منع خشونت علیه زنان و چالش‌های انسان‌های مدنی

محترم رحمانی

فعالان مدنی و فعالان حوزه زنان باید در مسیر منع خشونت علیه زنان و دختران راه زیادی را طی نموده و برای همراه نمودن فرهنگ های علیه زنان از گذرگاه های سختی عبور کنند.

خشونت ابعاد ویژه، عجیب و گسترده ای دارد و جهان اطراف ما را چنان در بر گرفته که برای بازدارندگی و پرهیز از آن باید کوششی فراوان صورت گیرد.

اما خشونت علیه زنان در جرائم جنسی، خشونت خانگی، قاچاق زنان برای بردگی جنسی، خشونت آنلاین و زن کشی و در کشورهایی مثل ما با قوانین برعلیه زنان و عملکرد حکم رانی خود را نشان می دهد که با توجه به تاریخ و فرهنگ هر کشور و میزان آگاهی جنسیتی از بار خشونتها کاسته ویا بدان افزوده می شود.

ما در طی سال های اخیر شدت یافتن خشونت فیزیکی نسبت به زنان را در اعتراض های خیابانی در اشکالی چون کتک خوردن، جریمه و… مشاهده کرده ایم . به قول «خانم کتایون مصری» پژوهشگر مطالعات زنان و جنسیت، شدیدترین شکل خشونت فیزیکی یعنی قتل های خانوادگی، نظیر زن کشی و یا همسر کشی را نیز شاهدیم. و زمانی که آمار مربوط به کودک همسری و خشونت اقتصادی و…بر ان اضافه شود، وضعیت زنان و شکستن کرامت آنان بیشتر مشخص می شود.

“طبق آمار رسمی ؛ طی سه ماه نخست سال های ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ دست کم ۸۵ زن و دختر توسط شوهر، پدر، برادر، یا سایر مردان نزدیک کشته شده اند. و بیشتر موارد قتل در سه ماهه نخست سال ۱۴۰۳ در شهرهای ارومیه، تالش، تبریز، مشهد، ایرانشهر و تهران بود که در تهران با ۵ مورد زن کشی در صدر قرار دارد.

از خرداد ۱۴۰۰ تا پایان خرداد ۱۴۰۲؛ حداقل ۱۶۵ مورد زن کشی در ایران گزارش شده است؛ به طور میانگین، هر چهار روز یک زن در نقاط مختلف به دست یکی از مردان خانواده خود به قتل رسیده است. استان تهران (۲۵ مورد) آذربایجان غربی (۱۳ مورد) و فارس(۹ مورد)بیشترین آمار این نوع قتل ها را شامل بوده و بقیه قتل ها با پراکندگی در استان های مختلف ایران رخ داده است. از این تعداد، علت ۸۷ مورد قتل “اختلافات خانوادگی” ، ۳۸ مورد “ناموسی”، ۱۰ مورد” مسائل مالی”  و برای ۳۰ مورد دیگر، دلیل روشنی ذکر نشده است. در بیشتر موارد، زن کشی توسط شوهر انجام گرفته است. از ۱۶۵ نفر کشته شده ، ۱۰۸ نفر به دست شوهرشان، ۱۷ نفر توسط برادر، ۹ نفر توسط پسر، ۱۳ نفر توسط پدر و ۱۹ نفر توسط سایر اعضای خانواده همچون پدر شوهر، برادر شوهر، شوهر سابق یا پسر خاله به قتل رسیده اند.”( اعتماد آنلاین ، ۲۴/۸/ ۱۴۰۳ و ۱۴۰۲/۱۱/۲۸)

بنا براعلام یونیسف، از میان برداشتن کودک همسری ۳۰۰ سال طول خواهد کشید. آمارهای مربوط به طلاق و زاد و ولد کودک همسری که خود خشونت دیگری در حق کودکان، زنان و پسران است هم قابل تأسف است. چنان که در زمستان ۱۴۰۱، در زنان(بخوانید دختر بچه های) کمتر از ۱۵ سال،۲۰۶ مورد طلاق ثبت شده است. و در کل سال ۱۴۰۱، ۷۷۹ مورد طلاق در زنان زیر ۱۵ سال اتفاق افتاده است.

همین کودک مادران ۱۵ ساله، ۳۰۶ فرزند به دنیا آورده اند و از مادر نوجوان ۱۵تا ۱۹ سال ، ۱۶۱۹۱ فرزند متولد شده است.

