در این روزها بزرگ‌ترین موهبت الهی برای علی خامنه‌ای که یک ورشکسته‌یِ به تقصیر است، این است که مرگش فرا برسد. هم ملت نفسی بکشند و هم حتی نظامش از دست او خلاص شوند!

گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
بعد از چند روز سردرگمی و به شدت مسئله‌دار شدن بدنه ولایی برای سقوط ناگهانی رژیم اسد، علی خامنه‌ای آمده بود مسئله را برای آنها تبیین و توجیه کند و دلگرمی بدهد.
این پیرمرد لجباز یک سری رجزخوانی‌های تو خالی کرد که با واقعیت جلوی چشم همگان تعارض داشت، که گاه به هذیان هم کشیده می‌شد؛ مانند اینکه ایران مقتدر، مقتدرتر خواهد شد، جبهه مقاومت قوی‌تر و گسترده‌تر خواهد شد…
خامنه ای لجبازانه نمی‌خواهد شکست سیاست خارجی‌اش را بپذیرد؛ حتی حماس هم سقوط اسد را تبریک گفت، در لبنان خیلی از مردم شادمانی کردند، دولت‌مردان عراق هم برخورد مثبتی کردند و تلویحا گفتند آنها هم برای این سقوط همکاری کرده‌اند.
خامنه ای در سخنرانی و توجیهاتش سعی کرد به شخص اسد نزدیک نشود. او گفت ارتش سوریه انگیزه نداشت، قاسم سلیمانی در آنجا بسیج مردمی درست کرده بود که بعدا منحل کردند، سوری‌ها از ما کمک نخواستند، اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها هم راه‌های هوایی و زمینی را کاملا بسته بودند… . سرجمع اینها یعنی «شکست» که با رجزخوانی‌هایی خواست از این شکست فرار کند.
رهبر ولایی که مدعی دین و خدا و پیغمبر است، دروغ‌هایی بزرگ هم گفت؛ مثل اینکه حضور ج.ا در سوریه برای دفاع از حرم بوده (در حالی که در نقاطی که نیروهای اعزامی ایران می‌جنگیدند حرمی وجود نداشته است) و دیگر اینکه برای مبارزه با داعش بوده است(در حالی که داعش دو سال بعد از حضور ایران برای حفظ اسد، در سوریه فعال شده است).
خامنه‌ای در سخنرانی‌اش علیرغم تلاش برای توجیه کردن و دلگرمی دادن به هواداران و بدنه ولایی بعید است موفق شده باشد سئوالات فراوانی که در ذهن آنها بوجود آمده را پاسخ داده باشد.
دروغ‌های فریبنده خامنه‌ای همچون«انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست(پوشش فریب‌کارانه برای ساختن سلاح هسته ای)، در سوریه با داعش می‌جنگیم، تا در ایران با آنها نجنگیم(پوشش فریبنده برای سرکوب مردم معترض سوریه برای حفظ اسد جنایت‌کار)، ما مدافعین حرم هستیم(در حالی‌که مدافعین اسد بودند) و…، مدت‌هاست که دیگر برای اکثریت مردم روشن شده است. او می‌ترسد اقلیت هوادارش هم از شکست‌های پی در پی او آگاه شوند.