمند برای چانهزنی و مذاکره با مقامات انتخاب کنند.
– همکاری با گروه های موجود جامعه مدنی: سازمان های جامعه مدنی دیگری در ایران مانند انجمن های حرفهای یا گروه های محیطی و فرهنگی وجود دارند که ممکن است با آرمان بازنشستگان همدل باشند. همکاری با این گروه ها میتواند به تشدید اعتراضات و جلب توجه بیشتر به مطالبات آنها کمک کند.
– جلب حمایت سازمانهای بینالمللی: بازنشستگان و حامیان آنها میتوانند به سازمان های بینالمللی که بر حقوق بشر و حقوق کارگران نظارت میکنند، اطلاعرسانی کنند. جلب توجه بینالمللی به وضعیت اسفناک آنها ممکن است فشار بر دولت ایران را برای رسیدگی به شکایات آنها افزایش دهد.
– ارائه منشور واضحی از خواستهها: برای موفقیت اعتراضات، ارائه مجموعهای واضح از خواستهها بسیار مهم است. اینها باید به گونهای بیان شود که هم برای عموم و هم برای مقامات قابل دستیابی و قابل درک باشد.
– نافرمانی مدنی به جای اقدامات خشونتآمیز: اقدامات غیرخشونت آمیز مانند تحصن، تحریم، یا اعتصاب غذا، میتواند در جلب توجه افکار عمومی مؤثر باشد. استفاده استراتژیک از نافرمانی مدنی در طول تاریخ ثابت کرده است که ابزار قدرتمندی برای گروههای مختلف حتی گروههای غیرسازمانیافته است.
– به دنبال راهکارهای قانونی باشید: اگرچه حکومت، سد راه فعالیت نهادهای مستقل کارگری و صنفی شده، اما هنوز راههای قانونی وجود دارد که از طریق آن بازنشستگان میتوانند مدیریت دولت در مورد حقوق بازنشستگی خود را به چالش بکشند. این ممکن است شامل نوشتن دادخواست و ارائه شکایت به دادگاهها یا همکاری با سیاستگذاران نسبتا همدل باشد.
این استراتژیها میتوانند به ایجاد حرکت برای جنبشهای بازنشستگان کمک کنند و تضمین کنند که خواستههای آنها در نهایت به رسمیت شناخته شده و بهرغم عدم وجود تشکلهای رسمی کارگری مورد توجه قرار میگیرد.