همچنین نرخ بیکاری زنان همیشه فاصله معنا داری با مردان دارد.

در میان” نیت ها”(NEET) یعنی کسانی که نه درس می خوانند، نه دنبال شغل اند، و نه مهارتی می آموزند از ۲/۸ میلیون نفر، حدود ۹۲۸ هزار نفر از آنان مردان و یک میلیون ۸۹۵ هزار نفر زنان هستند.(اقتصاد نیوز)

بازدارندگی از خشونت و منع ان علیه زنان ، یک روش مبارزاتی نهادینه شده است، چه زنان و دختران دارند در برابر خشونت هایی که در مورد آنان در خانواده، جامعه و قوانین حکمرانی انجام می شود اعتراض ، اعتصاب، بایکوت و یا نافرمانی مدنی می کنند. وقتی حکمرانان با قوانین و مصوبه ها در حق آنان خشونت اعمال می کنند و یا به خشونت متوسل می شوند از آنجا که آنان مورد ستم قرار می گیرند به منظور احقاق حق خویش به صحنه می آیند و از اهرم نافرمانی مدنی که بدون خشونت است بهره می جویند چرا که با سرچشمه هایی از عشق، صلح و دوست داشتن که در زنان نهفته است از عهده خشونت پرهیزی بر می آیند و نه تنها از خشونت منع می کنند بلکه خود نیز در حق دیگری در خانواده، اجتماع و سیاست خشونت نمی ورزند.

در واقع خشونت پرهیزی در جهان امروز امری ذهنی و فرمالیته نیست، بلکه به عنوان راه حلی خاص و رفتاری بر پایه اصول اخلاقی  مطرح و نمایان است که خود را در اجتماع و سیاست و…باز می تاباند.

مخاطب های مبارزه با خشونت، جامعه بشری است، و اگر کسانی هنوز در قرن ۲۱ میلادی به آموزه های انسانی خشونت پرهیزی متوسل نمی شوند و مسائل را با کوبیدن بر طبل خشونت پی می گیرند در انسانیت شکست خورده اند. همانطور که «بهاوه» رهبر جنبش ضد خشونت “سارددایا ” می گوید: “خشونت به شکست می انجامد، حال ان که در خشونت پرهیزی هر کس پیروز است. پیروزی یک انسان، پیروزی انسان دیگر نیز است.”

اشاعه و گسترش بازدارندگی از خشونت و خشونت پرهیزی که انسان های مدنی در جوامع مختلف و با فرهنگ های گوناگون در پی آنند و به دشمنانشان و به همه صف های جامعه گوشزد می کنند که اگرشما از ما تنفر دارید، ما به شما نفرت نخواهیم پراکند ولی از قوانین ناعادلانه شما نیز تبعیت نخواهیم کرد و نافرمانی و مقاومت ادامه می یابد اما بدون خشونت! چنان که «مارتین لوترکینگ» همین مقاومت و خشونت پرهیزی را پاسخی به مسائل ناشی از بحران اخلاقی و سیاسی عصر ما می دانست که خود مسئولیت آور است.

«دریدا» هم می گوید :” هدف بازدارندگی از خشونت، پیشگیری از حمله است حال ان که هدف انتقام صدمه زدن به دیگری است. و زیبایی شناسی مقاومت خشونت پرهیز همین بس که بدون آسیب به دیگری به حقوق خود نیز دست یابد.”

«پل ریکور» نیز پای در رکاب است و مسئله منع خشونت در تاریخ مملو از خشونت را تکلیفی برای همگان و پدیده ای تاریخ ساز می داند.

و بالاخره در جامعه ایرانی با آمار خیره کننده مربوط به خشونت خانگی علیه زنان، شدت گرفتن قتل های ناموسی، مادر کودکی، همسرکودکی و… ما را به این نقطه می رساند که در بازی میان من و تو و خشونت مبتنی  بر دیالکتیک نفی من و دیگری، مردان، زنان و انسان های مدنی چگونه می توانند کنار یکدیگر قرار گیرند؟ بی آن که استیلاطلبی یکی بر دیگری اتفاق نیافتد.

و با منطق قوی که خشونت پرهیزی در فکر، عمل و رفتار دارد انسان های مدنی باید از پس چالشی جدی در منع خشونت علیه زنان برایند و بخصوص نشان دهند چگونه و با چه راهکار مقاومت آمیزی حاضرند در منع و بازدارندگی خشونت علیه زنان، نقش مؤثری بر عهده گیرند؟!

@iranfardamag

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»