چرائی  سقوط رژیم بشار اسد و ناکارائی ارتش سوریه در برابر خیزش مخالفان و نزدیک شدن زمان فروپاشی رژیم اخوندی ایران، ناخدا محمد فارسی

برای اینکه ارتش کشوری بتواند امنیت و ثبات کشور را تأمین کند لازم است دارای مشخصات ویژه ای باشد که بتواند ارتش را توانمند برای اجرای وظایف محوله نماید. اولین ویژگی این است  که ارتش کشور ملی باشد، بدین معنی که از بطن جامعه (ملت) برخواسته است و وفادار به مصالح ملی باشد، نه گروه و یا شخص ویژه ای مانند پادشاه ، رئيسن جمهور، و یا اقلیتی قدرتمند. 

بجز ارتش اسرائيل ارتش های دیگر کشورهای خاورمیانه فاقد این ویژگی بوده اند، از جمله ارتش سوریه (ارتش اسد)، ارتش پادشاهی اردن،‌ ارتش خامنه ای در ایران و قبل از خامنه ای ارتش محمدرضا شاه پهلوی. ارتش عراق، افغانستان،‌ و ارتش های اکثر کشور های عرب،‌ بجز ارتش مصر در حال حاضر انسجامی ندارند تا بتوان سنجشی از توان آنها داشت و بیشتر مسئولیت برقراری امنیت به عهده آنها واگزار شده است.

قبلاً نیز تحلیلی بر وضعیت ارتش کشورهای خاورمیانه داشته ایم و این سئوال مطرح بوده «آیا کشوری در خاورمیانه تا کنون از ارتش ملی برخوردار بوده است؟ جواب به این سئوال به یقین منفی است. ارتش کشورهای خاورمیانه (به جز ارتش اسرائیل)، از جمله ارتش سوریه تحت فرماندهی سران خودکامه کشور انجام وظیفه کرده و بر خلاف قانون اساسی کشور، از خود استقلالی  نداشته اند. و اگر رهبری که فرماندهی ارتش را داشته از مسند قدرت پایین کشیده شده، تضعیف گردیده، و یا بعلت سقوط  راس هرم فرماندهی، برای مدتی با سردرگمی روبرو شده و در اکثر اوقات بکلی منحل گردیده است. ارتش سوریه نیز سرنوشتی بغییر از انحلال یا ادغام در ارتشی نوین نخواهد داشت.

هر چند پول و ثروت به تنهائی معیار قضاوت در مورد توانایی نیروهای نظامی یک کشور نیست. ولی

  • کیفیت و کمیت تسلیحات و آموزش از عناصر کلیدی محسوب میشود.
  • دیسپلین قوی بطوریکه پرسنل آموزش دیده  نظامی از جمله سرباز، ناوبان، ملوان و خلبان که بتوان در مواقع اضطراری آماده خدمت باشند.
  • شاخص دیگر توان رزمی، کمیت و کیفیت تسلیحات موجود در زرادخانه است.
  • توانایی‌های صنایع دفاعی محلی برای نوآوری و جایگزینی. و 
  • اطلاعات/ضدّ اطلاعات درباره نیرو و امکانات طرف مقابل (دشمن).

ارتش سوریه با توجه به ۱۳ سال جنگ داخلی و نفوذ مستقیم دو ارتش خارجی از جمله سپاه پاسداران ایران و نیروی هوایی و دریایی روسیه ساختار فرماندهی و استقلال خود را از دست داده بود. نظامیان سوری ۱۳ سال شاهد کشته شدن بیش از ۵۰۰ هزار مردم سوریه توسط خود و نظامیان خارجی بوده که بطبع نه تنها واجد شرایط  یک نیروی نظامی ملی نبودند، بلکه از نظر روحیه نیز انگیزه جنگیدن را بطورکامل از دست داده بودند.  ۱۳ سال عامل و ناظر کشته شدن برادران و خواهران سوری خود بوده. و باعث تلف شدن سرمایه های ملی و زیرساختارهای کشورشان. ارتش سوریه با خارج شدن از زیر سلطه نفوذ سپاه پاسداران ایران و نیروی هوایی-دریائی روسیه انگیزه ای برای ایستادن در مقابل حرکت نیروی مخالفان اسد را نداشت و میدان نبرد را خیلی زود خالی کرد. 

