اکبر دانش سرارودی
بالاخره رفت و آمدهای گسترده به لبنان برای انجام توافق آتش بس نتیجه داد تا شاید لبنان را به آرامش قبل از این طوفان ویرانگری برگرداند که شرایط منطقه را بکلی تغییر داد لذا بد نیست فارغ از سوگیریهای جناحی، فعالان عرصه سیاست نیم نگاهی به دستاوردهای مثبت و منفی ۱۴ ماه گذشته حزب اللهی داشته باشند که رأس الهِرم و اُم الفتوح سیاست خارجی ج ا قلمداد میشد و آنرا چراغ راه آینده نمایند.
بعید میدانم در غلط بودن حمله ۷ اکتبری که عدم محاسبات عاقبت اندیشانه حماس و سایر گروههای فلسطینی مستقر در غزه کار دست همه داد شکی باشد و به مصداق آفتاب خود دلیل آفتاب، جز آنچه در میدان عمل اتفاق افتاده دلیلی بخواهد.
لذا می پرسم چه ضرورتی داشت تا «در حمایت از یک اشتباه استراتژیک» پای لبنان و حزبالله را هم به این درگیری باز کنیم و ضمن به کشتن دادن هزاران لبنانی و آوارگی قریبِ یک و نیم میلیون نفر از جمعیت آن کشور و ویرانی بسیاری از مناطق جنوب و بخش هایی از بیروت و نابودی عمده زیرساختهای حزبالله در ابعاد مختلف مادی و معنوی، متحمّل این همه خسارت شده و منزلت اجتماعی اش در بین مردم و نظام سیاسی لبنان نیز بشدت آسیب ببیند؟
پرداختن به دخالت حزبالله در جنگ غزه و بررسی ابعاد مختلف آن، نیازمند تدوین چند جلد کتاب قطوری است که شاید به جرأت و در نهایت تأسف باید گفت آن کتب چیزی جز شرح خسارات و ناکامی های حزبالله و برباد رفتن استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی نخواهد بود
علیهذا هر جا جلوی ضرر گرفته شود نفع است و خدا را شاکرم که بالاخره فشارهای همه جانبه سازمان ملل، افکار عمومی، دول آمریکا و فرانسه و… مفید واقع شد و موجبات شادی و آرامش مردم آن سرزمین مظلوم را فراهم آورد و فعلاً خطر نابودی کامل حزبالله و ویرانی بیش از پیش لبنان را منتفی نمود
@ اینکه نیابتی بودن حزبالله تمام شد و اگر بخواهد ناقض آتش بس شده و بسوی اسرائیل شلیک کند باید پذیرنده تندترین پاسخ ها باشد فعلاً بماند
@ اینکه با ویرانی انبوهی از ساختمانها و اماکن لبنان و بی خانمانی کثیری از مردمی مواجه ایم که تنفر روزافزون شان از ایران و حزبالله اظهر من الشمس است فعلاً بماند
@ اینکه میلیاردها دلار از سرمایه گذاری و تسلیحات انبار شده ما در این سالها نابود شد و باقیمانده آن نیز باید در اختیار ارتش لبنان قرار گیرد فعلاً بماند
@ اینکه قطعنامه هزار و هفتصد و یکی (۱۷۰۱) پذیرفته شد که پذیرش آن را محال میدانستند فعلاً بماند
@ اینکه اغلب فرماندهان و کادر استخواندار حزبالله از جمله دو دبیرکل آن دیگر وجود ندارند و تمام سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی های انجام شده برای اعتلای آن تشکّل سیاسی نظامی از بین رفته فعلاً بماند
@ اینکه با التماس، به همین آتش بس رسیدند و جبهه غزه نیز بکلی تنها شد و آینده آن باریکه فلسطینی نیز با چه اما و اگرهایی مواجه است فعلا بماند
@ اینکه جمهوری اسلامی تمام اوراق تهدیدی اش را سوزاند و در چنان شرایط سختی قرار گرفته که ثمرات «سیاست خارجی» تمام این سالهایش یکجا دود شده و در کنار نارضایتی و بحرانهای عمیق داخلی، در دو بُعد بین المللی و منطقه ای نیز بگونه ای تضعیف شده که… فعلاً بماند
اینکه…
علی ایحال ایکاش تا کاملاً دیر نشده از اصرار و پافشاری بر این سیاستگذاریهای غلطی که ثمری جز ویرانی در هر دو بُعد داخلی و خارجی نداشته دست میکشیدید و به راه نویی از حکمرانی معقول و پسندیده ای میآمدید که به کاهش رنج، و شادی و آرامش همگان ختم شود.