ناصر دانشفر
ما مردم ایران از جمله روحانیت معظم بر این باوریم که در کلیهٔ امور صاحبنظر و عارف هستیم و موضوعی نیست که بر آن اشراف نداشته و خود را محق به پرداختن بدان ندانیم.
تا آدمی در مصدر قدرت نباشد و یا خلایق به افاضات وی وقعی ننهند، این بیماری به ظاهر لاعلاج مشکلزا نمیباشد و حداکثر وقتی از مستمع میگیرد. اما اگر شما ولیامر مسلمینجهان باشید و چنین گمانی داشته باشید، معلوم است که چه به روز مردم سرزمین تحت حاکمیت خود خواهید آورد.
چند روز پیش جناب خامنهای در دیدار با جمع منتخبی از اعضای جامعةالزهرا چنین گفتهاند:
« حوزههای علمیه باید در مورد نحوه حکمرانی و پدیدههای جدید و مختلفی همچون مسائل پولی و اقتصادی و رمزارزها نظر بدهند. »
ایشان پیش از ابراز مطلب فوق، برای بستن دهان منتقدان به جای اقامهٔ برهان از نبیمکرم اسلام مایه گذاشته و همکسوتان خود را ملزم به برپایی حکومت دینی و پرداختن به لوازم این اسلوب حاکمیتی دانستهاند.
بله ایشان بر خلاف استنباط بسیاری از علمای شیعه با نگاهی خود حقپندار گفتهاند:
« اینکه حوزه خود را از لوازم حاکمیت دینی برکنار بدارد این نامعقول است؛ چرا که خداوند پیامبر(ص) را برای حاکمیت دین فرستاده است.»
من بنای ورود و محاجه با جنابشان در این زمینه را ندارم. ایشان خوب بر این مسئله آگاهند که بر سر این موضوع بین فقهای شیعهٔ جعفری نیز اختلاف است و بسیارند کسانی که حاکمیت دین را معادل این فرض نمیدانند که شخص محمد مصطفی موظف به تشکیل حکومت شده باشد و خود در رأس دستگاه قدرت هیئت حاکمه قرار گیرد.
آری از نگاه بخش قابل توجهی از علماء، این دو موضوع، مسائلی کاملاً مجزا هستند و حاکمیت دین منوط به در صدر قرار گرفتن فقها نمیباشد.
اما هدف این گفتار چیز دیگری است، بنا دارم به این موضوع بپردازم و بپرسم که حضرتآقا با کدام دلایل و مستندات، به این باور رسیدهاند که اهالی حوزه در علم اقتصاد هم صاحب نظرند و باید برای اهالی این عرصه تعیین تکلیف نمایند؟
جناب خامنهای، ممکن است توضیح دهید که یک طلبه در هر سطحی که باشد، حتی در اندازهٔ اجتهاد، به چه میزانی با علم اقتصاد آشنایی دارد که بخواهد برای کسانی که در این زمینه به شکل اختصاصی، تحصیل دانش نمودهاند، ارائهٔ طریق نماید؟
تقاضا دارم برای روشن شدن ذهن کسی که در این وادی چند سالی عمر خود را به هدر داده، روشن کنید که در کدام کتاب حوزوی مسائل مرتبط با علم اقتصاد تشریح و تبیین گردیده است؟
ولیامر مسلمینجهان، ما مردم در دههٔ پنجاه ندانسته و نفهمیده ملایانی را بر خود حاکم کردیم، که نه از علم سیاست آگاهی داشتند، نه علوم اجتماعی را میفهمیدند و نه در اقتصاد دستی داشتند. حالا شما به ضرب زر و زور بر مسند نشسته و به نام خدا، پیامبر و ائمه بر مردمان ستم روا میدارید.
من باب نصحیت عرض میکنم و بنای تبلیغ علیه نظام ندارم که مزهٔ آن را مزمزه کرده و به زودی خواهم چشید. حضرتآقا، بنا به گفتهٔ بنیانگذار انقلاب، قرار بر این بود که روحانیت تنها به رهنمود بپردازد و از قبول مسئولیت سر باز زند، اما خلف وعده کردید و اکنون تمامی امور را در کف با کفایت خود گرفتهاید، پس حداقل برای ماندگاری خودتان هم که شده، امور تخصصی را به متخصصان واگذارید و از دیدگاههای آنان استفاده کنید. باور کنید که با این نگاه از بالا به اهالی فن، کشور را به نابودی سوق خواهید داد.
نمیدانم شاید شخص شما در همهٔ امور سررشته داشته باشید و بدین خاطر در تمام سالهای زمامداریتان در همهٔ امور خود را محق به اظهار نظر میدانید. اما این را که نمیتوانید انکار کنید که بسیاری از اهالی صنف روحانیت از امور تخصصی هیچگونه آگاهی ندارند. بگذریم که برخی از آنان هر را از بر تشخیص نمیدهند و از این رو واگذاری امور تخصصی به اینان، بیشتر از آنکه جفا در حق مردم عادی باشد، ستم به قشر روحانی است.
جناب خامنهای، مملکت را که قبضه کردهاید، بگذارید دیگران هم در حوزهٔ کاری خود به رتق و فتق امور بپردازند، در راستای فرمایش حسنین هیکل که گفته بود قرار نبود همهٔ انقلاب را صادر کنید، کمی از آن را هم برای خود نگهدارید، عرض میکنم که قرار نبود شما ملایان مصدر امور شوید، حالا که بر خر مراد سوار شدهاید، ذرهای گذشت داشته باشید و حداقلهایی را به غیرمعممین بسپارید.