 جنگ های بزرگ چند قرن گذشته به ما آموخته است که داشتن متحدان قوی و قابل اعتماد برای درگیری با قدرت های رقیب بسیار مهم است؛ جنگهای جهانی و منطقه ای گواه این امر بوده است. امّا ارتش سوریه بر علیه کشوری خارجی نمی جنگید بلکه تحت فرمان بشارالاسد مدت ۱۳ سال برعلیه مردم معترض و مخالف حکومت اسد جنگید و نه برای پشتیبانی از ملت و دفاع از اب و خاک.

از اغاز  خیزش دادخواهی  مردم سوریه در سال ۲۰۱۱ (بهار عربی)، ارتش غیرملی سوریه بدستور بشار اسد به مردم غیرمسلح حمله ور شد و با حمایت سپاه پاسداران ایران و حمایت هوایی-دریایی ارتش روسیه بیش از ۵۰۰ هزار مردم سوریه را کشته و بیش از صدها هزار زخمی، زندانی و بیش از ۷ میلیون مردم سوریه را آواره کرده است. این روند ادامه داشت تا اینکه آیت الله خامنه ای بواسطه خطای بزرگ و اشتباه محاسبه با حمایت از نیابتی های خود در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط حماس به اسرائيل حمله کرد و بزرگترین جنایات تاریخ بشری از جمله تجاوز،‌ سربریدن و فجایعی که بشر تا آن هنگام بخود کمتردیده بود را با کشتن بیش از ۱۲۰۰ زن، مرد و کودک اسرائيلی و به اسارت بردن ۲۵۰ نفر مرتکب شد.

تهاجم شورشیان التحریر در سوریه در حالی رخ داد که بیش از ۵ سال بود که جنگ داخلی سوریه فروکش نسبی داشت، جنگ روسیه و اوکراین شروع شده بود و پشتیبانی رژیم اسلامی و روسیه از ارتش اسد کاهش یافته و خلاء سیاسی-نظامی ایجاد گردیده بود. شورشیان مخالف رژیم اسد، از فرصت استفاده کرده و با پشتیبانی نظامی ترکیه، روز ۲۷ نوامبر (۷ آذر) با حمله از ادلب به حلب و تصرف این شهر کلیدی، پیشروی سریع آنها به سایر نقاط سوریه نیز شدت گرفت که به نظام خاندان اسد که بیش از ۵۰ سال در سوریه حکومت مستبدانه داشتند پایان داده شد.

در این کارزار رژیم اسلامی ایران با از دست دادن سه نیروی نیابتی مهم، بازنده اصلی محسوب می شود. وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی، روز یکشنبه ۱۸ آذر اعلام داشت فروپاشی نظام دیکتاتوری سوریه بر اثر ناتوانی ارتش سوریه در مقابله با حرکت التحریر و سرعت پیش رفت آنان بود. عراقچی میگوید «رخداد سوریه هم به لحاظ تحلیلی و هم به لحاظ اطلاعاتی مشخص بود که دست آمریکا و رژیم صهیونیستی در کاربود که توانست محور مقاومت را دچار مشکلات پی در پی کند.» عراقچی بوضوع نمی گوید جنایتی که در ۷ اکتبر برعلیه اسرائيل رخ داد و حملات تلافی جویانه اسرائيل باعث سرنگونی اسد گردیده است، زیرا با شکست نیابتی های حماس و حزب الله لبنان، امکان حمایت از سوریه از دست ایران خارج شده بود (۱). عراقچی افزوده است، «وقتی بنده و آقای لاریجانی با اسد دیدار داشتیم خودش هم متعجب و گلایه ‌مند از نحوه عملکرد ارتش خودش بود و مشخص بود که تحلیل درستی از ارتش سوریه حتی در دولت سوریه هم وجود نداشت و به نظر من ارتش سوریه اسیر میدان روانی شده بود.»

آیت الله خامنه ای نیز پس از سکوت چند روزه، چهارشنبه ۲۱ آذر در باره سقوط بشار الاسد سخن گفت و اظهار داشت «مسئولان بالای نیروهای مسلح، سازمانهای مسلح به من نامه می‌نویسند که ما در قضیه‌ی حزب‌اللّه لبنان تاب تحمل نداریم، اجازه بدهید ما برویم. این را مقایسه کنید با آن ارتشی که تاب تحمل ندارد و می‌گریزد. دوران رژیم طاغوت متأسفانه ارتش ما هم چنین بود؛ آنها هم در مقابل حمله‌ی دشمنان، خارجی‌ها در جنگهای مختلف از جمله در جنگ [جهانی] دوم ایستادگی نکردند، نایستادند. دشمن آمد حتی تهران را گرفت، آن روز هیچ مقاومتی صورت نگرفت. وقتی مفاومت نباشد نتیجه ی جز فاجعه ملی روی نخواهد داد (۲).  

