پس زلزله‌های بعد از پیروزی ترامپ در انتخابات!

خبر پیروزی ترامپ در انتخابات امریکا، لرزه‌هایی را در سطح جهانی بوجود آورده است. این لرزه‌ها آیا تبدیل به زلزله‌ی در جهان خواهند شد یا نه، مسئله‌ی است که بعد از ژانویه ۲۰۲۵ می‌توان مورد بررسی قرار داد.

اما ارزيابی پس لرزه‌ها کنونی، چه و کجا بودنو، به شرح زیر است؛

اولین لرزه در بازار بورس آمریکا مشاهده شد، که همگان را شوک زده کرد. در بازار بورس نیویورک پیروزی ترامپ با خوشنودی بسیار روبرو شد و بورس این بازار جهش قابل ملاحظه‌ی داشت. در مقابل این جهش، دیگر بازارهای بورس جهانی رویکرد دیگری از خود نشان دادند. جهش برآمده، از اثرات احتمالی سیاستهای ترامپ،《آمریکا اول》 و تعرفه‌های مالیاتی سنگین بر واردات به امریکا ناشی شده است.

دومین لرزه در اروپا رخداد. درست یکروز پس از پیروزی ترامپ، سران اروپا گردهم آمده‌اند تا با بررسی مشترک از عواقب سیاست‌های احتمالی ترامپ در مورد جنگ در اوکراین، تعرفه‌های مالیاتی و دیگر سیاستهای  دفاعی ناتو، تصمیمات و سیاست‌های مشترکی اتخاذ کنند.

سومین لرزه در پارلمان روسیه مشاهده شد. در روسیه پیروزی ترامپ را تغییر سیاست‌های امریکا در قبال جنگ در اوکراین تلقی کرده‌اند. تغییر سیاست‌های امریکا، شکاف بزرگی را در بین پشتیبانان اوکراین در جنگ بوجود خواهد آورد و شرایط تحمیل پیش شرط‌های روسیه به اوکراین را فراهم تر خواهد کرد.

چهارمین لرزه در منطقه و در زیر گوش خامنه‌ای رخداد. در عراق، که پل ارتباطاتی بسیار مهم رژیم تبهکار با نیروهای نیابتیش است، آیت‌الله سیستانی ۹۴ ساله در بیانیه‌ی درخواست برسمیت شناختن حاکمیت ارضی کشور عراق و کمتر شدن نفوذ جمهوری اسلامی در آنجا شد. این درخواست یا در واقع جدا کردن خود از خامنه‌ای و سیاست‌های او، حاکی از نمایان شدن شکاف بزرگی در بین این دو رهبر شیعه در جهان است. اگر این شکاف منجر به قطع این پل ارتباطی شود، ارتباط لجستیکی سپاه با نیروهایش در لبنان، سوریه و حتا عراق بکلی قطع خواهد شد. چنین رویدادی عملا دست خامنه‌ای و سپاه را از منطقه کوتاه خواهد کرد.

این پیش لرزه‌ها نوید دهنده تغییر سیاست‌های اقتصادی و نظامی بزرگترین قدرت جهان است که نتیجه آن هنوز برای رهبران کشورهای جهان قابل پیش‌بینی  نیست. همین نامعلوم بودند، تشنجی بر اندامهای تصمیم گیرنده در کشورهای جهان انداخته و تاثیر منفی بر روی بازار بورس اروپا و دیگر نقاط جهان گذاشته است.

وقوع این لرزه‌ها، این واقعیت را به سران رژیم تبهکار گوش زد کرد که 《امریکا هر غلطی که بخواهد، می‌تواند بکند》! حال خامنه‌ای سر تا پا گوش و چشم شده تا ببیند مسکو و پکن چه تصمیمی در برابر سیاست‌های ترامپ خواهند گرفت.

از سوی دیگر، احتمال قربانی کردن ایران توسط این دو قدرت، در مذاکرات با ترامپ برای گرفتن امتیاز بیشتر، نیز وجود دارد.
احتمالات دیگری هم وجود دارند. یکی از آنها امکان اینکه رژیم تن به معامله با ترامپ بدهد است. از آنجا که ترامپ بصورت مشخص بیان کرده که؛ “ایران- جمهوری اسلامی- می‌توانند به اقتصاد “شکوفا” و روابط مثبتی با جهان داشته باشد، ولی باید دست یابی به بمب اتمی را فراموش کند”. همین ابراز نظر، زمینه معامله بین ترامپ و خامنه‌ای را فراهم کرده است. حال این خامنه‌ای است که باید ارزیابی کند که《نرمش‌قهرمانانه》برای حفظ نظامش کافی است، یا “مقاومت قهرمانانه” لازم است، تا احتمال باقی ماندن رژیم بر خط تبیین شده وجود داشته باشد.

با توجه به این گزینه ها و دیگر گزینه که برامده از خودکامگی ديکتاتورها که خواهان داشتن جایگاه “قهرمانانه” در تاریخ هستند، امکان دیگری را بوجود می‌آورد.  همین خصلت ابلهانه دیکتاتورها احتمال اینکه خامنه‌ای تن به جنگ گسترده با امریکا و اسرائیل بدهد را بوجود می‌آورد تا بگمان خود در تاریخ با نام قهرمان جای‌گیرد!

متاسفانه، تحولات کنونی، شرایط مناسبی را برای مردم ایران بوجود نیاورده است. از یکسو 《خود رهبر خوانده‌ها 》و پیروان وطن فروش آنانند، برای بقدرت رسیدن چکمه بوس قدرتهای بیگانه شده‌اند و از سوی دیگر، حاکمیتی که در جنایتکاری و بی‌لیاقتی همتای در جهان ندارد، توان معامله کردن بالایی برای حفظ رژیمش در مذاکره با امریکا و دیگر قدرتهای جهانی پیدا کرده است.

هم‌میهنان آزاده، در انتظار ناجی بودن ملتی، چه زمینی یا آسمانی آن، نشانگر عدم بلوغ سیاسی آن ملت برای اداره و رهبری کشورشان است. ملتی که در انتظار دیگران باشد تا انان را آزاد سازند، قطعا صغیر و نیازمند قیم و سرپرست هستند!

ملت ایران در طول تاریخ طولانی و پر ارزشش، نشان داده که با دیگر ملت‌ها دوست و با آنانی که به دشمنی با انان برخاستند، اگر قرنها هم گذاشته باشد، هرگز فراموش‌شان نخواهند کرد.

پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی

اکبر کریمیان