“نه غزه ،نه لبنان ،جانم فدای ایران”

 ما ایرانیان روز ها و شب های تلخی را سپری میکنیم فرقی نمیکند چه داخل ایران باشیم چه خارج از آن .مردی بغایت خود شیفته با افکاری جنون آمیزاین سرزمین رادر آستانه نابودی قرار داده است.  جنگی ناخاسته را که هیچ انسان عاقل و وطن پرستی از آن دفاع نمیکند به داخل خاک ایران کشانده است.مشتی کلاش ،دزد،فاسد و جنایتکارمستولی شده برکشور بدون هیچگونه تعهد اخلاقی وملی در برابر ملتی که صلح جو وخواهان یک زندگی صلح آمیز با همسایه گان و تمامی جهان هستند! با نیروی سرکوب در برابرشان  ایستاده ومانع از اوج گیری صدای اعتراضی مرد نسبت به عملکرد بغایت بی مسئولانه حکومت در قبال جنگی می شوند که آغاز کننده ودامن زنده به آن خمینی وجانشین او بوده است.

حکومتی  که سرنوشت یک ملت را با مرگ بر امریکا ومرگ بر اسرائیل به تباهی کشاند .ملتی را که در کمال آرامش داشت قدم به قدم خود را جلو می کشید .داشت گریبان از فقر،عقب ماندگی ،از نا آرامی و سیمای انسان عقب مانده در دوران فلاکت بار قاجاری رها می ساخت و تلاش میکرد در قامت انسانی با سیمای قرن بیستم در صحنه ظاهر گردد.قرن ها به عقب راند ،عقب مانده ترین افراد و قشر های اجتماعی را حاکم بر سرنوشت ملتی کرد که امروز هیچ جایگاهی در بین کشورهای جهان ندارد. از مردم ایران چهره ای ساخت خشن ،جنگ افروز در نهایت تروریست که هر کجای جهان که قتلی ،انفجاری رخ می دهد دست جمهوری اسلامی که دریغا نام ایران پسوند آن است در ان دیده می شود .ملتی گرفتار در دست مشتی بی همه چیز بنام حکومت گران اسلامی.

از روزی که این نوزاد ابتر تاریخ پای بر خاک ایران نهاد بدبختی مردم نیز شروع شد.بدبختی مردمی که روشنفکران و سازمان های سیاسی و احزابش لی لی به لالای او نهادند و از سیمای دیو گونه خمینی فرشته ای ناجی مردم ساختند .از فدائی،توده ای و مجاهدش بگیر تا جبهه ملی .همه در شکل دادن به این مخلوق عجیب و عقب مانده تاریخی نقش داشتیم .جریان هائی که خود نیز مانند خمینی بسته به تفکری بودیم که با شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل همخوانی داشتیم. دردا و دریغا هنوز بعد چهل سال حکومت سرکوبگرانه که با قتل عام و کشتار هزاران اعضا و افراد این سازمان ها همراه بوده.هنوزهستند سازمان ها وکسانی که بعد چهل سال فقر ،فلاکت و بدبختی که  حاکم بر زندگی  این مردم و سرزمین گردانده .میلیارد ها دلار در آمد ملی  کشور را بیشرمانه با حکم حاکم بی تعهد به سرنوشت مردم ایران بپای حماس ،حزب الله وده ها جریان نیابتی جمهوری اسلامی ریخته ! ازده ها طریق کشور اسرائیل را که هزاران کیلومتر با ایران فاصله داشته وطی قرن ها یهودیانی که امروز ساکنان کشور اسرائیل اند که بسیاری زاده شدگان و باشندگان ایران بودند و کوچکترین خصومتی نه تنها با ایران نداشته بلکه دوستدار ایرانند! به دشمنی با حکومت ایران و نهایتا جنگ با ایران کشانده است!مقصر اصلی نمی دانند .

هنوز هستند کسانی که بجای محکوم کردن این جرثومه فساد و جنگ افروز. دشمنی با امریکا و اسرائیل را مقدم بر مبارزه با حکومت سرکوبگر آخوندی سپاهی می دانند!بجای محکوم کردن جمهوری اسلامی بعنوان ام الفساد! که  این نا آرامی در منطقه و جنگی ناخواسته را بر مردم تحمیل کرده !با محکوم کردن اسرائیل عملا جمهوری اسلامی را از زیر ضرب خارج می سازند.جریان ها وافرادی که بر خلاف افکارعمومی مردم ایران که  سال هاست با شعار “نه غزه ،نه لبنان ،جانم فدای ایران “صف خود را از حکومت از  سازمان ها و افرادی که هنوز موس موس کنان بدنبال حکومت کشیده می شوند ، با امید اینکه  تغییری در رفتار دیکتاتور بعد دیدن این همه فقر و ناکامی در نقشه هایش حاصل شود.کاری که هرگز در مخیله اش نمی گنجد!جدا کرده اند .شعار بر آمده از دل مردم در این ساعات رعب و وحشت حاصل از گسترده تر شدن جنگ و رویاروئی مستقیم با اسرائیل همان شعار “نه غزه ،نه لبنان ،جانم فدای ایران “است. شعاری که جز با وحدت و یکپارچگی مردم در برابر جمهوری اسلامی و تداوم مبارزه برای سرنگونی آن امکان پذبر نیست . این تنها در توان مردم است که قادر به شکستن این حکومت و ماشین حنگی و سرکوب آنند. هبچ زمان حکومت تا بدین حد منفور از چشم مردم  افتاده  نبوده .حال ببینیم مدعیان دفاع از حق مردم در چنین روز هائی چگونه به ندای این  مردم گوش کرده وجواب خواهند داد؟

ابوالفضل محققی