مشخص است که علی خامنه ای با شکست همه جانبه رژیم در خاورمیانه سرگیجه گرفته و بیشتر هزیان میگوید. جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین ارتباطی به جنگ داخلی سوریه ندارد، افزون براین ارتش ایران با همان توان نظامی محدود در مقابل ارتش های متفقین که از شمال و جنوب به ایران حمله کردند ایستاد،‌ تلفات بسیار داد و با دستور سران سیاسی وقت دست از پیکار کشید. خامنه ای شرم ندارد که ارتش ایران را که درمقابل انقلاب نامبارک خمینی اعلان بی طرفی کرد را با ارتش سوریه مقایسه کرده، درحالی که با کشتن سران نظامی ارتش ایران که اعلان بیطرفی کرده بود ساختار فرماندهی ارتش ایران را ساقط کرد بحدی که به صدام حسین رئيس جمهور وقت عراق فرصت داد به کشور ایران حمله نظامی کند. با وجود این شقاوت از طرف خمینی و عمال انقلابیش، ارتش ایران خود را بازسازی کرد و ارتش تا دندان مسلح عراق را از کشور ایران بیرون راند.

خامنه ای از رژیم خود در عدم حمایت از سقوط بشار اسد میگوید «ما در همین شرایط دشوار هم آماده بودیم. اینجا به من آمدند گفتند که همه‌ی امکاناتی که برای سوری‌ها امروز لازم است ما آماده کرده‌ایم آماده‌ایم که برویم. آسمانها بسته بود، زمین بسته بود، رژیم صهیونیستی و آمریکا هم آسمان سوریه را بستند هم راه‌های زمینی را بستند، امکان نداشت. اینجوری است قضایا. انگیزه‌ها اگر چنانچه در داخل آن کشور به حال خود باقی میماند و میتوانستند در مقابل دشمن حرفی داشته باشند دشمن آسمانشان را هم نمی‌توانست ببندد، راه زمینی را هم نمی‌توانست ببندد. می‌شد بهشان کمک کرد.»

آیت الله خامنه در لفافه سخن گفته، زیرا آخرین نیابتی رژیم، سوریه را هم از دست داده و برابر معمول با دشمن تراشی های واهی مقصر را آمریکا و اسرائيل میداند؛ همان سناریوهایی پوچ و بی ارزش «تئوری توطئه»، که تنها خریدارانی مانند بسیجی و سپاهی دارد که جلویش زانو زده و فریاد الله اکبر و مرگ بر این و آن سر میدهند. رژیم اسلامی در معادلات خاورمیانه تصور می کرد سه اهرم فشار از جمله نیروی موشکی،‌ نیابتی ها و پروژه اتمی دارد. ولی این تصوری بود واهی و بی اساس. اهرم موشکی را در درگیری جنگ با اسرائيل از دست داد. حملات صادق ۱ و ۲ رژیم به اسرائيل، ثابت کرد که در مقابل پدافند هوایی اسرائيل ناتوان و تنها شیری است پوشالی. اهرم دوم نظام نیابتی هایش بودند که قویترین آن،‌ حماس، حزب الله لبنان و سوریه بود که بکل نابود شده اند. تنها اهرم باقی ماننده ادامه غنی سازی اورانیم با غلظت ۶۰ درصد است که تلاش دارد بنحوی از آن بهره ببرد. این اهرم نیز با انتخاب مجدد دونالد ترامپ بدون نتیجه پایان خواهد یافت. 

تریکای اروپایی از جمله انگلستان، فرانسه و آلمان تهدید کرده اند آخرین قطعنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی که برعلیه اقدامات غنی سازی اورانیم ۶۰ درصدی صادر گردید را در ژانویه ۲۰۲۵ به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع خواهد کرد، مکانیزم ماشه توافق برجام ۲۰۱۵ اجرایی، که باعث برگشت تمام تحریم های سازمان ملل خواهد شد. با اقدام تریکای اروپایی و آمدن ترامپ به کاخ سفید در روز ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ امکان ساخت بمب اتم از دست رژیم گرفته خواهد شد. رژیم مجبور خواهد بود به وضعیت برنامه اتمی سال ۲۰۱۵ برگردد یا توافق دیگری که تمام اورانیم غنی سازی شده را از ایران خارج و تمام سنترفیوژهای پیش رفته را تحت نظارت آژانس اتمی بین الملل از کارایی خارج کنند. بعبارتی آخرین اهرم فشار رژیم هم کار بجایی نخواهد برد.

