صدها هزار لاله شیدا به جرم عشق
کشتند و دریدند و سپردند زیر خاک
کشتار کردهاند و ندیدند حاصـلـی
جز موج پر تلاطم احساس خشم ما
دو سال پس از قیام ۱۴۰۱، اکنون زمان آن فرارسیده است که موانع رسیدن به پیروزی را در عمل کنار زنیم. مارش قدمهايمان در كف خيابان، سرنوشت ما و ايران را رقم ميزند، پس بايد محكمتر نواخت.
وقت آن است که به محکوم کردن اعدام اکتفا نکنیم و در برابر آن بهپاخیزیم. وقت آن است که به جای کمر خم کردن زیر فشار اقتصادی، تجسم سر خم نکردن در برابر ظلم باشیم. وقت آن است که در دانشگاه، سنگر آزادی، لباس رزم به تن کنیم. وقت آن است که به انتظار تحولات بینالمللی ننشینیم و خود سر منشاء تحولات باشیم و ستم و ستمگر را از ریشه بسوزانیم.
دانشجو تعبیر کلمه “نو”، کابوس این کهنه ستمگران همزاد هم، شاه و شيخ، بوده و هست.
دستان ما تاریخ را مینویسد، اکنون زمان نوشتن کلمه آزادی قبل از نام ایران است؛ با هر بهایی که داشته باشد.
سوگند به خون همرهانم
سوگند به اشک مادران
هرگز ز تیرشان نمیرد
فریاد جاودان مان
اميرحسين مرادى
على يونسى
١۶ آذر ١۴۰۳
زندان اوين
l