با از دست رفتن اهرم های فشار رژیم و برگشت سپاه پاسداران از سوریه باید انتظار داشت در بین سپاهیان میدانی و سپاهیان مافیایی سیاسی-مالی-امنیتی در ایران تنش ایجاد شود، اگر چه برابر با گزارشات اطلاعاتی تنش ها از هم اکنون شروع شده است. بمنظور جلوگیری از درگیری ها خامنه ای و عمالش در مقابل مردم ایران برای اجرایی کردن حجاب اجبازی نیز قرار دارند. استحکام نظام ولایی خامنه ای با بحران شدید روبرو شده،‌ اهرم های فشار را از دست داده و با بحران باخت باخت روبرو گردیده است. با احتمال بالا رژیم از اجرایی کردن قانون حجاب و عفاف عقب نشینی خواهد کرد،‌ یا با احتمال بالا برای امنیت و نگاه داری نظام اسلامی، مجبور به سرکوبهای بیشتر و خشن تری خواهد بود. میتوان گمانه زد، نیروهای انتظامی و سپاهیان رژیم قادر به کنترل خیابانها نخواهند بود. درهنگام انقلاب «زن-زندگی-آزادی»‌ برابر با اطلاعات از داخل، نیروهای امنیتی رژیم برآورد کرده بودند اگر حرکت مردمی برای مدتی طولانی تر ادامه می یافت کنترل خیابان از دستشان خارج می شد. بنابراین در هنگام بحران امکان اینکه خامنه ای دست بسوی ارتش ایران برای ایجاد امنیت دراز کند وجود دارد. آیا ارتش ایران در هنگام بحران سیاسی به فرمان خامنه ای گوش فراخواهد داد قابل تأمل است.

برای ما نظامیان ارتش ایران ناشناخته نیست که خامنه ای فرماندهان سرسپرده خود را در رأس نیروهای ارتش ایران قرار داده و مداوم آنها را عوض می کند تا اطمینان حاصل کند در صورت نیاز فرمان قتل عام او را اجرا خواهند کرد. امّا ارتش ایران با ویژگی های  انضباطی، سلسه مراتب و سلامت کار خود و قَسمی که هنگام ورود به ارتش یاد کرده به وظیفه ملی خود عمل خواهد کرد، و هرگز در مقابل مردم ایران که برای دادخواهی در مقابل نظام خامنه ای قرار خواهند گرفت نخواهد ایستاد.

روز ۲۳ آذر ۱۴۰۳روز ابلاغ قانون حجاب و عفاف به دولت برای اجرا است،‌ ملت ایران بویژه جوانان ایران در نظر دارند در مقابل این قانون ضدّ قوانین بشری مقاومت نمایند و احتمال ورود به خیابان های کشور در چند روز آینده برای اعتراض سراسری بسیار بالاست.

فرزندان و همقطاران نظامی ایران زمین 

مردم ایران بویژه جوانان همانگونه که قتل ژینا امینی را بر نتابید، قانون حجاب و عفاف را هم بر نخواهد تابید. جمهوری اسلامی با شکست و بی آبرویی در منطقه خاورمیانه،‌ ناتوان از تامین امکانات امنیتی و معیشتی، احتمالاً به عوامل خود مانند گشت ارشاد و غیره دستور سرکوب جوانان کشور بویژه در ارتباط با عدم رعایت حجاب اجباری را صادر خواهد کرد.

همقطاران چشم امید مردم ایران به نظامیان ارتش است و انتظار دارند که ارتش نه تنها باید از یکپارچگی کشور و استقلال و حاکمیت ملی دفاع کند، بلکه از جان و مال مردم به هنگام بحران نیز دفاع نماید. جای تردید نیست که نظامیان ارتش ایران به سوگند و وظیفه ملی خود پایبندند و اجازه نخواهند داد که رژیم ستمگر اسلامی ایشان را در مواقع اضطراری برای سرکوب و کشتار برادران و خواهران ایرانی به کار گیرد. «نه» هیچ سرباز شریفی هرگز ابزار سرکوب نظام ولایی نخواهد شد.  

فرزندان و همقطاران نظامی من، در صورت خیزش مردم برعلیه نظام ستمگر ولایی سکوت یا بیطرفی جایز نیست. باید از فرصت ها استفاده و برای جلوگیری از سرکوب ملت در کنار مردم به پاخاسته کشورمان قرار گیریم.

ناخدا محمد فارسی

۱۳ دسامبر ۲۰۲۴

 

1 – https://www.irna.ir/news/85683997/  

2 – https://www.tasnimnews.com/fa/news/1403/09/21/3217222/